اسفندماه-19-1387
بی شک "تاریخ مصر" و حکومت های آن سرزمین و پیشرفت های فناوری در گذشتۀ شش هزار سالۀ آن باید بسیار جذّاب باشد. کشوری که امکان احداث سازه هایی داشته که پس از سالها تحقیق هنوز مملو از اسرار شگفت در چگونگی احداث است. سرزمینی که اِشراف پزشکانش به مواد شیمیایی و دارو امکان نگهداری بدن انسان را تا چند هزار سال فراهم می آورده است.سرزمینی که نیل بستر ساز شکل گیری تمدن در آن بوده است.
پروردگارِ احسنُ الخالقین در یکی از سوره های قرآن بُرش ِ زیبایی از یکی از اتفاقاتِ رخ داده در تاریخ مصر را روایت می کند.
شاید پخش سریال حضرت یوسف (ع) از سیمای جمهوری اسلامی ایران باعث شده که طی ماه های اخیر توجه ذهنی مردم کشورمان به این داستانِ تاریخی که حضرت رب العالمین آن را "زیباترین داستان : "اَحسنُ القِصَص" نامیده است بیشتر شود. برایم همیشه جالب بوده که کلمۀ "داستان" یا "قصّه" از قول آفریدگار بارها تکرار شده است و این گواهی است بر اهمیت جایگاه قصه گویی و داستان پردازی . حضرت رب العالمین در بخش های زیادی از قرآن کریم همچون روایتگرِ مهربانی، داستان هایی را برایمان نگاشته، با زیباترین و لطیفترین تعابیر و در نهایت ایجاز و خلاصه گویی داستان پردازی کرده است.
بی شک شوق و میل به شنیدن داستان در "انسان" امری فطری است که "خالقِ انسان" در کتاب پیامبرِ خاتم به این مهم بارها و بارها پرداخته است. بارها و بارها داستان های کوتاه و بلند در مصحف عزیز روایت شده است. داستان هایی با دو سه آیه، یا داستان هایی با چند آیه، یا داستان هایی چون یوسف که بخش عمده ای از یک سوره را به خود اختصاص داده است.یک سوره سرتاسر داستان و با نامِ قصص : قصّه ها . یک سوره با شرح سه داستان تاریخی مختلف به نام کهف . وگاه داستان هایی کوتاه در متن یک سوره همچون داستان های کوتاه در سوره های بقره ، آل عمران و ...
در ادبیات غنی ایران زمین ادیبانِ داستان پردازِ سترگی داستان پردازی کرده اند. عطّار و داستان های حکیمانه اش در باب سیمرغ و ... ، فردوسی و شاهکار حماسی اش ـ که به جهت بیدار نمودن روح سلحشوری خفته در ایرانِ قرن پنجم داستان پردازی کرده ـ ، سعدی که استاد داستان های کوتاه است. داستان هایی حتی در حد یک بیت :
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست چون صبح بشد شخص بمرد و بیمار بزیست!!!
و اما این همه یک سو و روح سترگ و پیچ در پیچ مولوی به یک سو. مولویِ بزرگ که در غزلیات شمس بی تابانه و پای کوبان جذبه های روح خود را می سراید ( :خون چو می جوشد منش از شعر رنگی می دهم) در مثنوی چون پدری مهربان و پرحوصله داستان هایی تودرتو ،کوتاه و بلند، واقعی و تخیلی روایت می نماید. چه زیبا سروده است در دفتر اول مثنوی و در داستان پادشاه و کنیزک :
بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقدِ حالِ ماست آن
در مثنوی معنوی صدها داستان زیبا وجود دارد. نکتۀ زیبا در داستان های مولوی استفاده از ابتکار داستان در داستان است. به عنوان مثال در دفتر اول مثنوی ، جناب مولوی برای بیان یک معنی در حال شرح داستانی با عنوان "انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش" است، ناگهان برای روشن تر شدن موضوع داستانی در دل این داستان می آورد :
از کلیله باز جو آن قصّه را واندر آن قصّه طلب کن حصّه را
و به بیان چندین داستان زیبا در دل این داستان می پردازد .
***********
داستان پردازی مستلزم "قوّۀ تخیل" است. این مهم به ذهنی قوی و هوشی سرشار نیازمند است.
