• مــوضــوعات
  • بایگانی سیاوشون
  • نویسندگان سیاوشون
  • » سردبیر
    » میهمان
    » خاطره آقائیان
    » تورج آقائیان
    » شهرزاد آريانا
    » لادن آرمند
    » آرمان اسدی
    » محمد اسداللهی
    » محمد حسین داوود
    » احسان نیک آئین
    » طاهره اسلامی
    » محمد رضا اسلامی
    » فریبا قربانی
    » سید مهدی حجتی
    » پيمان جوادي
    » سارا جوادی
    » سیروس جوکار
    » مجید کریمی
    » امیر حسین کاظمی
    » راضیه خضری
    » کیوان میری
    » پوپه میثاقی
    » محمد علی مختاری
    » رضا متقی
    » احمد نامی
    » سعید نظری
    » علی نظام الملکی
    » مهدی عمرانی
    » آرش پردانی
    » علی پشوتن
    » رضا رحیم خانلی
    » حسام الدین رهنما
    » حمید روشان
    » حمید روستا
    » فرزاد صدری
    » سید بها الدین شیرازی
    » سید مهدی طاهری
    » رضا طاهری نیا
    » علی تارخ
    » سارا ترابي
    » زهرا وهبی
    » مهروش ذاکری
    » فاطمه زارع مهذبیه
    » بابک ضیایی
  • احمد نامی
  • آزادی و امنیت در مشارکت و رقابت سیاسی


