شهریورماه-07-1387
شاید در اجتماعی که مردم بدنبال یک لقمه نان از صبح تا شب سرگرم کار و تلاش معاش هستند چیزی بنام دموکراسی و پاسخگوئی مسئولان بیشتر به یک حرف اضافی شبیه باشد ومردم هیچ نیازی به آن نداشته باشند و حتی به آن فکر هم نکنند ولی در جوامع امروزی وجامعه ای که از حداقلی از امکانات برای تامین رفاه وامنیت مردمانش برخوردار است و حداقلی از رسانه ها ومطبوعات را میتوان در آن پیدا کرد ؛ دموکراسی هم یک نیاز همچون رسانه ها ومطبوعات است. در اجتماع کنونی ما که از این حداقلهای مطبوعاتی و رسانه ای برخوردار است مدیران و مسئولان نیز باید برای همه تصمیمات و رفتارهای خود احساس مسئولیت بنمایند و در صدد پاسخگوئی به سئوالات خبرنگاران و مردم در این خصوص باشند. امروزه قانون تنها تکیه کلامی برای همه مردم ومسئولین کشورمان میتواند باشد که هیچ جای اعتراض و بگو مگو را باقی نمیگذارد و دولتمردان باید یاد بگیرند که در سایه اعمال قانون و عمل به آن است که میتوانند پاسخگوی رفتارها وتصمیمها و عوارض ناشی از این تصمیماتشان باشند.
در میان نسلهای کنونی و با گسترش روزافزون دانش و توان آدمیان در فهم این نکته که در میان همه کائنات دارای سهمی در تاثیر گذاری بر سرنوشت خودشان و جامعه شان هستند ؛ هیچ اتفاق اداری سیاسی و اجتماعی را نمیتوان به قضا و قدر و باورهای قدیمی در این خصوص نسبت داد و صرفا با این استدلالهای کهنه شده از زیر بار مسئولیت در قبال تصمیمهای نادرست و کم کاریها و سوء مدیریتها شانه خالی کرد. در جوامع پیشرفته و دمکراتیک امروز مردم صبح که از خانه پای بیرون میگذارند و زندگی روزانه شان را آغاز میکنند میدانند که هر تصمیم و هر رفتاری که انجام بدهند بپای خودشان به حساب میآید و مسئول این رفتارها هیچکس دیگری نیست مگر خودشان وبا این طرز فکر است که پای به کوچه وخیابان میگذارند و یکی از عمده دلائل پیشرفت و توسعه یافتگی این کشورها هم برمیگردد به همین گونه اندیشیدن و این گونه احساس مسئولیتی که همگان را با سهم یکسان وبرابری به پای میز قانون میکشاند و هیچکس نه از سهم خود اضافه تر را میخواهد ونه دیگران را در بازیهای قدرت سیاسی به هیچ می انگارد. در کنار همه ایراداتی که برخی از محافظه کاران و ایدئولوژیستها به پدیده دموکراسی در کشورهای مختلف میگیرند ولی باید این موضوع را باور کرد که این پدیده بسیار میمون و مبارکی برای جوامع بشری است که هم خودشان را در اتفاقات و مسائل روزمره زندگیشان دارای سهم و توان بدانند و هم اینکه برای این اتفاقات بیش از قضا و قدر و خواست خدا احساس مسئولیتی بکنند و نگذارند جامعه به هر گونه بدبختی و نا امنی و فقری دچار شود. پس با یک نگاه اجمالی و بسیار کوتاه به دوره کوتاه عمر دموکراسی در کشورهای دموکراتیک کنونی میتوان از فوائد وارزشهای والای آن آگاه شد و هر روزه قدم این پدیده مبارک را به جامعه خودمان گرامی داشت . به امید روزی که همه ما در قبال رفتارهایمان احساس مسئولیت داشته باشیم و برای گروهها و احزاب و افکار دیگری که در جامعه مان هست نیز ارزش قائل شویم و بگذاریم دیگران هم در فعالیتهای اداری و سیاسی کشورمان سهیم شده ودست در دست هم دهیم به مهر ؛ میهن خویش را کنیم آباد.
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
ای آقا شما از وضع ما جوانان بیکار که نونی برای خوردن خودمون هم نداریم چه برسه به اینکه بخواهیم ازدواج کنیم و توی این دنیا فقط از صبح تا شب به فکر یک شغل خوب و عروسی هستیم چه خبری دارید ؟ دموکراسی برای ما چه دردی را چاره میکنه ؟ شما اگه میتونید یه فکری برای شغل و ازدواج ما بکنید.
ایده خوبی را مطرح کرده اید ولی ای کاش این را هم اضافه می کردید که جامعه اسلامی ما در کمال دموکراسی است و هر آنچه را دین مبین اسلام میگوید عین دموکراسی است ولی ممکن است فهم ما از آن پائین باشد و آنرا به درستی نفهمیده باشیم. پس بکوشیم تا مفاهیم بزرگ دموکراسی را از دین خودمان بهتر بدانیم ان شائ الله