• مــوضــوعات
  • بایگانی سیاوشون
  • نویسندگان سیاوشون
  • » سردبیر
    » میهمان
    » خاطره آقائیان
    » تورج آقائیان
    » شهرزاد آريانا
    » لادن آرمند
    » آرمان اسدی
    » محمد اسداللهی
    » محمد حسین داوود
    » احسان نیک آئین
    » طاهره اسلامی
    » محمد رضا اسلامی
    » فریبا قربانی
    » سید مهدی حجتی
    » پيمان جوادي
    » سارا جوادی
    » سیروس جوکار
    » مجید کریمی
    » امیر حسین کاظمی
    » راضیه خضری
    » کیوان میری
    » پوپه میثاقی
    » محمد علی مختاری
    » رضا متقی
    » احمد نامی
    » سعید نظری
    » علی نظام الملکی
    » مهدی عمرانی
    » آرش پردانی
    » علی پشوتن
    » رضا رحیم خانلی
    » حسام الدین رهنما
    » حمید روشان
    » حمید روستا
    » فرزاد صدری
    » سید بها الدین شیرازی
    » سید مهدی طاهری
    » رضا طاهری نیا
    » علی تارخ
    » سارا ترابي
    » زهرا وهبی
    » مهروش ذاکری
    » فاطمه زارع مهذبیه
    » بابک ضیایی
  • میهمان
  • فرهنگ جنسی(نامه ای به میر حسین موسوی)


    اردیبهشتماه-02-1388

    جناب مهندس میرحسین موسوی

    سلام بر شما باد

    زمانی که جنابعالی با پرونده ای درخشان از سیاست فاصله گرفتید، بنده کودکی شیرخواره بودم و دوران کودکی و نوجوانی ام مصادف با بیست سال سکوت شما گذشته است، با این وجود شنیدن نامتان به عنوان نامزد انتخابات برایم بسیار امیدبخش بود، دلیل بنده برای گرایشم به شما بیش از آنکه مدیریت کم نظیر و صداقت جنابعالی باشد، شنیدن سخن خالی از آرایش مردم ساده دل در مورد حضرتعالی است.

    جناب میرحسین موسوی

    فرهنگ جنسی کشور سالهاست که در حال میل از یک فرهنگ جنسی محدودیت گرا به فرهنگ جنسی آزادی گرای غرب است، حال آنکه نه محدودیت های اضافی پاسخگو است و نه آزادی های بیش از نیاز، بلکه ما نیازمند ایجاد تعادل در فرهنگ جنسی جامعه هستیم.

    این موج فرهنگی در اکثر اوقات به شایستگی مدیریت نشده است و طرح های دولت و مجلس و ... عموما طرح هایی ریز بوده اند که فقط به یک جنبه از فرهنگ جنسی پرداخته و شاید هیچگاه با دیدی کلی گرا به ساختار فرهنگ جنسی جامعه نگاه نکرده اند.

    می توان فرهنگ جنسی را به زیست بوم(اکوسیستم) موجود در یک محیط زیست تشبیه کرد، اگر موش را از زیست بوم حذف کنیم، زندگی خورندگان موش و خوراک های موش دچار اختلال شده و به طبع آن زندگی سایر جانداران نیز دچار تغییر می شود، حال اگر یک کارشناس ِ موش ندیده پس از انقراض نسل موش ها به جنگل بیاید و خواهان رفع مشکل باشد، ممکن است طرح های زیادی اجرا کند تا مشکل را حل نماید اما هر بار با حل یک مشکل دو مشکل دیگر اضافه می کند، هیچگاه مشکل آن زیست بوم به طور کامل حل نخواهد شد مگر آنگه مجددا به میزان کافی موش وارد آن زیست بوم گردد.

    پدیده نادر در فرهنگ جنسی ما، وجود عشق در روابط جنسی است.

    جناب میرحسین موسوی

    همانطور که مستحضرید بلوغ یعنی تکامل نیاز جنسی در افراد، و ازدواج پاسخی مناسب به این نیاز است، اما فرهنگ جنسی نامتعادل حاکم بر ملت ایران بین نیاز(بلوغ) و پاسخ صحیح(ازدواج) به آن چندین سال فاصله انداخته است، تا چند سال پیش که هنوز فساد جنسی در ظاهر رفتاری دختران و پسران جوان منعکس نشده بود، برخی تصور می کردند که خلاءِ چندیدن ساله ی بین نیاز و پاسخ را می توان به راحتی با روزه گرفتن، نماز خواندن، مسجد رفتن و .... پرکرد.