    آبانماه-07-1387

    آزادی و امنیت دو مقوله لازم در هر جامعه و نظام سیاسی هستند که در اغلب موارد به صورت پارادوکسیکال رو در روی هم قرار گرفته اند. آزادی مقوله ای است که بیشتر تقاضای عمومی شهروندان از حاکمان است. و امنیت مقوله مورد استفاده حکومت ها برای تحدید آزادی شهروندان است. تعریفی که شهروندان از این دو مقوله ارائه می دهند با آنچه منظور نظر حکومت ها است تفاوت های عمده ای دارد. به نظر می رسد هرچه یک نظام سیاسی به سمت دموکراتیک تر شدن پیش رود نزدیکی تعریف شهروندان و حکومت از این دو مقوله بیشتر می شود و به تعبیری رسیدن به تعریف مشترک از آزادی و امنیت از جایگاه شهروند و حاکم با دموکراتیک بودن آن نظام سیاسی، نسبت مستقیم دارد. و اتفاقا یکی از دلایل که به عنوان نقش مثبت دموکراسی در پایداری یک نظام سیاسی بر می شمارند همین امکانی است که برای نزدیکی مفاهیم و تعاریف از مقوله هایی چون آزادی و امنیت به زعم شهروند و حاکم بوجود می آورد. بر این اساس شاید نادرست نباشد اگر ما یکی از معیارهای خود را برای سنجش سطح دموکراتیک یک نظام سیاسی ،میزان اشتراکات شهروندان وحاکمان در تعاریف مشترک آنان از مقوله هایی نظیر آزادی ،امنیت،منافع ملی ،توسعه و رشد اقتصادی و امثالهم بدانیم. بنابر این اجازه بدهید که ما به اختصار تعریف خود را از آزادی، بیان کنیم . منظور از آزادی ،بیشتر آزادی بیان است و البته انعکاس آن در آزادی مطبوعات و رسانه ها است که از آن به عنوان رکن چهارم دموکراسی و جامعه مدنی یاد کرده اند . جان استوارت میل در باب آزادی بیان چنین می گوید: "امیدوارم دیگر آن زمان هایی که لازم بود از آزادی مطبوعات به یکی از تضمین های بزرگ اجتماع در برابر حکومت های فاسد و ستمگر دفاع کرد گذشته باشد.امروز تقریبا هیچ نیازی به توضیح یا اثبات این نظر نیست که ما نباید به یک هیات مقننه یا مجریه که منافعش با منافع خلق یکی نیست اجازه بدهیم که برای افراد جامعه عقیده تجویز کندیا اینکه تصمیم بگیرد که چه نوع نظرات و دلایل باید به گوش مردم برسد"(1) از آزادی بیان صرفا باید آزادی مخالفان برداشت کرد و گرنه مستبد ترین نظام ها نیز به موافقان ارجمند خود هر نوع حدی از آزادی مداحی می دهند. اما این نکته را هم باید متذکر شد که این آزادی در حتی دموکراتیک ترین نظام های موجود نیز بی حد و مرز نیست. مثلادر حتی آمریکا شما نمی توانید در مورد قومیت ها مقاله بنویسید. یا مثلا در اکثر نظام های سیاسی حتی دموکراتیک، شما حق ندارید مقاله ای بنویسید که در آن به صورت مستقیم تروریست پروری کند . اما یک نکته آشکار را می توان از آنها فهمید و آن اینکه تحت عنوان یک ماده قانونی به صورت روشن و شفاف بیان شده است و از مراجع قانون گذاری نیز گذشته است. به نظر می رسد که جامعه ما نیز برای تقویت بنیادهای دموکراتیک آن به تسریع چنین روندی محتاج است . تا آنجا که بتوانیم به صورت غرور آمیزی یک لیست طویلی از این اشتراک تعاریف میان جامعه و حکومت را بر شماریم . این اصلا دور از دسترس نیست . اگر بتوانیم این عیب تاریخی مان که زود با سیاست قهر می کنیم را از میان برداریم. اگر حکومت را همچنان بیشتر و بیشتر از آن خود بدانیم و از مشارکت پا پس نکشیم البته لیست این اشتراکات طولانی تر خواهد شد. این نکته آشکار را از یاد نبریم که دموکراسی به صورت یک بسته کامل و بی نقص از آسمان در جامعه ما نخواهد افتاد، بلکه یک پروسه است که باید طی شود و آنهم با صبر و حوصله فراوان . از یاد نبریم که در همین آمریکای امروز زمانی اگر یک سفید پوست وارد اتوبوس می شد،فرد سیاه پوست باید جای صندلی خود را به او می داد. و می بینیم که امروز یک سیاه پوست کاندیدای ریاست جمهوری در همین آمریکا می شود و یا زنان که روزی در همین جامعه آمریکا حق رای نداشتند و امروز یکی از آنها معاون اول کاندیدای حزب جمهوری خواهان می شود و یا صدها مثال دیگر که همه می دانیم. و اما امنیت : امنیت در سطح گسترده ای از آن بحث به میان آمده است ، چه در سطح داخلی کشورها و چه در سطح بین المللی .