بهمنماه-26-1387
اگر قرار است ، که میرحسین موسوی نیز به خیل کاندیداهای اصلاح طلبان بپیوندد، مشخص نیست این تاکتیک اصلاح طلبان برای تقسیم فشارها ست ،یا رقابت درون گروهی بین خودشان ،یا به تعبیر دقیق تر امضای سند پیروزی رقیب.در صورت آمدن او، باید خوشبین بود و گفت ،او آمده است تا در نهایت یکی از آنها در صحنه بمانند. در غیر این صورت است که باید به زبان شهریار گفت:
آمدی جانم به قربانت ولی حالاچرا
مگر نه این است که آنگونه که در اخبار شنیده شد، خاتمی ابتدا از او خواسته بود ، و پس از اینکه فرصت یک ماهه خواسته بودند ، آنگاه خاتمی به علت جلوگیری از فوت زمان کاندیداتوری خود را اعلام کردند. و با این شرایط اعلام کاندیداتوری ایشان پس از خاتمی چه نشانه ای می تواند داشته باشد؟
شخصیت هر سه این بزرگوار یعنی ،خاتمی،کروبی و موسوی نشان می دهد که آنها فقط به مصالح جامعه می اندیشند و نه خود ؛ اما نکند که بیش از اندازه به مصلحت جامعه بیاندیشند و هیچ کدام به نفع دیگری کنار نروند !
در این شرایط طرفداران و رای دهندگان حرفه ای اصلاحات لازم است به نکاتی عنایت فرمایند.
در اینکه شخصیت آن بزرگوار یعنی میر حسین موسوی قابل احترام ، دوست داشتنی و یادآور حماسه های دوران جنگ است ،شکی نیست ،و به همین علت همه او را دوست داریم؛ اما این نباید ما را از معقول گرایی و عقلانیت در سیاست دور کند. سیاست و منافع ملی عرصه احساسات و تصمیم سازی های پخته و سنجیده است ؛ در هر تصمیم باید به منافع و هزینه ها توجه کنیم؛ بویژه اگر بخواهیم با احساس مسئولیت نسبت به نسل خود و نسل های آینده تصمیم گیری کنیم.اجازه بدهید به صراحت گفته شود ،آمدن او خبر خوبی است ، اما ماندن او با وجود خاتمی خبر اصلا خوبی نیست. ،در هر صورت آمدن او جز با فشار و اصرار عده ای نخواهد بود ، و معنی آن این است که این بار نیز به سراغ کسی رفته ایم که اصلا برای سیاست ورزی آماده نیست . کسی را قرار است با اصرار به صحنه سیاست بکشانیم ، که فعالیت دوران انزوای او از سیاست نشان می دهد که علاقه ای به عمل سیاسی نداشته و ندارد ، و از چنین فردی توقع چه عملی در سیاست داریم؟میر حسین موسوی حدود بیست سال از صحنه سیاست دور بوده است و لازم است به اطلاع رسانده شود که در این بیست سال ایشان مشغول مطالعه در اقتصاد و سیاست و علم مدیریت نبوده اند ،ایشان مشغول کشیدن نقاشی بوده اند، که این نیز ستودنی است ،اما جزو علائق شخصی است و خوب است توجه کنیم ،کاربرد نقاشی در سیاست چیست ؟ ایشان تاکنون چه اثری در اقتصاد و سیاست از خود باقی گذاشته اند؟چه تئوری یا مقاله یا پیشنهاد یا نظریه از او در سیاست یا اقتصاد در این بیست سال منتشر شده است ،که بتوانیم روی او بحث و تحلیل کنیم و مردم را به رای دادن به او قانع کنیم؟ متاسفانه جامعه سیاست زده ما هنوز احساسی فکر می کند. و متناسب با هزینه هایی که داده است عقلانی رفتار نمی کند. چرا نمی خواهیم بپذیریم که او به ورود دوباره به سیاست علاقه ای ندارد ، وادامه عمر هنری خود را بهتر از تداوم عمر سیاسی می داند . او در این مدت مشغول تشکیل کدام حزب بوده اند؟ چه فعالیت سیاسی انجام داده اند ؟ چه شعاری قرار است بدهد؟چه کاری قرار است انجام بدهد؟چه توانایی می توان از او انتظار داشت؟ به خصوص زمانی که مرد باتجربه ای چون خاتمی آمده است. لذا اگر قرار است که بین سه کاندیدای اصلاح طلب یکی بماند ،در این سخن به ترتیب اولویت از ، خاتمی ، کروبی و سپس میرحسین موسوی نام برده می شود. مصالح مملکت بالاتر از آن است که به صورت احساسی ،غیر کارشناسانه و خدای ناکرده شخصی به آن نگاه کنیم. خاتمی به دلیل تجربه ،چهره و وجهه بین المللی ،قدرت رای آوری بالاتر نسبت به دیگران ، گزینه اول این سخن است ،چرا که در آخرین حضور خود هربار حدود 22 میلیون رای داشته است.