پیشنهاد یک تحقیق: بررسی رهیافت سیاسی امریکا به منطقه خاورمیانه و جهان اسلام

پیشنهاد یک تحقیق: بررسی رهیافت سیاسی امریکا به منطقه خاورمیانه و جهان اسلام

این موضوع یکی از دغدغه های نگارنده در ده سال اخیر بوده است و در این زمینه مقالاتی چند نگاشته ام اما انجام این تحقیق به تنهایی و با منابع محدود من امکان پذیر نیست لذا آن را منتشر می کنم تا همراهی دیگران را در این زمینه طلب کنم.

حضور سال های طولانی امریکا در خاورمیانه پس از کنار رفتن سیاست مونروئه به یک حضور ثابت و دائمی تبدیل شده است به طوری که حتا نمی توان در طولانی مدت هم از عدم حضور امریکا در منطقه صحبت کرد. این حضور در کنار وجود خصومت ذاتی بین جهان اسلام و غرب به خصوص پس از یازده سپتامبر ابعادی تازه یافت . اگر رهیافت نومحافظه کاران در برخورد با این پدیده بسیار کاسب کارانه و ساده لوحانه بود اما رهیافت دولت اوباما بسیار زیرکانه و موذیانه انتخاب شده است. از بین بردن خطر گروه های تروریستی به وسیله انتفا در مسئله وجودی شان، مخدوش کردن چهره اسلام از طریق اعمال گروه های تروریستی جدید (داعش) و … می تواند محل بحث های بسیاری باشد. البته باید تصویر بزرگ را در نظر داشت و به جزییات کم بها خود را مشغول نساخت. امریکا در حال اجرای برنامه ای طولانی مدت و بزرگ در سایه نظریه جنگ تمدن هاست.

باید به خاطر داشت که زمینه همه این فعالیت های امریکا در منطقه ای در حال وقوع است که در آشوب بی سابقه ای به سر می برد. نگارنده در استفاده از کلمه آشوب دقیقا منظور خود را از نظریه آشوب (Chaos Theory) دنبال می کند. نظریه آشوب را با کلید واژه های چون «نظم در بی نظمی» می شناسند، در واقع منظور از آشوب در ادبیات تئوری آشوب، ناکارآمدی، به هم ریختگی و نظایر آن نیست. بلکه در اینجا ‌‌ همان گونه که «هیلز» (Hayles, 1990) توصیف می‌کند بی‌نظمی و آشوب، نوعی بی‌نظمیِ منظم یا نظم در بی‌نظمی است. بی‌نظم از آن رو که نتایج آن غیرقابل پیش بینی است و منظم بدان جهت که از نوعی قطعیت برخوردار است. بی‌نظمی در مفهوم عملی یک مفهوم ریاضی محسوب می‌شود که می‌توان آن را نوعی اتفاقی بودن همراه با قطعیت دانست. قطعیت آن به خاطر آن است که بی‌نظمی دلایل درونی دارد و به علت اختلالات خارجی رخ نمی‌دهد و اتفاقی بودن به دلیل آن که رفتار بی‌نظمی، بی‌قاعده وغیر قابل پیش بینی است.  همان طور که می توان مشاهده کرد بین این نظریه که از فیزیک کوانتوم و ریاضیات به علوم انسانی سرایت کرده است بحث بر سر غیر خطی (UnLinear)، غیر قابل پیش بینی (unpredictable) و پیچیدگی (Complexity) پدیده هاست که در علوم سیاسی و روابط بین الملل به عنوان مفاهیم اصلی در بررسی پدیده هایی چون انقلاب، جنگ، بحران های انتخاباتی و نظایر این ها مورد استفاده قرار می گیرند.