    اما این تصورات شعار مانند هیچ گاه عملی نبوده، نیست و نخواهد بود، و در عمل خلاءِ به وجود آمده بین بلوغ و ازدواج با روابط ناصحیح پر شد.

    برخی بر این باورند که می بایست به جای پر کردن خلاء، آن را از بین برد، در واقع سن ازدواج را تا سن بلوغ کاهش داد.

    و همچنین تصور می کنند که اگر موانع ازدواج(مسکن، شغل، جهاز و مهریه و...) از سر راه جوانان برداشته شود، سن ازدواج به سن بلوغ رسیده و مشکل حل می شود، اما در عمل هیچ گاه تلاش ها برای برداشتن این موانع به ثمر ننشست و از طرفی مشاهده می شود که سن ازدواج در اقشار پر درآمد جامعه که مشکلات اقتصادی مانعی برای ازدواجشان نیست به مراتب بالاتر است، همچنین نمی توان نادیده گرفت که نوجوانی که تازه به بلوغ رسیده توانایی لازم را جهت انتخاب همسری برای یک عمر زندگی ندارد چرا که اصولا هویت آدمی در نوجوانی در حال شکل گرفتن است و عقاید افراد زمانی که به سن جوانی می رسند متفاوت از عقاید شکل نگرفته ی آنها در سن نوجوانی است و این مساله خود باعث می گردد احتمال اینکه جوان از انتخاب خود در دوران نوجوانی پشیمان شود، بالا رود.

    اما واقعا راه حل چیست؟

    آیا باید روابط بی قاعده ی جنسی بین نوجوانان وجوانان، را به عنوان پاسخگوی موقت به نیاز های جنسی قبل از ازدواج، پذیرا باشیم؟

    اگر امروز این سوال را از مردم بپرسید نه تنها هزار کارشناس از گوشه و کنار کشور پاسخی برای سوال ارائه خواهند داد بلکه حتی غیر کارشناسان نیز هر کدام پاسخی متفاوت ارائه می دهند، وقتی کسی نظری می دهد یعنی در مورد مساله اندیشیده است و دغدغه ی حل مشکلات جنسی کشور را داشته است، این دغدغه ها فرصتی گرانبهاست که امروز به یک تهدید مبدل گشته چرا که هر روز طرح هایی از افراد یا گروههای مختلف برای اصلاح فرهنگ جنسی ارائه شده و بدون آنکه به میزان کافی در مورد نتیجه بخش بودن آن تحقیق شود به عرصه ی عمل آمده و پس از مدتی فراموش می گردد.

    جناب میرحسین موسوی

    بنده ی حقیر نامه ننوشته ام که برای رفع عدم تعادل در فرهنگ جنسی کشور راه حل ارائه دهم، بنده نیز به عنوان یک شهروند در مورد این موضوع دغدغه داشته و با ذهن ناقص خود اندیشیده ام، چند سالی است که وبلاگ نویس در این امور بوده و در فعالیت های مختلف شرکت داشته ام، اما این مشکل، مشکلی نیست که با طرحی برخواسته از یک ذهن به سادگی حل گردد.

    مساله ی فرهنگ جنسی مانند مساله ی تولید یک کالای صنعتی نیست که بتوانیم چشم بسته و بی توجه به شرایط بومی کشور از غرب تقلید کرده و مدعی حل مشکل گردیم، این معضل آن پیچیده مشکلی است که غرب را نیز سر در گم کرده است، بنابراین نه تنها کشور ما بلکه بشریت در این مورد شدیدا محتاج تولید علم است.

    تصور بنده آن است که چنانچه رشته ای تحصیلی در مورد علوم جنسی در دانشگاههای کشور بنیان نهاده شود، بتوان در سالهای آینده قدمی موثر در این راه برداشت، همچنین ما نیازمند یک موسسه ی تحقیقاتی قدرتمند در رابطه با فرهنگ جنسی هستیم، نه موسسه ای که به محض تشکیل برای ایجاد تعادل در فرهنگ جنسی طرح ارائه دهد، ما نیازمند موسسه ای هستیم که لااقل چند سال متوالی بر کارهای پژوهشی تمرکز نماید، تا بتواند پس از آن با عنایت به فرهنگ بومی کشور که با فرهنگ اسلام در آمیخته است، الگویی برای فرهنگ جنسی تدوین کرده و سپس به طرحهایی برای پیاده سازی الگو بیاندیشد.

