شهریورماه-04-1387
این بخش اول مصاحبه با آقای مهندس فروزنده است که درباره هویت شهری و هویت شهر شیراز صورت گرفته است. او فارغ التحصیل دانشگاه شیراز است و مسائل شهری شیرازرا از نزدیک دنبال می کند. دیدگاه منطقی و البته انتقادی ایشان که از کارشناسان این حوزه هستند جالب و خواندنی است
هویت شهری را با چه عناصری می توان تعریف کرد؟
هویت دارای نمادهای کالبدی و غیر کالبدی است، که نماد های غیر کالبدی می تواند نمادهای تاریخی آن باشد به طور مثال یک شخصیت می تواند یک نماد غیر کالبدی باشد که می تواند بخشی از هویت یک شهر را بسازد. بخش عمده ای از هویت شهری هم نماد های فیزیکی است که همان نماد های کالبدی شهر هستند که اجزا زیادی دارد که حتا تبلیغات شهری هم می تواند بخشی از آن باشد که همه این ها در شکل گیری هویت شهری موثر هستند. جایی مثل شیراز که سابقه تاریخی دارد مجموعه از همه این هاست که هویت شهر را می سازد. هم سابقه تاریخی و هم بخشی از کالبد شهر سازنده هویت منحصر بفردی برای شیراز است.
وضعیت کنونی این شهر به چه صورت است آیا واقعا اکنون هم این هویت تاریخی قابل مشاهده است؟
خیلی از بدنه کالبدی و ساخت و سازهای شیراز اکنون نقشی در شکل دهی به هویت این شهر ندارد. مثلا در شهر شیراز دیگر نمی توانید منطقه ای را که نمایان گر یک هویت مشخص از نظر کالبدی و غیر کالبدی در شیراز باشد را نشان دهید. در یزد ممکن است دیده شود ولی در شیراز به این دلیل که بخش مدرن و سنتی با هم قاطی شده است و در هم رفته اند اکنون نمی توان از یک هویت شکل گرفته شهری صحبت کرد. یعنی این که اکنون میان این بخش ها ارتباطی نمی شود تعریف کرد همان طور که استقلال شان را هم نمی شود مشخص نمود. به همین دلیل از نظر بدنه و بافت شهری عناصر پررنگ هویتی نمی توانید ببینید.
پس اکنون شهر شیراز را از هویت خالی می بینید؟
خیر، تک بنا ها یا معدود ساختمان ها یا نمادهایی هست که این تک بنا مثل حافظیه یا نارجستان یا باغ های شهر مثل باغ ارم که به تنهایی هویت بخشی می کنند. یا به خصوص بعضی از خیابان هایی هم در شهر شیراز هست که این گونه اند مثل خیابان قصردشت یا خیابان زند یا بلوار مدرس که البته اکنون با آن ساختاری که برای آن ها تعریف شده بود دیگر وجود ندارد. این ها نقش عمده ای در هویت بخشی شهر شیراز را به عهده داشته و دارند. در شهر شیراز که ما شیب طبیعی داریم بعضی از کارهای هوشمندانه مثل ساخت پردیس دانشگاه در بلندی، خودش نقش بسیار مهمی در ایجاد چشم انداز دارد.
بحث چشم انداز چیست؟
یکی از بحث های مهم که نه تنها در حوزه شهرسازی و یا هویت شهری بلکه در حوزه فرهنگی نیز مهم هستند چشم انداز ها هستند به طوری که یونسکو به ثبت چشم اندازها می پردازد. و خیلی از این چشم اندازها طبیعی هستند و مصنوعی نیستند. مثلا در شهر شیراز در منطقه دروازه قرآن خود دره و کوه بجز دوازه یعنی تنگ الله اکبر یک چشم انداز هویت بخش است و خیلی ها شیراز را با این تنگه می شناسند که متاسفانه با یک تصمیم گیری اشتباه و ساخت هتلی مشرف بر این کوه ، چشم انداز این منطقه آسیب دیده است. یا کاری که کنار دروازه قرآن انجام شد هرچند خوب بوده است اما باید هوشمندانه تر صورت می گرفت.
مسئولیت این گونه کارها با کیست؟
شهرسازی . اما سال هاست که در کشورمان شهر سازی تعطیل شده است.