و همچنین به این دلیل که با وجود همه کاستی ها که متوجه او در دوران هشت ساله اش می کنیم ،بازهم کارآمدتر از بقیه است. به علاوه که تجربه آن 8ساله و این 4 ساله پس از آن را در اختیار دارد و می تواند مفیدتر از خاتمی پیشین و کاندیداهای موجود نیز باشد. پس از او کروبی ، به دلیل پرانگیزه بودن ، فعالیت حزبی طی این چهار سال که حزب اعتماد ملی را به وجود آورده اند ، به عنوان گزینه دوم به شمار آورده می شود، و سپس به میر حسین موسوی به عنوان گزینه سوم ،در این سخن اندیشیده می شود ، میرحسین موسوی اگر قرار بود در سیاست وارد شود ، در مراحل انتخاباتی گذشته آمده بود ، ما از کدام میرحسین سخن می گوییم؟ و قرار است کدام میرحسین را کاندیدا کنیم؟ میر حسین بیست سال پیش ؟ میرحسین جدید ؟ کدام جدید ؟ میرحسین اقتصاد دان ؟ میرحسین سیاست مدار؟ اکنون ، ما در دهه چهارم «جمهوری اسلامی» هستیم و به اندیشه هایی نیازمندیم که که با واقعیت های جامعه و تحولات و مطالبات جامعه نزدیک تر بشویم ، نه فردی که آخرین حضور او در سیاست مربوط به بیست سال پیش بوده است و پس از آن نیز هیچ نشانه ای مرتبط با مطالعه و نظریه پردازی یا فعالیت او در اقصاد و سیاست در دست نداریم؟حتی همین نیمچه حضور کنونی او نیز به شفافیت سیاسی هیچ کمکی که نکرده ، بر ابهام ها افزوده است. بیشتر اخباری که از او می رسد دست دوم به بعد بوده ، و خود او نه تکذیب و نه تایید می کند. ماجرای نامه گلایه آمیز او به خاتمی ،از این دست است ؛ او نه تایید و نه تکذیب کرده است. شفافیت سیاسی یکی از مهمترین عوامل حرکت به سمت توسعه سیاسی است. در شرایطی که تجربیات دموکراتیک مردم ایران باید در دهه چهارم به سمت برنامه محوری و نه فرد محوری پیش برود و در این راستا شفافیت سیاسی از جمله مهمترین ابزار لازم است ؛ متاسفانه ،اما حضور نام او در این برهه هیچ کمکی به شفافیت سیاسی نکرده است. اگر کسی برای حضور در رقابت انتخاباتی برنامه داشته باشد ، تاکنون هم دیر شده است ، و ادامه فوت زمان تعجب برانگیز است. این سخن همچنان بر آن است که ، خاتمی بهترین گزینه موجود برای اصلاح طلبان است ،تا هم بر او اجماع کنیم ، و هم با واقع بینی از تولید حساسیت های گذشته بر تیم او بکاهیم ، میزان توقعات از او را تعدیل کنیم . این درست نیست که میزان توقعات از خاتمی بالاتر از سایر کاندیدا ها باشد. متاسفانه نیروهای فعال سیاسی به نظر می رسد که از خاتمی بیشتر از سایر کاندیداهای اصلاح طلب و حتی کاندیداهای اصول گرا توقع دارند ؛ و این منصفانه نیست . او نیز به کمک همه نهادهای مدنی و دولتی پس از انتخاب شدن نیازمند است. و یکی از این کمک ها این است سطح توقعات از او را تعدیل کنیم ، و هم اجازه ندهیم که جبهه دلمشغولی های غیر لازم و جدید ،برای کابینه او باز شود ، بطوریکه که تمرکز کابینه او برای بهبود شرایط اقتصادی کاسته شود. بسیاری از حساسیت هایی که در گذشته و هم اکنون روی شخص ایشان و کابینه او است مربوط به داخل کابینه نبود. و تنها او نیست که باید از اشتباهات گذشته خود درس بگیرد؛ بلکه نیروهای جنبش مدنی نیز به بازخوانی و تحلیل رفتار گذشته خود نیاز دارند. بدان امید که همه ما لااقل متناسب با هزینه هایی که کرده ایم درس گرفته باشیم.
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
باسلام
من هر از گاهی مطالب شما را می خوانم ولی مطالبی را که در این نوشته ها آورده اید برایم جدید و شبهه برانگیز بود. یعنی من باور کنم که شما سیاسیون خواهان اصلاحات می توانید از نامزدهای انتخاباتی خودتان هم انتقادی و نقدی بکنید؟ من این کار بزرگ شما را به خودم وبه جامعه ایرانیان تبریک می گویم . باور کنید راه درست را برای توسعه سیاسی و رسیدن به قدرت و آزادی مطبوعات و آزادی بیان ، شما انتخاب کرده اید ، من به شما هم تبریک می گویم.