• مــوضــوعات
  • بایگانی سیاوشون
  • نویسندگان سیاوشون
  • » سردبیر
    » میهمان
    » خاطره آقائیان
    » تورج آقائیان
    » شهرزاد آريانا
    » لادن آرمند
    » آرمان اسدی
    » محمد اسداللهی
    » محمد حسین داوود
    » احسان نیک آئین
    » طاهره اسلامی
    » محمد رضا اسلامی
    » فریبا قربانی
    » سید مهدی حجتی
    » غلامحسین جهانگیر
    » پيمان جوادي
    » مریم جوادی
    » سارا جوادی
    » سیروس جوکار
    » مجید کریمی
    » امیر حسین کاظمی
    » راضیه خضری
    » کیوان میری
    » پوپه میثاقی
    » محمد علی مختاری
    » رضا متقی
    » احمد نامی
    » سعید نظری
    » علی نظام الملکی
    » مهدی عمرانی
    » آرش پردانی
    » علی پشوتن
    » رضا رحیم خانلی
    » حسام الدین رهنما
    » حمید روشان
    » حمید روستا
    » فرزاد صدری
    » سید بها الدین شیرازی
    » سید مهدی طاهری
    » رضا طاهری نیا
    » علی تارخ
    » شراره تهرانی
    » سارا ترابي
    » زهرا وهبی
    » مهروش ذاکری
    » فاطمه زارع مهذبیه
    » بابک ضیایی
  • حمید روشان
  • جنبش دانشجویی در تاریخ اندیشه سیاسی معاصرو پژواک آن درایران


    آذرماه-10-1387

    اصولا زمانی از جنبش دانشجویی سخن گفته می شود که بستر آن آماده شده باشد ؛در جوامع توسعه یافته امروزی این پدیده جایگاه خاصی دارد . اما چه بستری ؟

     آنچه که مهم است اینکه برای فعالیت سیاسی گروههای مختلفی که در یک جامعه روبه رشد و در حال دگرگونی قرار دارند یکی از موارد مهم وجود مبانی فکری و فلسفی رشد و مدرنیسم است. در اروپا وآمریکا جنبش های دانشجویی محل برخورد اندیشه های متضاد و مختلفی است .  تاریخ تفکر سیاسی در اروپا همه چیز را برای خیزش گروههای روشنفکری آماده کرد ؛ در آغاز تجدید حیات فرهنگی - فلسفی قرون 14و15میلادی که به رنسانس شهرت دارد ؛اندیشه های بسته دوران تاریکی (قرون وسطی)به کنار ی نهاده شد . وسرآغازی شد برای آزاداندیشی . اندیشه انسان برتر که نیچه در قرن 19 مطرح کرده بود ،در این زمان با تاکیدی که بر انسان محوری شده بود استارت خورد و انسان درصدد برآمد که بر جهان غلبه یابد . به تدریج علم گرایی ،منطق پروری تسلط اندیشه این جهانی و به طور کلی نوعی خرد مندی بر امور فکری سیاسی ،مذهبی تسلط یافت و جهانبینی بطلمیوسی الغاء شد . این حرکت روشنفکری در اروپا در آراءدکارت ،فرانسیس بیکن ،راجر بیکن ،گالیله ، ماکیاوللی ،نیوتن ، کانت ،هگل ،لایب نیتس ،مارکس ،داروین ,اگوست کنت ، هربرت اسپنسر ؛ودر دوران جدیدتر درآراء ماکس وبر ،انشتین ، زیگموند فروید، ویتگنشتاین ؛ هربرت مارکوزه ،آلبر کامو ،سارتر ،میشل فوکو ،ژان فرانسوا لیوتار،ژاک دریدا ؛سیمون دوبلیوار،و........منعکس شده است .

    اما جنبش دانشجوی - روشنفکری چگونه شکل گرفت . همانطور ی که می دانید مارکس در مانیفست (مرامنامه کمونیست )که در سال 1848به چاپ رسیده است به نقش طبقه کارگر ان به عنوان نیروی دگرگون کننده نظان بورژوازی اشاره می کند . این طبقه به خاطر اینکه از نظر اقتصادی و مادی در لایه های زیرین اجتماع قرار دارد به عنوان نیرو یی اغلب قهر آمیز در نظام سرمایه داری مطرح شده است . در سیستم فکری مارکس حزب سیاسی نقشی بازی نمی کند و این یک حرکت جبری از درون نظام سرمایه دلری است که باعث بوجود امدن طبقه کارگر و نیز ازبین رفتن طبقه بورژوازی می شود . مارکس میگفت بورزوازی گورکن خویش است . این تضادهای خود سرمایه داری است که در نهایت باعث نابودی آن می شود . درهمان سالهای مقارن فعالیت های فکری مارکس در اروپا گروه دیگری از تحول خواهان که از جناح سوسیال دمکرات آلمان بودند با این گونه اندیشه ورزی به مخالفت پرداخته و شخصیت شاخص اینان ادوارد برنشتاین ،  به انتقتد از مارکس پرداخت وی که به تخدید نظر طلبی در اصول مارکسیسیم باور داشت می گفت :سرمایه داری برخلاف آنچه که مارکس پیش کشیده است روبه قهقرا ندارد و در حال فروپاشی توسط  طبقه کارگر نیست بلکه به سوی دادن امتیاز به این طبقه هم حرکت می کند ؛ سرمایه داری به کارگران رسیدگی می کند ؛ بیمه تامین اجتماعی ؛کم کردن ساعات کار روزانه ،از جمله موارد این دگرگونی ها است .

