فروردینماه-16-1389
1- آیا "قفسۀ رنج" قرار است فیلمی ضد جنگ باشد؟ تبلیغات اطراف فیلم چنان نشان می دهد. اما آیا به واقع چنین است؟برای پاسخ به این پرسش به ناچار می بایست در مفهوم سینمای ضد جنگ اندکی تامل کرد.
موضوع را با ارائه یک پرسش به جلو می برم:اگر فیلمی نمایشگر زشتیها و پلشتیهای جنگ باشد ضد جنگ است؟پاسخ به چنین پرسشی چندان آسان نیست چرا که به هر حال در فیلمهای حماسی-جنگی نیز اندکی حس تلخ از دست دادن قهرمانان وجود دارد اما این فیلمها به هیچ رو ضد جنگ نیستند.از سویی دیگر در برخی از فیلمها که شمایلی ضد جنگ دارند(ضد جنگ به مفهوم سرشار از صحنه های کشتار و مرگ فجیع انسانی است) موضوع و پیام اصلی در لفافه ای از اصوات، تصاویر مجذوب کننده به خورد تماشاگر داده می شود.این فیلمها به رغم ظاهر ضد جنگشان بیشتر توجیه گر دلایل جنگ و یا ادامه آن هستند به یقین فیلم "قفسۀ رنج" یکی از این فیلمها است. وصله ناجور صحنه های پایانی به فیلم و شعارهای پر طمطراق قهرمان فیلم برای نجات مردمان عراقی بیشتر به شوخی می ماند و بسان بیانه ای توجیهی برای حضور نظامیان در عراق در می آید.
فیلم هیچ تلاشی برای نمایش دلایل شروع جنگ نمی کند. فیلم از این موضوع که دلیل شروع جنگ عراق یک دروغ بزرگ به افکار عمومی بوده به راحتی می گذرد. گویا آنچه اهمیت دارد موقعیت آدمهای آمریکایی درگیر این جنگ بوده که البته گاهی نیز شاهد اثرات زیانبار این فاجعه روی عراقیها هم هستیم.
2- فیلم از چند جهت فضای جنگ عراق را به خوبی منعکس می کند:
اول: ما در فیلم چهره حمله کنندگان به نیروهای آمریکایی را نمی بینیم و فقط در چند صحنه به آنها اندکی نزدیک می شویم.از ایدئولوژی و دلایل حملۀ آنهابه نیروهای آمریکایی بی خبریم. و این دقیقا فضای جنگی عراق است. یک بیخبری کامل از دشمن !
دشمن کیست؟بقایای نیروهای بعثی هستند؟القاعده و نیروهایش به کمین نشسته اند؟شیعه های متعصب در حمله ها نقش دارند و ...
دوم: شکل جنگ عراق پس از جنگهای چند روز اول و فتح بغداد خیلی خاص است. و خبری از موضع گیری دو ارتش و جنگ کلاسیک نیست.تمرکر روی فضای اصلی جنگ یعنی بمبگذاری و خنثی کردن آن به خوبی فضای جنگی موجود در عراق را ترسیم می کند.
3- فیلمنامه فیلم را یک روزنامه نگار با تکیه بر تجربه خود از فضای عراق نوشته بنابراین شکل اجرای بخش ها(سکانس) می بایست در خدمت روایت مستند گونه فیلم باشد. در چند بخش از لحاظ اجرا به فیلمهای خبری نزدیک می شود. این موضوع در بخش اول و استفاده از دوربین روی کاوشگر بمب و شکل استفاده از مردم عادی در پس زمینه صحنه ها به خوبی فضای مستند گونه لازم را القا می کند.
4-فیلمنامه و کنش های اصلی موجود در آن بر پایه داستانک های خنثی سازی بمبها پایه ریزی می شود. هر صحنه خنثی سازی بسان یک داستانک مجزا می تواند نشان دهنده التهاب آدمهای فیلم باشد. و به خودی خود کامل هستند.لیکن کنکاش در شخصیت قهرمان فیلم که دارای منشی خاص در مقابل فرمانده قبلی است،در پیشبرد روایت موثر است.
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
برای این یادداشت 0 دیدگاه ثبت شده است.