به خصوص اکنون که بحث تروریست بین المللی به صورت جدی محل تامل حوزه های تفکر و تحقیق در عرصه جهانی شده است. و این حساسیت ها تا حدی حریم خصوصی شهروندان در همه جوامع را مورد تهدید و تحدید قرار داده است . شاید این به تعارض ذاتی و دائمی این دو مقوله بر می گردد. و اتفاقا هنر حکومت در پیوند این دو است. در باب امنیت نیز به مانند آزادی به رسیدن به حد اشتراک بین شهروندان و حکومت محتاجیم. ما باید این مسائل را حتی تا حد مصداق ها مورد بحث قرار دهیم . مثلا فکر می کنم که همه ما در این جامعه چه در مقام شهروند یا حاکم در این نکته مشترک باشیم که اگر کسی به فکر تجزیه طلبی افتاد ، او یک کار ضد امنیتی انجام داده است و حکومت حق دارد که با او برخورد کند. در اینجا نمی توان به بهانه آزادی بیان اجازه داد که امنیت مورد توافق حکومت و شهروند ، مورد تهدید قرار گیرد . اینجا امنیت مورد خدشه واقع شده است و حکومت باید به صورت جدی برخورد کند . اما نکته در اینجا است که نباید به اقدامات تنبیهی بسنده کرد و باید مفهوم ملیت مدرن ((nation را نیز مورد اهتمام قرار داد . مثلا تا کنون گامی عملی و جدی در این خصوص بر نداشته ایم . هنوز ما در این جامعه قومهای مختلف داریم که می توان با سیاستهای تشویقی از، ازدواج اقوام مختلف با یکدیگر،در این کشور حمایت کرد . مساعدت های اقتصادی ،روان شناسانه ، تبلیغی به عمل آورد و به صورت جدی به سمت مفهوم مدرن ملت- دولت پیش برویم. همه اینها از باب نمونه عرض شد. ما باید نسبت آزادی و امنیت را در مصداق های مختلف مورد بحث قرار داده و مرزهای دقیق آنها را مشخص کرده ،به محل مشترک شهروند- حاکم تبدیل کنیم. و بدینوسیله ،سرانجام به اعتلا و پایداری کشورمان کمک کرده باشیم. در بحث امنیت نیز چون آزادی محتاجیم که هر چه بیشتر و بیشتر بر لیست اشتراک مفهوم و تعریف بین شهروندان و حکومت بیافزاییم . و این البته میسر نیست مگر با مشارکت دائمی و پیگیر سیاسی. هرچند مشارکت به تنهایی مسیری نیست که به سمت دموکراسی ختم شود و رقابت مهم تر از مشارکت است . " باید گفت که جوهر دموکراسی بیشتر در رقابت نمایان می شود تا در مشارکت . حتی مشارکت صد در صد مردم در انتخابات تضمین کننده وجود دموکراسی نیست . چه بسیار نظام های غیردموکراتیکی که در قرن بیستم موفق به احضار اکثریت قریب به اتفاق مردم در صحنه انتخابات شده اند . در مقابل جوهر دموکراسی در رقابت و کثرت گرایی نهفته است"(2) بنابر این امیدواریم که هم حکومت زمینه رقابت را در انتخابات آینده ریاست جمهوری بوجود آورد و هم شهروندان مشارکت گسترده داشته باشند . هر چه بیشتر بتوانیم بر اعتماد متقابل بیفزاییم و دیوارهای بی اعتمادی شهروند و حاکم را کوتاه تر کنیم زمینه رقابت و مشارکت بیشتر شده به اعتلای کشورمان کمک بیشتر کرده ایم . ما باید به آینده خوش بین باشیم . به تعبیر کارل پوپر" خوش بینی یک وظیفه اخلاقی است". و بر این اساس باید شجاعانه به سمت آینده پیش برویم . مشارکت و رقابت سیاسی تضمین برای تفاهم متقابل شهروند و حکومت است . از بی اعتمادی های موقت ناامید نشویم .چرا که باز به تعبیر کارل پوپر:" ما فقط یک دشمن مشترک داریم و آن جهل و نادانی است ". با امید سربلندی ایران عزیز، که تضمین آن در مشارکت سیاسی شهروندان و امکان رقابت سیاسی گروه های مختلف تا حداکثر ظرفیت ممکن می باشد. از یاد نبریم که مشارکت دائمی و پیگیر" تقاضایی" است که سرانجام کالای گرانبهای رقابت را به بازار "عرضه " خواهد کرد.

     1)رساله ای در باب آزادی جان استوارت میل ترجمه:جواد شیخ الاسلامی انتشارات علمی فرهنگی چاپ پنجم 1385 ص 56

    2)گذار به دموکراسی زیر نظر حسین بشیریه نگاه معاصر چاپ دوم 1384 ص 89

    ديدگاه خود را ارسال کنيد!

    برای این یادداشت 1 دیدگاه ثبت شده است.

    پائیز شیرازی گفته است :


    سلام
    بازهم شما مقاله نوشتید و ما را غرق در لذت خواندن و فهمیدن مطالب نو نو کردید و خواهش میکنم این کار را دوباره و دوباره انجام دهید تا ماهم در کنارتان بیشتر بدانیم .