خانه / تحلیلی / ملاصدرا که شیرازی نیست!

ملاصدرا که شیرازی نیست!

ملاصدرا که شیرازی نیست که روز بزرگ داشتش را در شیراز جشن بگیریم. اصلا ملاصدرا کی هست؟ ما که نمی شناسیمش! شما از برای شناخت دقیق این متاله حکیم نوشته ای جز همان که هانری کربن نوشته در دسترس دارید؟ از کجا معلوم که درست نوشته باشد؟ تازه در سریال شاه عباس هم که ملاصدرا کلا در اصفهان بوده است! اصفهان!؟؟

ما فیلسوفان را دعوت می کنیم تا در روز حافظ از نسبت شعر و فلسفه حرف بزنند ولی ملاصدرا را که نمی شود سید جواد طباطبایی بیاید و برای ما تنقیح کند! هانری کرین هم مرده! القصه زمانی که تحول در علوم انسانی کشور را از ته به سر می خواهیم و از میراث فلسفی مان برای تحول در علوم انسانی شروع نمی کنیم دیگر چه نیازی به ملاصدرا و بو علی و خواجه نظام الملک قس الی هذا!؟

امروز اول خردادماه روز ملاصدرا است که در شهرش فراموش شده است. حیف از فیلسوفی چنین والا مقام که در شیراز برایش کاری انجام نمی شود. دانشگاه شیراز هم کلا هیچ! حیف از این که حتا نمادی یا تبریکی گذاشته باشد از این که مراسمی علمی برای این روز برگزار کند که هیچ! جناب استاد رییس دانشکده الهیات هم مصاحبه کرده اند که نخستین همایش ملّی، علمی و پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران در روزهای سوم و چهارم خرداد ماه سال جاری در تالار علامه‏ ی جعفری دانشکده ‏ی الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شیراز برگزار می ‏شود. اما در این برنامه هم از ملای شیرازی ها خبری نیست.

سمینار علمی برگزار کردن به معنی آن نیست که همه جنبه های فکری شخصیتی پیچیده چون ملاصدرا را می توان گشود یا به عبارت دیگر با هر آن چه او گفته است موافق بود. بلکه به این معنی است که تلاشی گسترده برای فهم سرمایه علمی است که خداوند تبارک و تعالی با عنایت فراوان در اختیار ما نهاده است تا با توضیح و نقد آن راه را برای بهتر بودن بگشاییم. این که بخشی از فلسفه صدرایی آن هم در اثر عدم پژوهش کافی در میان ما محل جدل و توضیح است که دلیلی برای مسکوت گذاشتن آن نمی شود.

گمان می کنید آلمانی ها در زمان حیات کانت با همه مباحث او موافق بوده اند! اصلا در همین کره خاکی چند کانت شناس یا هگل شناس متبحر هست ولی آن ها از پژوهش دست بر نمی دارند. آیا بیش از مارکس در دنیای سرمایه علیه کس دیگری تبلیغ شده است اما بدانید که مهمترین منابع نقد سرمایه داری که در اختیار تئوریسین های سرمایه داری است همان نوشته های مارکس است و به مدد آن از گذرگاه های سخت عبور می کنند و بحران را حل می کنند.

در حالی که ما کتاب دنیای صوفی را به نوآموزان پیشنهاد می کنیم تا با مفاخر فلسفه غرب آشنا بشوند که البته لازمم است و بسیار بسیار مفید حتا یک کتاب نداریم که بوعلی سینا را و ملاصدرا را به ما بشناساند. حیف نیست؟ ما نیز به عنوان یک مجله فرهنگی کم بضاعت می توانیم گلایه کنیم و یادآوری و خواهش! و چند کلمه ای هم از ملاصدرا بنویسیم و بس! اما باید به خاطر داشته باشید عزت ایرانی و اسلامی نه از نانو نه از فن آوری هسته ای و  نه اصولا از مهندسی و پزشکی آغاز نمی شود! از علوم انسانی و البته از فلسفه آغاز می شود. به این معنی که باید ابتدا به یک دستاورد مشخص در فلسفه برسیم بعد نظریه تولید کنیم و دست آخر مدل های اجرایی را بپردازیم. مسیری صعب و زمان بر است و به اراده های سترگ و فداکاری نیاز دارد و از جلسات سطحی بیرون نخواهد آمد. ما نمی توانیم از تجربه به مدل از مدل به تئوری برسیم!

نهم جمادی الاولی سال ۹۸۰ بود که محمد، دیده به جهان گشود تا روزگاری، شکوه صدر المتألهین را رقم زند. محمد بن ابراهیم قوامی شیرازی ملقب به صدرالمتالهین یا ملاصدرا ، از بزرگان فلسفه اسلامی و از بزرگترین دانشمندان جهان ، درنهم جمادی الاولی سال ۹۸۰ قمری در شیراز دیده به جهان گشود. پدر او خواجه ابراهیم قوامی مردی پرهیزگار دیندار و دوستدار و حامی دانش و معرفت بود. در زمان حیات ملاصدرا ، شیراز دارای حکومت مستقلی بود و حکمرانی آن به برادر شاه واگذار گردید ، در آن زمان پدر ملاصدرا به عنوان معاون او و دومین شخصیت مهم آن منطقه به شمار می رفت و به نظر می رسید تنها موهبتی که خداوند به او ارزانی نداشته ، داشتن فرزند باشد. اما بالاخره خداوند ، دعاهای این مرد پاک و زاهد را بی جواب نگذاشت و بهترین پسران را به او ارزانی کرد که یکی از آنها را محمد ملقب به صدرالدین نام نهاد به آن امید که عالی ترین شخصیت مذهبی گردد . در دوران جوانی ، صدرالمتالهین جوان با شیخ بهایی آشنا گردید که سنگ بنای شخصیت علمی و اخلاقی ملاصدرا  توسط این دانشمند جهاندیده ی کم نظیر، بنا نهاده شد و تکمیل این بنای معنوی را استاد دیگرش دانشمند سترگ و استاد علوم دینی – الهی و اصول یقینی سید امیرمحمد باقر بن شمس الدین ، مشهور به میرداماد عهده دار گشت .

hhe2122

حکیم وارسته در طول عمر ۷۱ ساله اش هفت بار با پای پیاده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف کعبه دل صفا بخشید و در آخر نیز سر بر این راه نهاد و به هنگام آغاز سفر هفتم یا در بازگشت از آن سفر به سال ۱۰۵۰ ه .ق در شهر بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت ، و در همانجا به خاک سپرده شد . اگر چه امروز اثری از مزار او نیست اما عطر دلنشین حکمت متعالیه از مُرکب نوشته هایش همواره مشام جان را می نوازد.

گذاشتن نظر

ایمیل آدرس شما در اختیار کسی دیگری قرار نخواهد گرفت موارد مورد نظری که باید وارد شوند علامت گذاری شده اند. *

*