سوال از اصلاح طلبان: تفاوت معنادار شما با سایرین؟!

سوال از اصلاح طلبان: تفاوت معنادار شما با سایرین؟!

با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر سال جاری (۱۳۹۶) بدنه اجرایی کشور تا آخرین بخش که شهرداری ها بودند در اختیار اعتدال گرایان و اصلاح طلبان قرار گرفت و در شهر های بسیاری رقیب که سال ها مدیریت شهری را در اختیار داشت کنار گذاشته شده است. در میان گروه های سیاسی موجود البته بیشترین سهم به کارگزاران سازندگی رسیده است که دارای هسته متمرکزتری برای مدیریت است و البته نباید در این میان سهم توان مالی شان را نیز نادیده گرفت. آیا آنها به مدد تفاوت شان این موقعیت را بدست آوردند؟ سوال اصلی از اصلاح طلبان این است.

این نوشته در پاسخ به سوالات آقای عباس عبدی در مورد آینده اصلاح طلبان نگاشته شده است و قصد دارد در چند سطر مختصر به بررسی وضعیت فعلی گروه های اصلاح طلب از منظر یک ناظر بیرونی که دخیل در مجادلات سیاسی کنونی کشور نیست بپردازد. اگر چه سوالات طرح شده از طرف آقای عبدی برای بهبود وضعیت کشور نیست و پیرامون عملکرد راهبردی اصلاح طلبان دور می زند اما گمان این است در صورت عدم تغییر و بهبود نیافتن وضعیت کلی کشور در زمان تصدی اصلاح طلبان، راهبرد تشکیلاتی اصلاح طلباح طلبان هرچه باشد به ادامه روند کنونی منجر نخواهد شد. پس مفروض این است سوالهای طرح شده برای بهبود وضعیت مدیریت کشور در دوران تصدی اصلاح طلبان طرح شده است.

سوال اصلی عبدی این است که «اصلاح‌طلبی در چه وضعیتی است؟ آینده آن چیست؟ » اما به نظرم سوال دقیق تر این است: اصلاح طلبی چیست و تفاوت معنا دار آن با سایر خط مشی های سیاسی در کشور چه باید باشد؟ تلاش این نوشته این است بجای ورود از نگاه جامعه شناسانه یا سیاست عملی به بحث، از فلسفه سیاسی به مسئله نگاه بیاندازد. اصلاح طلبان در ادوار گذشته نشان داده اند که عملا نمی توانند به اجماع در حوزه سیاست عملی برسند و بزودی دچار انشقاق های داخلی شدید می شوند و در انتخابات های سرنوشت ساز به رقابت شدید درون جناحی روی خواهند آورد. در سه انتخابات گذشته نیز تنها حضور آقای خاتمی باعث شد تا یک وحدت کم و بیش شکننده حاصل شود و دخالت مستقیم رییس دولت اصلاحات جورِ گروه های سیاسی را کشید.

پس باید ابتدا ببینیم اصلاح طلبان با سایر گروه های سیاسی که برای کسب قدرت در دو انتخابات آینده وارد گود خواهند شد چه تفاوت معناداری در ذهن رای دهندگان در چهار سال گذشته ایجاد کرده یا می تواند در چهار سال آینده ایجاد کند. یعنی در حوزه مسائل مهم کشور چگونه می اندیشد؟ این مسائل بدون اولویت طرح شده اند.

  1. فساد اقتصادی و اداری؟
  2. مسئله آب؟
  3. بهبود وضعیت اشتغال، کسب و کار و معیشت مردم؟
  4. سیاست خارجی؟
  5. تهدیدات امنیتی؟

نگارنده بر این باور است که در هیچ یک از مسائل فوق راهبرد یا مزیتی بر رقبا نداشته است یا تاکنون نداشته است. یکی از اصلی ترین برنامه های تبلیغات سیاسی اصلاح طلبان حول محور برجام بوده که نمی توان آن را موفق ارزیابی کرد هر چند می توان آن را تاکتیکی تاخیری برای بروز بحران های سیاسی در حوزه امنیت ملی ارزیابی کرد اما بها دادن بیش از حد به آن می تواند به یکی از معضلات اصلی سیاست خارجی ما در سال های پیش رو منتهی شود.

در بحران آب هیچ برنامه راهبردی وجود ندارد. اصولا دولت در این زمینه عزمی هم ندارد. رکود اقتصادی به دلیل صنعتی نبودن بخش اعظمی از کشور شدت بیشتری یافته است و بسیاری از مشاغل کوچک دیگر نمی توانند به کار خود ادامه دهند. دولت نیز پول چندانی برای توزیع در جامعه در اختیار ندارد. در زمینه فساد اقتصادی نیز دولت بشدت در مظان اتهام است و گمان می رود این روند شدت یابد. تهدیدات امنیتی نیز کماکان پابرجاست و اصلاح طلبان نمی تواند با بازیگران اصلی این حوزه تعامل سازنده برقرار کنند. سیاست بهداشتی و درمانی کشور بسیار هزینه بردار بوده است و ادامه روند به کاهش شدید کیفیت خدمات درمانی منجر خواهد شد و برنامه دولت در این زمینه با مخاطره شدید مواجه است.

پس باید پیش از راهبرد تغییر در گروه ها به دنبال یک فلسفه سیاسی اصلاح طلبانه بود که بتواند راه کار حل معضلات را به گروه ها و اشخاص ارائه دهد و کلید حل مسئله را به کارگزاران مختلف در حوزه های متفاوت بدهد. این ایده یا فلسفه سیاسی از ابتدا نیز در اصلاح طلبان وجود نداشته است. مغالطه بین معانی فلسفه سیاسی غرب و اسلام به صورت نمونه جامعه مدنی و جامعه النبی از همین مسئله ناشی می شده است. اکنون نیز ایجاد آن غیر ممکن خواهد بود چون چنین توانی در تمام جناح سیاسی موجود نیست. اما یک نکته طریف وجود دارد و آن این که محافظه کاران اصولا چندان درگیر فلسفه سیاسی نمی مانند در حالی جان تمام گروه های اصلاح طلب یا انقلابی در فلسفه سیاسی آن ها نهفته است.

درنهایت این پراتیک سیاسی بدون چهارچوب در گروه های مختلف سیاسی کشور که در میان اصلاح طلبان شدت بیشتری دارد تکلیف آینده سیاسی آن ها را روشن خواهد کرد. محافظه کاران به دلیل رویکردی سلبی که در جذب و اعتماد به نیروهای سیاسی دارند در این پراتیک عمدتا موفق تر عمل می کنند و اصلاح طلبان دستخوش افراد و گروه های سیاسی می شوند که منفعت را در پراتیک سیاسی بر همه چیز مقدم خواهند دانست.

 

نظر دهید !!!

نظر شما برای “سوال از اصلاح طلبان: تفاوت معنادار شما با سایرین؟!”



قالب وردپرس