نوشتار زیر نگاهی است گذرا به فیلم «کیفر»ساختۀ "حسن فتحی" که در بیست و هشتمین جشنوارۀ فیلم فجر به نمایش درآمده است:
- حسن فتحی فیلمهای سینمایی، "پستچی سه بار در نمیزند"، "ازدواج به سبک ایرانی" و مجموعههای "شب دهم"، "پهلوانان نمیمیرند" و "اشکها و لبخندها" را کارگردانی کرده است. مریلا زارعی، مصطفی زمانی، امیر جعفری، هانیه توسلی، انوشیروان ارجمند و ... در کنار جمشید هاشمپور در این فیلم بازی میکنند. این فیلم نخستین تجربه همکاری حسن فتحی و جمشید هاشمپور است.همچنین دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن به "مریلا زارعی" برای فیلم «کیفر» اهدا شد.
1- فیلم به نحو بارزی وامدار فیلم نوآر(سیاه) است. از شمایل آدمها گرفته( به یاد بیاورید بین ابی بن بست با یاکوزه ها ارتباطی بوده و ....) تا وجود شخصیت زن اغواگر(مهسا) و از همه مهمتر پلشتی و زشتی آدمهای شهر نشین که عامل پیش برنده بخش مهمی از کنش های داستانی است.
2-از سویی دیگر عامل اصلی پیش برنده طرح و توطئه فیلم، معما و گره افکنی و سپس گشودن این کره ها است.( فیلمهای کارگاه خصوصی بخشی از دنیای نوار است). در اینگونه فیلمها به رغم پیچیدگیشان موضوع خیلی ساده است. فقط کافی است محدوده اطلاعات بینندگان محدود شود و سپس آرام آرام اطلاعات بیشتر به بیننده داده شود. تا اینجای قضیه با یک فیلم کلاسیک روبرو هستیم. اما موضوع مهم در اینگونه فیلمها که نقش محوری را دارد شخصیت قهرمان است.بار اصلی فیلم بر پایه شکل بازی اوست.( بیاد بیاورید بازی همفری بوگارت در نقش کارگاه مارلو) اما بازی قهرمان فیلم ضربات جدی به فیلم زده است. این موصوع زمانی بیشتر به چشم می آید که قرار است مقابل بازیگران خوب بازی کند.(نگاه کنید به شکل بازی مریلا زارعی که تقریبا در تمامی صحنه ها بازی او را تحت تاثیر قرار داده است)
3-سرنوشت آدمهای فیلم به نحو عجیبی با گذشته اشان پیوند خورده است. در واقع این آدمها توانایی فرار از گذشته خود را ندارند. از کیفر اعمال قبلی گریزی نیست.
4-ریاکاری در تار و پور جامعه ای که فیلم ترسیم می کند پیچیده شده است. همه به نوعی سعی دارند تصویری غیر از آنچه دارند به دیگران نشان دهند از پدر برزو گرفته که حاضر نیست خانه را برای نجات جان فرزندش بفروشد تا زن برزو که حاضر به مرگ اوست مهسا شخصیت غیر از آنچه هست را معرفی می کند ابی بن بست خود را به شمایل جمال در آورد و... براستی در این جامعه چگونه می توان خوبی را از بدی تشخیص داد.به همین دلیل است که جشن بالماسکه شرقی با درونمایه داستان در هم آمیخته و معنای دیگری می بابد.

5-در فیلم شخصیت های سرگردان و رها شده زیاد داریم.از مشایخ گرفته تا مهسا.منطق روایتی حضور اینان ضعیف و شکننده است.
6-باز هم پایان بندی عجیب. شایدعلاقه عجیب فتحی به مثلث عشقی باعث گردیده تا شاهد آن پایان بندی باشیم. اما به نظرم با سه پایان بندی مختلف روبرو است که به فیلم ضربه زده است. پایان اول مرگ ابی بن بست است که گویی فیلمنامه نویس آن را برای درس گرفتن تماشاگر خود کافی نمی داند بنابراین صحنه فرودگاه را خلق می کند تا بر قربانی بودن شخصیت هر دو زن تاکید کند حتی به این پایان بندی نیز راضی نیست پایان نهایی باید با نکاههای قهرمان داستان با مهسا باشد. کویی برای این مثلثهای عشقی پایانی متصور نیست
دوستان اون عکس بالایی از جمشید هاشم پور مربوطه به فیلم شش انگشتی نه فیلم کیفر.
فیلم بدی نبود.
خداوندا ازتو میخواهیم که همه ما را یاری کنی . تا اگر قدرت نوشتن در دست ماست .مبادا نسبت به کسی مغرضانه قضاوت کنیم. که در اینصورت باید به درگاه تو جوابگو باشیم.هنر مندان جوان ما را یاری کن که هر روز بهتر و بهتر بازی خود را ارایه دهند.قویترین وبا تجربه ترین هنرمندان نیز در ابتدای راه بی اشکال نبودند.