می شود لطفا میان شهر شیراز و سایر مراکز استان ها از نظر مقایسه ای انجام دهید؟
من فکر می کنم که شیراز را نمی توان با شهر های دیگر و مراکز استان های دیگر مقایسه کرد. شیراز را باید با شهر بزرگ توریستی مقایسه کرد که همردیف شیراز بوده اند. مقایسه آن با این شهر ها درست نیست.
چرا؟
بسیاری شیراز را به طور مثال با اصفهان مقایسه می کنند هر چند که شیراز و اصفهان جز چند شهر توریستی و تاریخی اول جهان هستند اما متاسفانه هیچ گاه به این شهرها به عنوان شهر جهانی نگاه نشده است اشتباهات از همین جا بوجود می آید مثلا اتفاقی در شهر مثل سمنان یا هر مرکز استانی دیگری رخ داده باشد و این شهر با شیراز قابل قیاس نیست و ما نباید همان کاری که در سمنان یا حتا در تهران انجام شده را در شیراز پیاده کنیم. در تهران اکنون بحث پیاده سازی مونوریل است ممکن است که بشود در بخشی از تهران مونوریل را پیاده کرد ولی انجام آن در شیراز به معنی نابود کردن این شهر است یعنی شیراز دیگر وجود ندارد شهر دیگری بوجود خواهد آمد که دارای هویت شهر شیراز نیست.
پس سطح قیاس ما در کجاست؟ باید با چه معیار و سطحی قیاس کنیم؟
چون چشم اندازهای شهر شیراز منحصر بفرد هستند و این چشم اندازها سازنده هویت این شهرند شاید شیراز را باید با پاریس یا رم مقایسه کرد. ولی نباید با نیویورک مقایسه کنیم.
این به معنای این است که هویت شهر از اجزا کوچکی تشکیل شده است که هویت یا کلیت شهر را می سازند و با دست کاری در اجزا به دست کاری در کل هویت شهر دست زده ایم.
دقیقا. هویت انتزاعی شیراز ان چیزی که شیراز را در ذهن بوجود می آورد. ممکن است در کالبد شهر شیراز یک جز بسیار کوچکی باشد. زمانی که به مشکلی مثل ترافیک برمی خوریم سریعا راه هایی را پیش می گیریم بدون آن که به این ظرایف توجه کنیم به این فکر هستیم که فلان درخت یا فلان چشم انداز را تخریب و دوباره آن را خواهیم ساخت. درخت ها دوباره سبز می شوند و همان چشم انداز را خواهند داشت اما این بزرگ ترین اشتباه است ما به این ترتیب هویت شهر را با از بین بردن چشم انداز آن مخدوش کرده ایم.
یعنی می خواهید به گویید اگر چه که ما به توسعه نظر داریم اما این توسعه نباید ساختاری را از هم بپاشاند که اصلا قابل جبران نیست؟
دقیقا. ببینید مثلا درباره اصفهان که ما خود را این قدر با آن ها مقیسه می کنیم همین اتفاق رخ داده است و آن صنعتی سازی این شهر در دهه 40 و 50 است و استراتژی صنعتی شدن بزرگ ترین ظرفیت این شهر را نابود کرد. بخش بزرگی از صنایع به دلیل موقعیت جغرافیایی اصفهان در این شهر قرار گرفت. این توسعه که همراه بوده است با این ضرورت که باید مناطق تروریستی شهر هم حفظ شود بنابراین به شهرک سازی در اطراف اصفهان منجر گردیده است. که نتیجه این توسعه در دوجنبه قابل بررسی است. یکی در بحث بهداشت شهری که مسئله جدی در این شهر شده است به طوری که به گفته دکتر رنانی اصفهان پایتخت بیماری ام اس دنیاست. یعنی به دلیل موقعیت فعلی آن آلنده هایی که در اصفهان وجود دارد باعث تولید چنین بیماری هایی شده است و به نظر می رسد علی رغم بومی گرایی شدیدی که در اصفهان وجود دارد اما به مرور بافت اجتماعی آن دچار مشکل شود و این آلاینده ها بر روی آثار باستانی این شهر نیز تاثیر شدیدی دارد و به تخریب جدی آن ها منجر می شود. از طرفی شهر و سیاست گذاران شهر را نیز مجبور کرد که به حومه شهر بپردازند چون اصفهان اصلی قابل دستکاری نبود. بنابراین مجبور شدند که اتوبان ها، روگذرها و ... را بسازند که به توسعه شدید شهرک های اطراف و مشکلاتی که همراه با این سیاست گذاری ها همراه است شد. و به همین خاطر است که آثار جهانی موجود در اصفهان روبه تخریب هستند و نگهداری و مدیریت کردن آن ها به عنوان بخشی از شهر و نه به عنوان موزه ای در شهر، بسیار دشوار شده است و هویت شهری اصفهان هم با این مسئله عجین است بنابراین هویت اصفهان نیز دستخوش همین مسائل است.