در دنیای امروز "سینما" مهمترین و تاثیرگذارترین ابزار در حوزۀ فرهنگ است. "فیلمنامۀ خوب" مهمترین شاخص تاثیر گذار در شکل گیری یک فیلم ماندگار است. فن و تکنیک فیلم سازی، بازی هنرمندان، جلوه های ویژه، تدوین، صداگذاری ، موسیقی و ... همه در مرحلۀ بعد قرار دارند. اگر می بینیم در جمهوری اسلامی ایران به رغم وجود امکانات مکفی جهت ساخت یک فیلم قوی و به رغم عشق و علاقۀ عظیم و خالصانۀ مردم کشور به امام حسین (ع) ،تنها دو فیلم خوب و تاثیرگذار (سفیر و روز واقعه) ساخته شده، تنها به دلیل عدم وجود فیلمنامه قوی و بدیع است که انگیزه ای باشد برای کارگردانان زبردست.
"فیلمنامه نویسی" نوعی داستان پردازیِ تخصصی است. فارغ از بحث کارگردانیِ فرج اله سلحشور در سریال حضرت یوسف، می توان گفت فیلمنامه ای که می خواهد روایتگرِ احسن القصص بوده، به "تاریخ" شگرف سرزمین مصر نیز اشاره داشته، به لطیف ترین بحث وجودی انسان (: عشق) و موضوع تقوا و پاکدامنی پرداخته و از زیباترین و مستحکم ترین جملات ادیبانه نیز برخوردار باشد باید "احسن فیلمنامه های تاریخ سینمای ایران" باشد. جای این انتظار هست که در کشور ما با توجه به تجربه و سابقۀ وجود فیلمنامه هایی همچون فیلمنامه ی روز واقعه (در حوزۀ سینمای دینی) بید مجنون، باران (در حوزۀ سینمای معناگرا) آژانس شیشه ای، روبان قرمز و ... (در حوزۀ سینمای جنگ)، هزاردستان (در حوزۀ سینمای تاریخی) و همچنین سریالهایی چون امام رضا (ع)،امام علی (ع) ، شب دهم و ... می بایست شاهد گفتارهای مستحکم تر، لطیف تر و ادبیاتی استوارتر می بودیم. می دانیم که داستان حضرت یوسف الهام بخش مضامین شگفتی در شعرای تاریخ کهن ایران زمین بوده و نمونه های بسیاری از پرشکوه ترین پرداخت های ادبی در این زمینه وجود دارد.(۱)
علاوه بر این شاید اگر جهت کار بزرگ و مهمی چون سریال حضرت یوسف از تجربۀ کارگردانی چون مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی کیا ، کمال تبریزی یا حسن فتحی که در روایت معانی لطیف و ماورائی از بیان و سبکِ خاص خود برخوردارند استفاده می شد شاهد خلق صحنه های ماندگارتری می بودیم. محل ها و صحنه هایی که می توانست ماندگارترین صحنه های تاریخ سینمای ایران باشد .من باب مثال،پردازش بهتر شخصیت یعقوب نبی، عشق او به یوسف ، پاکدامنی یوسف ،شَدائد زندگی یوسف و .... از مواردی هستند که می توانست پرداختهای بسیار بهتری در کارگردانی داشته باشند.همذات پنداری جوانان کشورمان با یوسف صدیق در سایه پرداخت بهتر شخصیت این عبد صالح الهی محقق می گردید. فرج اله سلحشور همچنان که خود نیز در یکی از مصاحبه هایش گفته کارگردان نیست و یک روایتگر دینی است.
بی شک هدف این نوشتار نادیده انگاشتن زحمات قابل توجه عوامل این کار بزرگ نبوده و نیست ،بلکه اشارتی است به جایگاه رفیع داستان حضرت یوسف علیه السلام. قطعا امکان بهبود و تنظیم کیفی تر این طرح به عنوان روایتی از احسن القصص وجود داشت و در این راستا تنظیم بهتر ، دقیقتر و لطیفتر فیلمنامه مهمترین مساله بوده و این مهم می توانست با تامل ،مشورت بیشتر و بهره گیری از نظرات اصحاب رسانه ، کارگردانان مطرح تر و ادیبان زبردست محقق گردد.
