• مــوضــوعات
  • بایگانی سیاوشون
  • نویسندگان سیاوشون
  • » سردبیر
    » میهمان
    » خاطره آقائیان
    » تورج آقائیان
    » شهرزاد آريانا
    » لادن آرمند
    » آرمان اسدی
    » محمد اسداللهی
    » محمد حسین داوود
    » احسان نیک آئین
    » طاهره اسلامی
    » محمد رضا اسلامی
    » فریبا قربانی
    » سید مهدی حجتی
    » پيمان جوادي
    » سارا جوادی
    » سیروس جوکار
    » مجید کریمی
    » امیر حسین کاظمی
    » راضیه خضری
    » کیوان میری
    » پوپه میثاقی
    » محمد علی مختاری
    » رضا متقی
    » احمد نامی
    » سعید نظری
    » علی نظام الملکی
    » مهدی عمرانی
    » آرش پردانی
    » علی پشوتن
    » رضا رحیم خانلی
    » حسام الدین رهنما
    » حمید روشان
    » حمید روستا
    » فرزاد صدری
    » سید بها الدین شیرازی
    » سید مهدی طاهری
    » رضا طاهری نیا
    » علی تارخ
    » سارا ترابي
    » زهرا وهبی
    » مهروش ذاکری
    » فاطمه زارع مهذبیه
    » بابک ضیایی
  • رضا متقی
  • امیدی برای پایان این درگیری ها از طریق نظامی وجود دارد؟


    دیماه-24-1387

    تحلیل گران منطقه زمانی که به بررسی مسائل اسراییل و فلسطینیان می پردازند مجبورند به این سئوال روشن پاسخ دهند که آیا اسراییل امیدی برای پایان این درگیری ها از طریق نظامی دارد یا خیر؟  زیرا در هر صورت برای حفظ موجودیت اسراییل باید این امید در میان مدت یا بلند مدت وجود داشته باشد که این سرزمین به ثبات خواهد رسید و امکان سرمایه گذاری و پیشرفت در آن نیز وجود خواهد داشت. پاسخ این سئوال همان گونه که پیدا است در ورای مسائل اخیر و درگیری غزه قرار می گیرد و ما به دنبال تحلیل ارتباط اسراییل و اعراب هستیم. به این ترتیب به چارچوبی دست می یابیم که نه تنها به مسائل غزه بلکه به هر بر خورد دیگری که بین اعراب و اسراییل رخ می دهد پاسخ دهیم.

     حتا تحلیل گران یهودی و طرفدار اسراییل نیز زمانی که به این سئوال پاسخ می دهند هر چند شروطی را ذکر می کنند اما نمی توانند امیدی قائل شوند. فوکویاما در نوشته ای قبل از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در امریکا دلیل خود برای طرفداری از اوباما را در نوع پاسخی که به این سئوال می داد جستجو کرده بود. تحلیل گرانی چون تلهامی در کتاب خود قمار امریکا در خاورمیانه به بررسی دقیق مشکلات موجود بین اعراب و اسراییل پرداخته است، پاسخ روشنی به این سئوال داده است. پاسخ او این است که بدون پایان خشونت های میان اعراب و اسراییل از طریق مذاکره و حفظ منافع تمام گروه های درگیر امکان دستیابی به آرامش نه تنها برای اسراییل بلکه برای امریکا نیز ممکن نیست. امریکا سرنوشت خود را چنان با اسراییل در زمان بروز بحران ها گره می زند که امکان تشخیص آن ها از یکدیگر ممکن نیست. هر چند که سئوال اصلی او در این کتاب مربوط به روابط اعراب و امریکا و این رابطه پس از یازده سپتامبر است اما در هر صورت رابطه اعراب و اسراییل را برای رابطه امریکا و اعراب اساسی می بیند.

    با افزایش خشونت های اسراییل بر علیه مردم منطقه و پس از شکست جنگ سی و سه روز در لبنان معادلات منطقه ای بر علیه اسراییل وارد عمل شده اند. به همین دلیل نیز امریکا به متحدان عرب خود بیش از هر زمان دیگری برای حل مسئله اعراب و اسراییل فشار می آورد. اما بی تردید باید از نظر دور نداشت که این فشارها و عملکرد دولت های عرب و افزایش خشونت های اسراییل به بی ثبات کردن (Destabilization) بیش از پیش متحدان عرب امریکا منجر خواهد شد.

     

    اهداف کوتاه مدت بر علیه اهداف بلند مدت

    1. اسراییل گمان می کند با از میان برداشتن گروه های جهادی دیگر مشکل حل است. یعنی با از میان رفتن حماس در نوار غزه و سپردن کار به دولت خودگردان دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت. پاسخ به این فرض اسراییل بسیار ساده است. تا زمانی که تحرکات اسراییل باعث ایجاد دلزدگی و نا امیدی در میان فلسطین و اعراب است امکان ندارد صحنه از نیروهای جهادی و مسلمانان شهادت طلبی که که هیچ امیدی برای بیان خواسته های شان جز نثار جان شان ندارند، خالی بماند. هیچ دولتی و هیچ نهادی نمی تواند در برابر کسانی که جانشان را در کف خود گرفته اند مقاومت کند.
    2. خشونت، خشونت می آفریند. کشتن و مجروح کردن جان های بی گناه بدون پاسخ نمی ماند. میزان تلفات انسانی از بچه ها و زنان در غزه نشان گر این است که جوانان و نوجوانان آن سرزمین راهی جز مسلح شدن و دفاع کردن برای شان باقی نخواهد ماند. هیچ پناهی وجود ندارد.
    3. معرکه حاضر نکته عجیبی به تاریخ دولت-ملت ها افزود. به سرزمینی و به کشوری به نام فلسطین حمله شده است و مردم این سرزمین توسط دولت مهاجم کشته می شوند، اما دولت حاکم وارد معرکه نمی شود. دولت خودگران تمام تلاش خود را می کند تا وارد جنگ با اسراییل که به بخشی از خاک این کشور حمله ور شده است، نشود. به این ترتیب باید در آینده ای نزدیک باید منتظر خشونت های جدی علیه دولت فلسطینی از طرف گروه های جهادی نیز بود.
    4. بر طبق نظریه دیپلماتیک - استراتژیک، زمانی که دیپلماسی پایان می یابد سربازها وارد جنگ می شوند و این جنگ ادامه دیپلماسی در سطح دیگری خواهد بود برای رسیدن به صلحی پایدار تر. اما در سرزمین های اشغالی سربازان نخواهند توانست صلحی را ایجاد کنند چرا که این درگیری ها نتیجه منطقی دیپلماسی نبوده است. دیپلماسی باید تمام مراحل خود و تلاش هایش را طی می کرد تا نوبت به سربازان برسد، اما در اولیه ترین مراحل دیپلماسی اسراییل از نیروی نظامی خود بهره می برد.

     

    در نهایت باید در پاسخ به سئوال اول گفت که نه تنها پایان این خشونت ها با جنگ متصور نیست بلکه می شود در مورد گسترش دامنه این خشونت ها حتا به درون سرزمین های اسلامی نیز گمانه زنی کرد. ترور انور سادات را می شود نتیجه امضا قرارداد صلح بین مصر و فلسطین دانست. همان گونه که ترور اسحاق رابین را می توان نتیجه صلح کمپ دیوید دانست. اما در نهایت باید پرسید گناه کودکان بی دفاع چیست؟ پایان این خشونت کجاست؟

    ديدگاه خود را ارسال کنيد!

    برای این یادداشت 0 دیدگاه ثبت شده است.