آرزوی محال

آرزوی محال

هر بار که ماه رمضان فرا می رسد با خود فکر می کنم این بار کسی از کوفیان بر می خیزد و ابن ملجم را قبل از آن که شمشیرش را بر فرق مولایم فرود آورد به ضربه ای هلاک می کند. علی مرتضی بر می خیزد و ولایتش چنان ادامه می یابد که معاویه هلاک شود و مجتبی به جهالت خلق گرفتار نشود و خون جگر نخورد به دست همسرش مسموم نخواهد شد. افسوس بیست و یکم رمضان بازهم فرق مولایم به شمشیر جهالت شکافته می شود و زجه های چون منی افاقه نمی کند و صاحب ذوالفقار در بیست سوم ماه رمضان شهید می شود.

ندای محرم که می آید آرزو می کنم این بار حسین بن علی به نامه های کوفیان اعتنا نمی کند و به مسلخ گاه نمی رود و همه عمر ما ار داغ دار نخواهد کرد. دیگر دهه محرمی نخواهد بود و تاسوعا و عاشورا حسرت نمی خوریم. اما حیف این بار هم آرزویم بیهوده است چرا که امام حسین به آرزوی هدایت مسلمانان دست از دیار می شوید و به سمت شهادت رهسپار می شود.

این آرزوی محال هر شیعه ای است اما شیعه بی فرق شکافته امیر المومنین و بی کفایت ابوالفضل عباس چه می شد؟ صبر امام حسن مجتبی شیعه را شیعه کرد و قیام امام حسین و یارانش ما را سرافراز می کند. اما آرزوی م هنوز هم برجاست. ای کاش این بار خلق نادان به حمایت مولایم بر خیزند و کار دشمن را بسازند.

سیاوشون فرارسیدن سالگرد شهادت امام حسین و یارانش را به همه شیعیان تسلیت عرض می کند.

نظر دهید !!!

نظر شما برای “آرزوی محال”



قالب وردپرس