• مــوضــوعات
  • بایگانی سیاوشون
  • نویسندگان سیاوشون
  • » سردبیر
    » میهمان
    » خاطره آقائیان
    » تورج آقائیان
    » شهرزاد آريانا
    » لادن آرمند
    » آرمان اسدی
    » محمد اسداللهی
    » محمد حسین داوود
    » احسان نیک آئین
    » طاهره اسلامی
    » محمد رضا اسلامی
    » فریبا قربانی
    » سید مهدی حجتی
    » پيمان جوادي
    » سارا جوادی
    » سیروس جوکار
    » مجید کریمی
    » امیر حسین کاظمی
    » راضیه خضری
    » کیوان میری
    » پوپه میثاقی
    » محمد علی مختاری
    » رضا متقی
    » احمد نامی
    » سعید نظری
    » علی نظام الملکی
    » مهدی عمرانی
    » آرش پردانی
    » علی پشوتن
    » رضا رحیم خانلی
    » حسام الدین رهنما
    » حمید روشان
    » حمید روستا
    » فرزاد صدری
    » سید بها الدین شیرازی
    » سید مهدی طاهری
    » رضا طاهری نیا
    » علی تارخ
    » سارا ترابي
    » زهرا وهبی
    » مهروش ذاکری
    » فاطمه زارع مهذبیه
    » بابک ضیایی
  • سیروس جوکار
  • شهرت آهنگسازان غربی و گمنامی آهنگسازان شرق


    شهریورماه-01-1388

    در نوشته هاي پيشين گفته بودم كه علت شهرت موسيقي دانان غربي و علت گمنامي موسيقي دانان مشرق زمين را يادآوري  خواهم كرد ؛ كه در اينجا بدان ميپردازم . عمده دليل اين شهرت را مي توان در ((فرهنگ و تمدن غالب )) ديد ، يعني اينكه فرهنگ و تمدن غرب براي دوره اي چند سده اي فعلا بر فرهنگ ها و تمدن هاي موجود در جهان غالب شده است و اين چيرگي را در همه عرصه ها ومبادلات فرهنگي مي توان ديد ؛ از جمله در موسيقي و هنرهاي ديگر ؛ نيز همچون عرصه هاي علم و تكنولوژي ؛ آنها به مراتب در سطحي بالاتر از شرقيان سير مي كنند. هم اكنون بيشترين كتابهاي چاپ شده در سال را كتابهاي چاپ شده توسط  انتشاراتي هاي غربي و بويژه زبانهاي انگليسي و فرانسوي و اروپائي تشكيل مي دهند ؛ و بيشترين مقالات علمي وهنري و ورزشي و پزشكي نيز در نشرياتي به زبان غربيان نوشته و چاپ مي شود ؛ و قدر مسلم اينكه اينان براي معرفي فرهنگ و موسيقي خودشان هم دلبستگي و امكانات بيشتري را به كار خواهند گرفت كه نتيجه اين كار شهرت بيشتر كتابها و نويسندگان و آهنگسازان و خوانندگان غربي است ، هر چند در همين آثار هنري و فرهنگي نيز نبايد منكر برتري هائي در بيان حالات و احساسات پاك آهنگسازان غربي شد.

     

