خانه / تحلیلی / کلاف سر در گم آموزش زبان در ایران

کلاف سر در گم آموزش زبان در ایران

با مطالعه تحولات بسیار در سازمان آموزشی کشور در یک صد ساله اخیر می توان در یک تحلیل از این تغییرات آن را با تغییرات سیاسی همگام احساس کرد. در پی انقلاب مشروطه ناگهان نظام آموزشی قبلی به کل دستخوش تغییر می گردد و نظام آموزشی سنتی برانداخته و نظام آموزشی جدید روی کار می آید. اگر چه بر این تغییر فواید بسیار مترتب است اما ایراد اساسی این است که به نقاط قوت نظام قبلی نمی پردازد و یکسره آن ها را حذف می کند. به همین مناسبت خروجی نظام جدید اگر چه با دنیای جدید آشنا ترند اما بکل با دنیای قدیم ایرانی ها بیگانه می شوند. یکی از این ظعف ها که عمیقا دامن گیر ماست مراتب نوشت ساده یا به قول قدیمی ها آیین ترسل یا نامه نگاری است.

در نظام آموزشی قدیم به شاگردن نحوه نگارش به دقت به همراه خط خوش آموزش داده می شده است و مقدار قابل توجهی از ادبیات به ایشان آموخته می شده است. اما اکنون این نکته مغفول باعث شده حتا تحصیل کردگان دانشگاهی نیز از نگارش یک نامه ساده به زحمت بیافتند و عاصی شوند.

با وقوع انقلاب اسلامی دروس مانند عربی نیز به تبع ایدئولوژی پیروز به نظام آموزشی وارد می گردد اما متاسفانه خروجی آن چندان دندان گیر نیست. قواعد پیچیده صرف و نحو عربی که در نهایت در طول مدت زمان کوتاهی فراموش می شود و صرفا بدرد کنکور می خورد. حال آن که می تواند یک زبان را به ایرانیان بیاموزد که بسیار کاربردی است.

3607337_759

همین شکل از آموزش زبان در مورد انگلیسی وجود دارد البته به مراتب بد فرم تر و زیان آور تر! چرا که دانش آموزان علاوه بر مدرسه وقت بسیار زیادی را در کلاس های کمک آموزشی می گذرانند و در نهایت هیچ یک در مواجهه با یک تروریست خارجی نخواهند توانست او را راهنمایی کنند یا منظورش را به وضوح دریابند.

در صورتی که در همه کشورهایی که زبان دوم یا سوم آموزش داده می شود. اولا بر ادبیات خود تاکید کافی دارند. ثانیا زبان آموزان پس از یک مدت معقول به آن زبان به عنوان یک زبان آموز مسلط می گردند و حداقل نیاز خود را می توانند مرتفع کنند.

توجه آیت الله خامنه ای به مقوله آموزش زبان انگلیسی نیز باید در همین چارچوب مورد توجه قرار گیرد چرا که ایشان به قدرت زبان آگاه هستند و چندین بار به قدرتی که همراه زبان به یک ملت ارزانی می شود یا از او سلب می گردد اشاره کرده اند و از سوی دیگر به کارایی بسیار پایین این نحوه آموزش بطوری که از مهدکودک ها آموزش آغاز می گردد بدن آن که ثمری بر آن بار باشد.

لذا من گمان می کنم اگر آموزش زبان به صورت موثر و البته دلخواه در آید می تواند تاثیرات عمیقی داشته باشد. یعنی این که کسی سه زبان را آموزش ببیند و هیچ کدام را نداند بهتر است یا یکی را بخوبی بداند و بتواند از آن بهره ای ببرد؟

عمیق ترین مشکل ما در یادگیری زبان این است که ما به خود زبان توجهی نداریم. به معنای عمیق زبان صدای است که مس شنویم و معنای پس آن صدا را درک می کنیم. در حالی که ما بر قواعد دست و پاگیر این زبان ها تاکید داریم دیگران از شنیدن صدای این زبان ها شروع می کنند یعنی دقیقا همان کاری که نوزاد تا زمان سخن گفتن می کند یعنی می شنود! شنفتن!

ما حتا درباره ادبیات فارسی هم همین کار را می کنیم بجای این که صوت خوش شعر و نثر فارسی در کلاس های ادبیات ما جاری باشد صدای خشک فاعل و مفعول به گوش می رسد انگار که هر بار که می خواهیم حرف بنیمب ه این قواعد توجه می کنیم یا حتا بر اساس این قواعد حرف می زنیم و شعر می خوانیم و می نویسیم!

گذاشتن نظر

ایمیل آدرس شما در اختیار کسی دیگری قرار نخواهد گرفت موارد مورد نظری که باید وارد شوند علامت گذاری شده اند. *

*