    جناب میرحسین موسوی

    مردم ما به شدت از عدم آگاهی های جنسی رنج برده و در عذابند، صدا و سیما به دلایلی که می توان برخی از آنها را معقول دانست در توسعه ی آگاهی های جنسی مشارکت گسترده ای نداشته و ندارد، می توان به جرئت گفت در چند سال اخیر اینترنت نقش به سزایی در افزایش آگاهی های جنسی مردم به خصوص قشر جوان داشته است، اما متاسفانه اینترنت محیط امنی برای انتشار آگاهی های جنسی به شمار نمی رود، چراکه معمولا مسئولین فیلترینگ کشور تفاوتی بین سایت های جنسی آموزشی و سایت های جنسی غیراخلاقی قائل نمی شوند، باید رویه ی فیلتر از حالت بی منطقی خارج شده و از طرفی مقدمات ایجاد یک پایگاه اینترنتی قدرتمند در زمینه ی توسعه ی آگاهی های جنسی فراهم گردد، پایگاهی که اندیشمندان و کارشناسان این عرصه بتوانند در آن حاصل تفکر و تحقیقات خویش را با مردم به اشتراک بگذارند.

    از جنابعالی خواهشمندم که چنانچه به امید خدا در انتخابات پیش رو به پیروزی دست یافتید، دوره ی غفلت از فرهنگ جنسی و نیازهای جوانان را با تدابیر کم نظیر خود به پایان برسانید که بسیاری از جوانان ما بیش از آنکه قربانی فقر اقتصادی باشند قربانی فقر فرهنگی و عدم آگاهی های جنسی اند.

    با تشکر از جنابعالی، حمید توکلی کرمانی

    ديدگاه خود را ارسال کنيد!

    برای این یادداشت 5 دیدگاه ثبت شده است.

    داريوش ماندگاري گفته است :

    با سلام به نويسنده و مديران اين سايت
    نخست اينكه آرزوي ما هم رياست جمهوري آقاي موسوي در اين انتخابات است و دوم اينكه به چنين نوشته ها و خواسته هائي هم اهميت بدهند و به آن عمل كنند و سوم هم اينكه اگر چنين خواسته هائي در سايت شما قابل مطرح شدن است اجازه بدهيد تا من هم خواسته هائي از اين قبيل را براي اين سايت بفرستم و خواهش مي كنم كه نوشته مرا نيز بر روي سايتتان بزنيد. متشكرم.

    محمد حق جو گفته است :

    سلام
    به عنوان یک نظر بنده معتقدم برای اینکه انگ ترویج فحشا به کسی وارد نشود و همچنین از آنجایی که شرع مقدس برای فرار از به گناه افتادن افراد به عنهای گوناگون دست را باز گذاشته است می توان
    1-زمینه های لازم برای کاهش سن ازدواج را فراهم کرد
    2-مسائل جنسی را به لحاظ علمی بدون هیچ گونه واهمه ای برای دانش آموزان حتی دوره ی ابتدایی( در کنار مقوله ی اعتیاد و ...) مورد بررسی قرار داد.
    3-باب اخلاقیات و مسائل فرهنگی را به اجتماع باز کرد
    4-از طرقی که شرع برای رهایی اجتماع از این بند مهلک قرار داده استفاده کرد و این امر به معنی ترویج فرهنگ سیقه نیست بلکه استفاده از این راه با در نظر گرفتن دستورات احکام دین است.
    با تشکر

    علی گفته است :

    سلام !
    مطالب مفید و ارزش مندی دارین من هم یک سایت باحال دارم امیدوارم خوشتون بیاد .
    www.hemaseh88.tk

    [گل]موسوی وارث راستین ساده زیستی رجایی، سازندگی هاشمی،اصلاحات خاتمی و پرچمدار وحدت ملی.[گل][گل]

    دارم فکر می کنم اگه آقای موسوی رای نیاوره دیگه بعد از شوک کنار رفتن خاتمی این دفعه می میرم و از دست 4 سال پیش نجات می یابم