به این ترتیب آشوب بوجود آمده اگر چه دولت های طرفدار غرب چون بن علی و مبارک را از قدرت ساقط کرد اما در اصل مهم ترین دلیل وجودی گروه هایی چون القائده را نیز منتفی کرد. القائده مدعی مبارزه با استعمار غرب در حضور دولت های وابسته بود. سازمانی فراملی که تلاش می کرد در ذهن مسلمانان جای دولت هایی را بگیرد که باید پاسدار عزت ملت اسلام می بودند و علیه اسرائیل مبارزه می کردند. عملا با از بین رفتن دولت های وابسته دیگر کار بدست خود مردم بود تا علیه دشمن بجنگند و دلیل وجودی گروه های تندرو از بین رفت. از سوی دیگر در این کشورها چیز زیادی تغییر نکرد حتا مصر در دوره اخوان المسلمین هم محاصره غزه را نقض نکرد. این آشوب در نهایت با دستکاری در این گروه ها به جنگ قومیتی و مذهبی کشیده شده است و جهان اسلام را درگیر خود کرده است. و متاسفانه خواسته یا نا خواسته ما یک طرف درگیر در این مبارزه موذیانه غرب علیه اسلام هستیم. کشورهای منطقه نیز در برنامه بزرگتر هژمون برای تحدید قدرت های منطقه ای بوسیله یکدیگر، خواسته یا ناخواسته گرفتار شده اند. در این مقابله این کشورها از وسیله های متفاوتی چون کمک به گروه های متعارض علیه اسد در سوریه، تلاش برای به قدرت رساندن متحدان خود در لبنان و تحدید قدرت حزب الله در این کشور، تلاش برای پیروز شدن احزاب سنی یا سکولار در انتخابات عراق، تولید گروهک های تروریستی چون داعش یا جبهه النصره و نظایر این ها استفاده کرده اند.

این تحقیق پیشنهاد می کند با بررسی دقیق نظریه جنگ تمدن ها با استفاده از نظریه آشوب و پیچیدگی به رهیافت امریکا در منطقه در سه برنامه کوتاه مدت، میان مدت و طولانی مدت دست یافت.

پرسش های تحقیق

  • نظریه جنگ تمدن ها تا چه اندازه به عنوان عامل رانشی در رهیافت سیاسی امریکا علیه خاورمیانه نقش دارد؟
  • آشوب در منطقه چه دستاوردهایی برای رهیافت امریکا در منطقه خاورمیانه دارد؟
  • رهیافت کوتاه مدت، میان مدت و طولانی مدت امریکا در منطقه خاورمیانه چیست؟

 

فرضیات

  • پس از یازده سپتامبر نظریه جنگ تمدن ها یک عامل رانشی قوی در سیاست خارجی امریکا علیه جهان اسلام است.
  • آمریکا بر آشوب بوجود آمده در منطقه سوار شد و منافع خود را با توجه به نظریه جدید در علوم انسانی منطبق کرده است.
  • در کوتاه مدت امریکا به دنبال از بین بردن خطر تروریسم، در میان مدت تضعیف کشورهای اصلی و قدرتمند در جهان اسلام و در طولانی مدت نابودی اسلام سیاسی است.

منابع

  • Tareq Y. Ismael, Glenn E. Perry, The International Relations of the Contemporary Middle East: Subordination and after, Rutledge, 2014
  • William M. Habeeb, The Middle East in Turmoil: Conflict, Revolution, and Change, ABC-CLIO, 2012
  • Ayoob, Mohammad, Mahdavi, Mojtaba and others, Towards the Dignity of Difference, Ashgate Publishing, Ltd., 2012
  • Gause, F. Gregory, Beyond Sectarianism:The New Middle East Cold War, THE BROOKINGS INSTITUTION, 2014
  • Mahdavi, Mojtaba, Iran? It’s the Geopolitics, Stupid!, Caribbean Journal of International Relations & Diplomacy,Vol. 1, No. 4, December 2013: pp.23-37
  • Hayles, N.Katherine; Chaos Bound: Orderly Disorder in Contemporary Literature and Science, Cornell University Press, 1990, pp. 309
  • Banerjee, Santo; Erçetin, Şefika Şule and Tekin, Ali, Chaos Theory in Politics, Springer Publications, 2014

 

 

نظر دهید !!!

نظر شما برای “پیشنهاد یک تحقیق: بررسی رهیافت سیاسی امریکا به منطقه خاورمیانه و جهان اسلام”



قالب وردپرس