حال به شیراز برگردیم، شما در بررسی عملکرد مسئولان شهری در برخورد و فهم این هویت چه برداشتی دارید؟
در شیراز نیز مثل اصفهان همان اشتباهات تکرار شده است و پروژه های مشابهی تعریف شده است. و بی توجهی هایی که در شیراز صورت گرفت هویت این شهر را مخدوش کرد. مثال آن همین زیر گذر بازار وکیل است. چون ما نمی توانستیم مشکل ترافیک مرکز سیاسی و اقتصادی (CBD) شهر را حل کنیم چون نمی خواهیم تخریب کنیم پس اقدام به احداث زیر گذر در این منطقه کردیم با این توجیه که عناصر شهری موجود در خیابان زند را بازسازی خواهیم کرد اما دیدیم که این گونه نشد و برای همیشه هویت این منطقه از شهر نابود گردید. یا پروژه ای اکنون در دست اجراست پروژه قطار شهری است. جدا از این که باید در اصل مسئله بررسی می کردیم که برای حمل و نقل شهری در شهر شیراز چه روشی را به کار گیریم بهتر است؟ آیا بهترین روش مترو ست که در شهرهای دیگر است؟ که البته محل مناقشه و ایراد است. روشی را نیز که برای اجرای این پروژه انتخاب شده است روش بسیار بد و نابود کننده ای است. مثلا همین بلوار مدرس ورودی شهر شیراز هم از زمینی که ورودی مشهر از جنوب شرقی استان و هم ورودی هوایی شهر شیراز است بکلی توسط مترو نابود شده است. این بلوار که طراحی دقیقی در آن صورت گرفت بود. باند های لوکال و اکسپرس به خوبی طراحی شده بودند و دسترسی ها هم مطالعه شده انتخاب شده بود و یک خیابان هویت بخش در شهر شیراز بود به کلی توسط مترو نابود شده است. در این خیابان فضای سبز درختی آن بخوبی انتخاب شده بود که از بین رفت و به این ترتیب چهره ورودی شهر دچار مشکل شد. یا قطار شهری خیابان قصردشت هم همین کار را کرده است. زمانی که ما بحث از چشم انداز می کنیم ممکن است که تنها درباره 200 یا 300 متر از یک خیابان حرف بزنیم. یعنی یک نقطه مرکزی و دویست متر شعاع. شما الآن در چهار راه زرگری رو به خیابان قصردشت دیگر احساس نمی کنید که منظره مقابله شما خیابان قصردشت است که با قطع درختان کهنسال متاسفانه این چشم انداز زیبا از شیراز گرفته شد. مسئله خیابانی مانند فصردشت تنها با جلوگیری از متراکم سازی حل نمی شود. هر چند که در همین خیابان با این اهمیت برای شهر شیراز اجازه ساخت پروژه ای داده شده است که اصلا ترافیک خیابان را قفل می کند که با پیشبینی های قبلی برای کاهش بارترافیکی این خیابان در تضاد کامل است. به این ترتیب ما مناظری را از کسانی که در سفر به شهر شیراز علاقه داشتند حتا برای یکبار از این خیابان تنها عبور کنند و خاطره شهری از شهر مثل شیراز داشته باشند به این ترتیب گرفته ایم. با این اتفاقات این منطقه از شهر جای خیلی خیلی مهمی بود که دیگر اصلا مهم نیست. یعنی در واقع یک بخش دیگر از صورت شیراز از بین رفت. البته این اشتباهات در همه شهرها اتفاق می افتد اما ضرری که شهری چون شیراز از این اشتباهات می کند بسیار شدیدتر و زیاد تر است.
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
سلام
سیاوشون را خواندم.
سایت متنوع و قابل قبولی است.
فقدان انسجام مطالب و دسته بندی مجزا از اشکالات آن به شمار می آید.
سایت خبری نیست اما در آن درج خبر شده است.
مقالات ارایه شده به شکل ناهمگون کنار هم چیده شده اند.
با سپاس