    دليلي ديگر را كه براي شهرت و جهاني شدن فرهنگ و زبان و موسيقي غربيان مي توان در نظر گرفت ، اينست كه بسياري از شرقيان در موسيقي هاي خود هيچ نشانه اي براي بهره گيري مشترك از يك نوا و آهنگ نداشته اند ، ما اين نشانه ها و علامات مشترك را بنام نت موسيقي كه زبان مشترك موسيقي دانان جهان است مي شناسيم. براستي كشور عزيزمان ايران چند سال است كه به اين ابزار و امكانات هنري (( نت )) مجهز شده است ؟ بي گمان اين تجهيز و اين امكان صد سال هم نيست كه در اختيار ما قرار گرفته است ؛ چون نت هاي اوليه را استاد علينقي وزيري (متولد 1265 خورشيدي) ؛ پس از بازگشت از اروپا كه براي فراگيري موسيقي و نت خواني و نت نويسي به آنجا مسافرت كرده بود ؛ به ايران آورد و در كلاسهاي موسيقي و آهنگهاي ساخته شده در آنزمان به كار گرفت ؛ و اين كار در دهه هاي اوليه سده چهاردهم خورشيدي(همين سده ي كنوني كه از سال 1300 آغاز شده است) ؛ انجام گرفت ؛ كه بيش از هشتاد سال از آن نمي گذرد و پيش از آن موسيقي ما نيز همچون موسيقي هاي ديگر شرقيان فاقد زبان مشتركي بنام نت بود و بصورت سينه به سينه از استادان قديمي به شاگردان و علاقمندان انتقال وآموخته مي شد..خال اينكه در همان زمان غربيان به اين زبان و ابزار بزرگ براي آهنگسازي دست يافته بودند و بزرگاني چون بتهون و موتسارت و باخ از سده هاي پيشين به اين زبان و ابزار (نت) مجهز بودند و آهنگهاي خود را مي نوشتند و تجهيز به اين ابزار نيز علاوه بر اينكه تلاش و كوشش هاي شبانه روزي آنان را براي ساختن اين ابزار و زبان موسيقائي ، نشان مي دهد خود يكي ديگر از دلائل شهرت بيشتر و جهاني موسيقي غربيان است.

     

    سومين دليل اين برتري و شهرت را براي موسيقي و آهنگسازان غربي مي توان در چيرگي محصولات تكنولوژيك غربيان در كنار چيرگي در فرهنگ و علوم آنها جستجو كرد ، يعني هنگاميكه يك قوم در همه ابزارها و علوم ، گوي سبقت را از اقوام ديگر ربود ، آنگاه مي تواند ادعا كند كه در ساير زمينه ها و روشهاي رفتاري و زندگي هم بر ديگر اقوام برتري دارد ، و براي اثبات اين برتري نيز همين چيرگي و برتري هاي موجود كافيست و اقوام ديگري كه اين ابزارها و پيشرفتها را ندارند ، از اثبات برتري در زمينه هاي فرهنگيشان هم ناتوان خواهند بود. به هر حال در سده هاي اخير زمينه هاي پيشرفت در كليه رشته هاي علمي و هنري و ورزشي در كشورهاي غربي فراهم شده است و اين توانائي را به آنها داده است تا خود را در ديگر رشته ها هم رشد دهند و معرفي كنند و البته باز هم تاكيد مي كنم كه داشتن اين پيشرفتها در تكنولو‍ژ‍ي و دانش نيز دليلي بر تلاش و سخت كوشي غربيان است و آنها اين ابزارها و علوم و فنون را رايگان بدست نياورده اند و براي آن كوشيده اند.

     

    چهارمين دليل براي اين برتري و شهرت موسيقي دانان غربي ؛ نيز از خود بيگانگي و عدم خود باوري در شرقيان است ، بگونه اي كه بسياري از ممالك ضعيف و رشد نا يافته شرقي ، خود را در برابر غربيان باخته اند و به نوعي خود را در برابر اين فرهنگ و اين تمدن تحقير مي كنند ، در صورتيكه فرهنگ حوزه خاورميانه و خاور دور و موسيقي هندوستان همه وهمه حرفهاي بسيار زيادي را براي گفتن دارند . بلاخره اين مردم در مناطق مختلف آسيا سالها و قرنهاي زيادي را با همين موسيقي ها و آهنگ هاي ملي خودشان زيسته اند و حرف دلشان را با اين موسيقي به گوش همشهريان و هموطنانشان رسانيده اند ، و در اين كشورها هيچگاه زباني و فرهنگي بجز فرهنگ و زبان ملي خودشان در زندگي مردم جاري نبوده است ، و اكنون كه طي چند صد سال گذشته ، غربيان با پيشرفتهاي علمي و تكنولوژيك به امكاناتي براي معرفي فرهنگ و موسيقي شان دست يافته اند ، برخي از مردم و هنرمندان شرقي در برابر آن احساس تحقير و ناتواني كرده اند.

