خانه / تحلیلی / انتخابات! مقوله ای که باید به آن بیشتر اندیشید!

انتخابات! مقوله ای که باید به آن بیشتر اندیشید!

در دوران جدید که مشروعیت حاکمان از آسمان به زمین آمد و دیگر فره ایزدی یا وراثت نشان دهنده حق حکومت نبود و به تبع آن بحث گردش نخبگان مطرح شد باید برای این گردش راهی می اندیشیدند که نیازی به درگیریهای فیزیکی و جنگ نداشته باشد. انتخابات و مبارزه از مصدر رای عمومی جانشین شد و تنها راه رسیدن به قدرت در دوران مدرن گردید.
این خوانشی بسیار ابتدایی و ساده اندیشانه از قدرت در دنیای مدرن است. البته خوانش نادرستی نیست اما بسیار نا کامل است. انتخابات بدون احزاب عملا کاری بسیار نارکارآمد است. چرا؟ چون شما در مسیر انتخابات عملا رای برای شناخت کاندیدا ها ندارید. و در دوره انتخابات هم تشت بیش از حد امکان رشد درست افکار سیاسی وجود ندارد. از سوی دیگر و بدتر از همه این که کاندیداهای منفرد عملا از زمان شروع تا پایان دوران نمایندگی های شان تغییرات شگرفی از سر می گذرانند. از راست راست تا چپ و از چپ تا راست تغییر می کنند و متوجه این معنا نیستند که ایشان نماینده مردم هستند و باید رای دهندگان را نمایندگی کنند اما با توسل به شعارها بی اساس این نمایندگی را تفسیر ب رای می کنند و بر منافع شخصی شان متمرکز می شوند. و هیچ نیروی بالاتری نیز نیست که در برابر این موضوع پاسخ گو باشد.
از سوی دیگر مردم در یک دوران کوتاه دچار بیشترین غلیان فعالیت سیاسی می شوند در حالی که باید در طول زمان این وضعیت تقسیم شود. پس شهروندان هم می خواهند در فشدره ترین زمان بیشترین نیازها را بروز دهند و نمایندگان متناسب را انتخاب کنند پس در این زمان یا دچار انفعال یا بیش فعالی می شوند. و ریشه بحران زایی پروسه انتخابات در ایران شروع می شود. ادغام انتخابات در هم و دو سال یکبار کردن آن راهی بوده که برای این مسئله اندیشیده شده است اما این مشکل را بدتر خواهد کرد.
تنها به دلیل تجربه هایی چون حزب توده یا احزاب دولت ساخته ای چون رستاخیز نباید فعالیت حزبی در ایران را تخطئه کنیم. از سوی دیگر معلوم است وقتی که شما به بیش از هزار گروه مجوز حزب داده اید دیگر نمی توان از آن ها انتظار عملکرد حزبی داشته باشید. باید مانند سایر کشورها تنها به گروه هایی اجازه فعالیت به عنوان حزب داد که مثلا بیش از پانصد هزار نفر نشانه دار آن ها را تایید و معرفی کنند و تعهد نمایند سالانه مبلغی به عنوان حق عضویت به این احزاب بپردازند. یعنی ایجاد تعهد متقابل و حل مسئله مالی این گونه فعالیت ها از جیب طرفداران و پاسخگو کردن حزب دربرابر طرفدارانش.
واقعا این مسیر دارای خطرهای امنیتی است یا تنها حاکمان باید از خود سعه صدر نشان دهند و دو یا سه حزبی که از این مسیر بوجود می آیند نیز تعهد خود را نشان دهند و از کارها و تجربیات چون انتهای مجلس ششم درس بگیرند. واقعا در سیاست مداران ما چه در جامعه مدنی و چه حاکمیت این ظرفیت وجود دارد. ایا اگر امروز ابزاری چون حزب در اختیار ما قرار گیرد برای استشفای عقده های خودمان علیه رقبا از آن ها استفاده نمی کنیم؟ یک انتخابات ساده را به درگیری های خیابانی نمی کشیم؟ نمی دانم ولی شاید هیچ راهی هم برای فهم آن جز این که از جایی شروع کنیم نداریم.
شروع اساسی به یکی از گروه های شناخته شده و درون نظام امکان حزب شدن را بدهیم و قانون احزاب را تصحیح کنیم بطوریکه بیش از دو یا سه حزب در کشور امکان ظهور  نداشته باشند. به آن ها حق داشته روزنامه رسانه و حتا معرفی کاندیدا بدون نظارت استصوابی بدهیم. به مرور پروسه های مشروعیت زدا را به احزاب انتقال دهیم و با تشکیل دادگاه ویژه از آن ها حساب کشی دقیق کنیم. یعنی شدنی؟ نمی دانم ولی تنها راه است تا بتوانیم از این همه تنش در دوران انتخابات بکاهیم و آن را به سرمشا بالندگی در کشور تبدیل کنیم همان گونه که امام می خواست.

گذاشتن نظر

ایمیل آدرس شما در اختیار کسی دیگری قرار نخواهد گرفت موارد مورد نظری که باید وارد شوند علامت گذاری شده اند. *

*