     این فرایند دگرگونسازی اجتماع و نظام های سیاسی در قرن بیستم توسط لنین به شکل دیگری طرح شده است . لنین می گفت باید از طریق یک حزب (برخلاف مارکس)از انقلابیون حرفه ای به حرکت های سیاسی دست زد . حزبی که انقلاب را به جلو می اندازد و نقش تاریخی خود را به سرانجام (کمونیسم )می رساند . این دگرگونی در کم کردن نقش طبقه کار گر به این خاطر بود که گارگران در نظام سرمایه دری حل شده بودند و دربیشتر مواقع حتی دیگر وامدار ان محسوب می شدند .

    این امر بدون شک راه را برای فعالیت دیگر مارسیست های قرن بیستم باز کرد . مارکسیت های انتقادی که در سال های دهه 1920 از دانشگاه فرانکفورت ریشه گرفتند این نقش را تقریبا به طور کلی از کارگران سلب کردند و پدیده جدیدی را به نام دانشجویان و دگرگونی سیاسی ارائه دادند . این در حالی بود که گروه دیگری از متفکران زیر عنوان اگزیستانسیالیسم که دارای برخی گرایشات مارکسیستی بودند در کنار اینان قرار گرفتند .  ژان پل سارتر با باورهای انفجاری خود در خصوص رابطه انسان و جهان واجتماع وارد میدان جنبش های سیاسی   اروپا شده بود وی گستاخانه میگفت حتی اگر خدایی در جهان باشد باید بر او شورش کرد . از سوی دیگر هربرت مارکوزه از حلقه مکتب فرانکفورت با ،بازخوانی باورهای انقلابی زیگموند فروید در مساله   آزادی و نیروی جنسی برخی مفاهیم در این راستا وارد ادبیات جنبش های دانشجویی کردند . ما به طور آشکار پژواک این اندیشه ها را در جنبش های دانشجویی سال 1968پاریس،برلین و دانشگاه بروکلین در ایالات متحده دیدیم .

    بنابر این جنبش  دانشجویی ریشه در تاریخ ارا دارد . واز طریق آن به سنتی فلسفی و سیاسی در دیگرنقاط جهان تبدیل شده است . البته در کشور های جهان سوم و درحال دگرگونی که سنت هایی بر اساس تفکرات دیرینه پدر سالاری هنوز پابرجا هستند بوجود آمدن جنبش سیاسی آنهم از نوع دانشجویی و روشنفکرانه اش کاری بس طولا نی اما شدنی است و در صورتی که بتوان به باز خوانی تاریخ سیاسی فکری این کشور ها پرداخت و روزنه ای یافت برای وارد شدن به دنیای جدیدی که آنچنان به سرعت به جلو می تازد که گاهی اوقات کار را مشکل میکند .

    در هرحال  باید جامعه به سوی رویکردی از توسعه نهادهای سیاسی مردم گرا برود ؛احزاب سیاسی به شکل  اجتماعی و مردمی آن نه در خدمت  نظام سیاسی  خاصی بوجودآید ؛  روزنامه ها بتوانندبه ابرازدیدگاهای مختلفی بپردازند ،این درصورتی امکان پذیر خواهد بود که تفکر انتقادی در  جامعه سیاسی برقرار شود و حکومت ها از اتتقاد ترسی نداشته باشند .

    در مورد سنت تفکر انتقادی در ایران می توان گفت که ایران تاریخی سرشار از انتقاد و چالش های سیاسی - عقیدتی زیادی  پشت سر گذاشته است و از ظرفیت بالایی برای رشد برخوردار است . در ایران بزرگترین چالش که تاکنون هم ادامه دارد  میا ن اسلامگرایی و ایران گرایی بوده است . این موضوع در عصر کنونی به نام هویت نامبردار است. جنبش دانشجویی به طور اجتناب ناپذیر در این تفکر دوگانه باید شکل بگیرد .

    این درحالی است که روی بعد اسلام گرایی بیشتر مانورداده می شود . استراتژی حکومت کنونی در ایران  که اصولا برخورد سیاسی با اندیشه های ایرانی و کهن را مد نظر دارد به سوی کفه اسلامیت می گردد . یکی از عواملی که با عث این رویگردانی شده است تاکید رژیم شاه روی ایرانی گری بوده است. اکنون در تمام ابعاد از تدوین تقویم   گرفته تا برگزاری بزرگداشتهای شخصیت های تاریخی ؛اسلام غلبه دارد .

    پس جامعه شناسی حرکتهای دانشجویی  که بر بنیادی از روشنفکری قرار گرفته است بدون توجه به مساله هویت قابل طرح نیست .  ما هرگاه  توانستیم خوی استبداد پروری را برداریم آنگاه می توان از جنبش ودگرگونی سخن بگوییم . این یادآور سخن نیچه است که می گفت :

    برای اینکه بت پرست نباشی شکستن بت هاکافی نیست بلکه باید خوی بت پرستی را از میان برداری

    ديدگاه خود را ارسال کنيد!

    برای این یادداشت 1 دیدگاه ثبت شده است.

    poria گفته است :

    mataleb khobe