    در پايان البته توانائي و هنر هنرمندان غربي ، همچون بتهون و موتسارت و سباستين باخ و چايكوفسكي و ديگران را ناديده نبايد گرفت ، آنها هم هنرمندان توانا و دانائي بوده اند و آهنگها و موسيقي بسيار ارزشمندي را براي نسلهاي زمان خود و پس از خود به يادگار گذاشته اند و به اين هنرمندان بايد به ديده احترام  و تامل بيشتري بر آثارشان نگريست .

     

     شايد به صورت كوتاه و چكيده اگر بخواهيم اين برتري را ريشه يابي كنيم بايد آنرا در چند عامل مهم ارزيابي و مورد سنجش قرار دهيم : نخست تلاش هاي خستگي ناپذير غربيان در راه كسب دانش در سده هاي اخير است ، دوم ابداع زبان موسيقائي "نت" و مجهز شدنشان به آن ، سوم وجود برتري هاي ديگر در ساير زمينه ها مانند دانش و فن آوري كه به هنر و موسيقي آنان هم خدمت بزرگي را ارائه داده است. چهارم فرهنگ غالب آنها  كه طي سده هاي اخير ( كه به دلائل بسيار زيادي از حوصله ي اين بحث خارج است) ،  در اختيار همه ي عرصه هاي هنري و دانش آنان قرار گرفته است. شايد در كنار اين چهار عامل ، آزادي از بسياري از قيود فلسفي و فكري را نيز بتوان بر شمرد ، چنانكه سيدجمال الدين اسد آبادي در پاسخ به ارنست رنان ، از جمله دلائل پيشرفت غربيان و وجود دموكراسي را در شيوه هاي حكومتي آنان به دليل قدمت و پيرتر بودن دين مسيحيت نسبت به اسلام مي داند و به ارنست رنان فرانسوي مي گويد كه انديشه آنان در سايه مكاتب و دين مسيحيت به پختگي و بلوغ بيشتري دست يافته است و اين پيشرفتها را مديون تلاشهاي شهروندانشان در كنار پختگي دينشان مي داند ، وگرنه نبوغ خاصي در آنها نيست كه در شرقيان نباشد.

     

    ولي بايد به داشته هاي فرهنگي و توانائي هاي موسيقي شرق و ايران زمين هم باور داشت ، و بدانيم كه اگر تاكنون نتوانسته ايم اين موسيقي و فرهنگ را به ديگران بشناسانيم ، ضعف و ناتواني از ماست نه از اين فرهنگ و اين موسيقي ، و براي اين كار از خودمان شروع كنيم و هر كدام صادقانه بگوئيم كه براي فرهنگ و موسيقي و پيشرفت آن چه كرده ايم ؟  براي ديگر عرصه هاي دانش و هنر و شيوه هاي حاكميت ، نيز از خود بپرسيم كه چه كرده ايم ؟  به فرموده حافظ بزرگوارمان :

    هرچه هست از قامت ناساز و بي اندام ماست // ورنه تشريف تو بر بالاي كس كوتاه نيست.

       

    ديدگاه خود را ارسال کنيد!

    برای این یادداشت 1 دیدگاه ثبت شده است.

    پژمان علیزاده گفته است :

    آقای جوکار سلام
    شما هم همانند همه ی شرقیان تعصبات خشک خود را در نوشته هایتان نشان می دهید و تلاش شما هم اینست که از فرهنگ مرده ای که عربهای متعصب دوران صدر اسلام آنرا کشته اند ، یک تندیس و مجسمه ای بسازید و دل خودتان را خوش کنید ؛ در صورتی که این زبان و فرهنگ شما مرده است و برای دیگر نباید دلتان را به ان خوش کنید البته بحثهای بیشتری به ذهن من می رسد که بعدا دوباره مزاحمتان خواهم شد.