شاید یکی از برکات روایت داستان زندگی حضرت یوسف از سیمای جمهوری اسلامی ایران این بوده که بسیاری از هموطنان جهت آگاهی بیشتر به نصِّ قرآن کریم و آیات مصحفِ شریف مراجعه ،توفیق تیمن دل و دیده برای بسیاری از ایرانیان فراهم گشته است.لذا به جهت حسن ختام بحث بهتر است اشارتی بشود به یکی از زیباترین آیات این سوره شریف.
پروردگار در بخشی از داستان، در پی شرح ماجرای حسادت برادران و به چاه فرو افتادن یوسف و سپس بردن او به مصر توسط کاروان و جایگاه او نزد عزیز مصر پس از شدائد متحمله در اشارتی لطیف چنین می گوید:
...والله غالِب علی اَمره و لکِن اَکثر الناس لایعلمون ...
...و خدا بر كار خويش چيره است ولى بيشتر مردم نمىدانند...
درود برنفس بیدارِ سحرگان ، حافظ شیراز، آنجا که در این باب با تعبیر زیبای " اوجِ ماه " سروده :
عزیز مصر به رغمِ برادرانِ غیور ز قعرِ چاه برآمد ، به اوجِ ماه رسید
مرو به خواب که حافظ به بارگاهِ قبول زِ وردِ نیم شب و درس صبحگاه رسید
۱- الهام گیری از داستان حضرت یوسف به دفعات در اشعار سعدی ،مولانا و حافظ علیه الرحمه رخ داده است . مولوی عزیز درکلیات غزلیات شمس در ۲۴۵ بیت ، در مثنوی معنوی در ۶۴ بیت مضامین زیبایی با نام یوسف ایجاد کرده است. حافظ علیه الرحمه نیز در ۱۱ غزل خویش نام یوسف را بکار برده است . شاید معروفترین ابیات در این باب در ذهن هر ایرانی این غزل باشد:
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
الهام گیری های بسیار زیبا در ابیات سعدی از داستان یوسف دیدنی است.تعبیر لطیف "من آزادی نمیخواهم که با یوسف به زندانم" نمونه ای از این دست واژه سازی های شکرستان سعدی شیراز است .
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
با سلام
مقاله بسیار لطیف و آموزنده ای بود.
يك سريال خاله زنكي به تمام معنا. به آقاي سلحشور تبريك مي گم.
با سلام
همین پیامک های طنز راجع به این سریال نشان دهندۀ ضریب نفوذ بالای این مجموعه در میان مردم است.
داستان حضرت يوسف به تنهايي و ذاتا جذاب و سينمايي ست. حالا نمي دونم چقدر فرج الله سلحشور كارگردان بي ذوقي بوده و چه كرده با اين داستان گيرا و جذاب كه داره حوصله همه سر ميره. اگر هم در ابتداي سريال جذابيتي بود بخاطر داستا بود نه ساخت و كارگرداني سلحشور.
حيف از اين همه پولي كه صرف ساخت همچين سريالي كردن. حيف. آقاي سلحشور اصل داستان يوسف پيامبر به نفع نگاه و ديدگه سياسي خودشون تغيير داده. اين سريال چندان ارتباطي با زندگي اين پيامبر بزرگ نداره. متاسفم براي فرج الله سلحشور.
اخه اين آقاي سلحشور به غير لز بازي توي فيلمهاي اوليه مخملباف و چندتايي فيلم جنگي چه سابقه اي داشته كه همچين پروژه سنگيني رو دادن به ايشون؟ همچين كارهاي تاريخي و پرخرجي در تخصص داوود ميرباقري يا بهروز افخميه. نمي دونم چرا الكي پول بيت المال خراب مي كنند؟
بعد از گذشت چند ماه از پخش اين سريال ديگه همه مي دونن كه با چه كار تحريف شده و ضعيفي روبرو هستن.
متاسفانه کار بسیار ضعیفی ست. مادر من خیلی از داستانهای قرانی خوشش میاد اما این روزها یکی از منتقدان این سریال شده. حیف این پول ها نیست که اینجوری حیف و میل میشه؟!