• مــوضــوعات
  • بایگانی سیاوشون
  • نویسندگان سیاوشون
  • » سردبیر
    » میهمان
    » خاطره آقائیان
    » تورج آقائیان
    » شهرزاد آريانا
    » لادن آرمند
    » آرمان اسدی
    » محمد اسداللهی
    » محمد حسین داوود
    » احسان نیک آئین
    » طاهره اسلامی
    » محمد رضا اسلامی
    » فریبا قربانی
    » سید مهدی حجتی
    » پيمان جوادي
    » سارا جوادی
    » سیروس جوکار
    » مجید کریمی
    » امیر حسین کاظمی
    » راضیه خضری
    » کیوان میری
    » پوپه میثاقی
    » محمد علی مختاری
    » رضا متقی
    » احمد نامی
    » سعید نظری
    » علی نظام الملکی
    » مهدی عمرانی
    » آرش پردانی
    » علی پشوتن
    » رضا رحیم خانلی
    » حسام الدین رهنما
    » حمید روشان
    » حمید روستا
    » فرزاد صدری
    » سید بها الدین شیرازی
    » سید مهدی طاهری
    » رضا طاهری نیا
    » علی تارخ
    » سارا ترابي
    » زهرا وهبی
    » مهروش ذاکری
    » فاطمه زارع مهذبیه
    » بابک ضیایی
  • سیروس جوکار
  • واقع بینی و واقع گرائی چپهای جوان2


    شهریورماه-06-1388

    من پیش ازین مقاله کوتاهی را درباره واقع بینی چپهای جوان نوشته بودم که به برخی از اصول واقع گرائی و واقع بینی در آن اشاره ای نشده بود ، در این مقال جای آن است که به آن اصول ودلائل علمی هم نگاهی گذرا بیاندازیم:

     1- عقلانیت : اصولا دولتها و گروههای سیاسی بازیگرانی عقلانی اند یعنی اینکه به منافع خود (ومنافع ملی شان ) آگاهند و میدانند چه می خواهند و و آنگاه به محاسبه دست می زنند و آن کاری را انجام میدهند که با منافع آنها سازگار باشد. گروههای چپ جوان بدلیل دوری از احساسات اولیه که در همه انقلابها حاکم است و تجربه سی سال فعالیت پیشروانشان به این عقلانیت مثبت دست پیدا کرده اند و حاضر نیستند منافع ملی شان را فدای  جنگ  و ستیزهای حزبی و کسب قدرت سیاسی در کشورشان کنند.

    2- دولت محوری : از دید واقع گرایان دولت مهمترین بازیگر صحنه سیاسی داخلی و روابط بین الملل است و انسانها چون از هم می ترسند و اعتمادی به رفتار اجتماعی همدیگر ندارند ، ناچارند غولی بنام دولت ایجاد کنند تا این غول ضامن امنیت آنها باشد و در برابر غولهای دیگر (دولتهای دیگر) نیز از آنها دفاع کند. بنابراین چپها نیز مجبورند برای بدست آوردن حقوق حقه خود که همانا دموکراسی و تاثیر مثبت در اوضاع اجتماعی و سیاسی کشورمان است به ساختار دولت و دسترسی به آن باوری شگرف داشته باشند و با این باور تلاش می کنند تا دولتی مقتدر و در عین حال دموکراتیک را در کشور رهبری کنند و هدف آنها از بدست آوردن قدرت هم صرفا کسب توان سازندگی و آبادی هرچه بیشتر جامعه بشری است و حتی این دیدگاه منحصر به داشتن قدرت در داخل وساختن فقط ایرانی آباد و آزاد نیز نیست و برای ساختن جهانی سراسر آباد و آزاد وعادلانه نیز تلاش خود را به کار خواهد گرفت ، البته این تلاش با مفهومی از برقراری دوستی و مودت و گفتگو در بین همه اعضای جامعه بین الملل و دوری از تنشهائی که چندان منافعی برای جامعه جهانی ندارد ، خواهد بود.

    3- تداوم سیاست داخلی در سیاست خارجی : از نظر مورگنتا همان قواعدی که در سیاست داخلی یک کشور وجود دارد ، در سیاست خارجی آن کشور هم اعمال میشود و با باور به این دیدگاه چپهای جوان خواستار اعمال روشهای دموکراتیک تر و معقولانه در برقراری ارتباط با مردم و گروههای سیاسی و اجتماعی داخلی و نتیجتا چنین رفتاری با کشورهای خارجی هستند و این روش را در ایجاد امنیتی چشمگیر و قابل اعتنا در منطقه و علاقه و تضمین سرمایه گذاری خارجیان در کشورمان موثر میدانند و به آسانی میتوان نتیجه چنین تصمیماتی را در امنیت و اشتغال جوانان در کشورمان مشاهده کرد.

    4- قواعد طبیعی روابط سیاسی : این روابط محکوم به قواعدی عینی هستند که ریشه در عمق سرشت بشر دارند ، و این قواعد را نمی توان تغییر داد ولی با شناختن این قواعد می توان به مقصود رسید وبا استوار ساختن سیاست عمومی بر پایه آن شناخت ، جامعه را رهبری کرد ؛ بعبارتی دیگر از آنجا که سرشت آدمیان سرشتی طبیعی و خشن و گرگ صفتانه است وفقط با قدرت می توان آن را مهار کرد ، بنابراین باید قدرت را به گونه ای افزایش داد که دشمنان و گروههای مخالف به فکر براندازی و نابودی حاکمیت در جامعه نباشند و با داشتن حکومتی دموکراتیک ، اقتدار حاکمیت در فضای داخل و در روابط بین الملل کاملا حفظ شود. در این جایگاه چپهای جوان با تکیه بر مفاهیم دینی و باور به برقراری صلح و عدالت و آرامش در جهان ، تلاشی پیگیرانه برای رسیدن به قدرت دارند و این هدفی بسیار ارزشمند و مقدس برای یک فعال سیاسی میتواند باشد که با چنین هدفی قصد به قدرت رسیدن را داشته باشد نه صرفا کسب قدرت برای رسیدن به ثروت و شهرت شخصی .

     در پایان این مقاله باید گفت که هدف گروههای چپ از رسیدن به قدرت جنگ و ایجاد تنش و آشوب نیست بلکه  برقراری صلح وعدالت در کشورمان با تاکید مجدد به قانون اساسی و باورهای دینی است ، و یادآوری  این هدف به دلیل شباهت های دیدگاههای واقع گرایان و فاشیستهاست ، چون فاشیستها نیز همانند واقع گرایان به انسان نگاه میکنند ولی آنها با جنگ و قبضه قدرت جهانی قصد پیشبرد اهدافشان را دارند ولی چپهای جوان همانند همه واقع گرایان جهان به هیچ عنوانی بدنبال جنگ و تنش نیستند و آنها بدنبال صلح اند. به گفته حافظ عزیزمان :

    خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکی است//  مجموعه ای بخواه و صراحی بیار هم


    واقع بینی و دوری از افراط وتفریط در چپ های جوان 4

    ديدگاه خود را ارسال کنيد!

    برای این یادداشت 1 دیدگاه ثبت شده است.

    منیژه رهامی گفته است :

    سلام آقای جوکار
    متشکرم از نوشته زیبایتان