دیماه-07-1387
روابط خارجی ایران همیشه در سایه نوعی از آرمانگرایی تحلیل می شود که البته دقیق نیز نیست چون حتا در آرمان گرایانه ترین لحظات نیز می توان نمونه های متناقضی برای آن ذکر کرد. به خصوص رفتار ما در نپذیرفتن سازمان های بین المللی یکی از اساسی ترین نکته های نقض این ادعاست. در این خصوص دکتر ازغندی می گوید: "در خصوص ماهيت و سرشت سياست خارجى جمهورى اسلامى بايد گفت برخى اين بحث را در چارچوب يا رویكرد آرمانگرايى مورد بررسى قرار می دهند و معتقدند كه در طى اين ۲۲ سال در چارچوب آرمانگرايى شاهد هيچگونه تغيير و تحولى نبودهايم. (البته در اينجا ديدگاه آرمانگرايى كه در نظام جمهورى اسلامى ايران مطرح است با ديدگاه آرمانگرايى كه در روابط بينالملل وجود دارد تفاوت بسيار دارد.)"
اما در هر صورت رابطه ما با امریکا در یک چارچوب احساسی و ایدئولوژیک می تواند مورد بررسی قرار گیرد، به طوری که بعضی حتا حیات و ممات انقلاب اسلامی را به عرم رابطه با امریکا پیوند می دهند و همین کار را بسیار دشوار می کند. رابطه ایران و امریکا از جمله مسائل بسیار زیادی است که به کوچه و خیابان کشیده شده است و از دست دیپلمات ها خارج شده است.
با این همه اکنون نیز نمی توان دلایل جدی برای دفاع از برقراری ارتباط با امریکا اقامه کرد. رابطه با امریکا تنها دست و دادن و چای خوردن نیست. رابطه دیپلماتیک معنایی بسیار وسیع تر و عمیق تر از این موضوع دارد که این ارتباط نمی تواند به وسیله ما مورد حمایت قرار گیرد. آیا ما می توانیم دست از حمایت حزب الله در لبنان بشوییم؟ آیا می توانیم وارد بازی کثیف امریکا در عراق و افغانستان بشویم؟ و ...
ایجاد ارتباط به این معناست که باید مذاکره کنیم. حتا اگر ما بهترین دستگاه دیپلماسی را داشتیم که به هیچ وجه نداریم، مذاکره دیپلماتیک یک چانه زنی جدی است. در مقابل ان چه بدهید چیزی می گیرید و گرنه فراموش کنید که مذاکره ای صورت گرفته است.
گمان من این نیست که تنها ما نمی توانیم وارد مذاکره شویم بلکه معتقدم که امریکایی ها نیز به چنین نتیجه ای نرسیده اند. و شعارهای اوباما که اتفاقا با مخالفت وزیر امورخارجه اش، هیلاری کلینتون، نیز مواجه است تنها یک ژست سیاسی است که توسط یک سیاستمدار جوان اتخاذ شده است.
به همین دلیل اظهارات اخیر شیمون پرز محل تردید جدی من است. "شیمون پرز به خبرگزاری ژاپنی کیودو گفته است: امیدوارم این مذاکرات قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران انجام نشود، چون برگزاری چنین مذاکراتی می تواند بر نتیجه انتخابات ایران اثر بگذارد."
بر این اساس به نظر می رسد که اسراییل تلاش برای مذاکره از طرف هر دو سوی میز را جدی گرفته است. اما به تحلیل ایشان این مذاکرات می تواند سرنوشت انتخابات در ایران را تحت تاثیر قرار دهد.
اما هر تحلیل گر سیاسی آشنا به مسائل ایران این تحلیل را ناروا خواهد دید. چرا که اتفاقا منشا رای احمدی نژاد از میان مخالفان رابطه با امریکا بر می خیزد و این می تواند در رای او تاثیر منفی داشته باشد و نه تاثیر مثبت. بنابراین با این تحلیل باید گمان کنیم که پرز به دنبال حفظ احمدی نژاد است؟ من چنین گمان نمی کنم، هر چند که هیچ گزینه ای را در عالم سیاست غیر ممکن نمی دانم.
پس جواب چیست؟ بازی روانی با سیاست مداران دو کشور می تواند محتمل ترین پاسخ من باشد. به نظر من می رسد که اسراییل می خواهد نشان دهد که در مسیر رابطه ایران و امریکا می تواند مانع جدی ایجاد کند و حل مناقشه ایران و امریکا را به حل مسئله خود منوط کند. اسراییل طی ماه های اخیر در ضعیف ترین دوران خود از زمان شکل گیری قرار دارد. شکست در جنگ سی و سه روز به دستان جوانان شیعه به این ضعف ابعاد جدی داد و با شروع بحران اقتصادی در دنیا این ضعف در وضعیت ویژه ای قرار دارد. اکنون اسراییل می کوشد تا سرنوشت امریکا را در منطقه خاورمیانه بیش از گذشته با سرنوشت خود پیوند دهد.
در این میان باید آگاه بود و از مسیر های چنین پر پیچ و خم با دقت عبور کرد. دیپلماسی باید توسط دیپلمات ها حل و فصل شود.
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
با سلام
پس نتیجه می گیریم مذاکره با آمریکا می تواند یک تو پوزی برای اسرائیل باشد؟
خانم آزاده محبيان عزيز:
مگه ما جنگجويان كوهستان هستيم؟
این دکتر از غندی استاد ما بود فقط بد و بیراه میگه وشوخیهای ناجور و ÷یرمردی میکنه زیاد جدی نگیرید حرفاشو