تیرماه-28-1388
رئیس جمهور در آخرین جلسه هیات دولت که در مشهد برگزار چند تن از معاونان و مشاوران خود را معرفی کرد که در این میان انتخاب اسفندیار رحیم مشایی رئیس پیشین و پر سر و صدای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به عنوان معاون اول توجه همگان را به خود جلب کرد.
این انتخاب اعتراض اصولگرایان را برانگیخت به گونه ای که حمید رسائی نماینده مردم تهران که از حامیان جدی احمدی نژاد است در یادداشتی نوشته است:« بنده در يکي از نطقهاي مجلس که پس از اظهار نظر آقاي مشايي درباره دوستي با مردم اسرائيل بود، خطاب به آقاي احمدي نژاد گفتم که به فرموده امير بيان ، علي عليه السلام لاتثق باخيک بکل الثقة . يعني در برخورد با دوستانتان با اطمينان کامل برخورد نکنيد و همواره درجهاي از احتمال خطا درباره ايشان را در نظر بگيريد. در اين بند از يادداشت خود قصد ندارم که آقاي مشايي را متهم کنم اما همواره در ايام انتخابات نکتهاي ذهنم را به خود مشغول کرد و البته همچنان در ذهنم لانه کرده و آن اين که : چرا در CD طراحي شده توسط جريان انقلاب مخملي با عنوان 90 سياسي که در چندين قسمت مجزا و کوتاه به منظور تخريب احمدي نژاد طراحي شده بود، هيچ قسمتي به آقاي مشايي اختصاص نيافته بود؟! همه شاهد بوديم که در لوح فشرده 90 سياسي، فيلم ها و تصاوير مختلفي در باره موضوعات مختلف که تلفيقي از راست و دروغ بود، کنار هم چيده شده بود و اين درحالي است که آقاي مشايي با توجه به حساسيت بالاي نخبگان و عموم جامعه مي توانست يکي از موضوعات آن باشد! در اين خصوص، هم فيلم اظهار نظر عجيب آقاي مشايي درباره دوستي با مردم اسرائيل و هم موضعگيري مراجع تقليد ، مجلس ، مطبوعات و شخصيتهاي حامي احمدينژاد و هم انتقاد رهبري در نماز جمعه نسبت به اين موضع غلط آقاي مشايي و البته پيگيري آن در آرشيوها مانند موارد ديگر موجود بود!؟ علاوه بر اين ، موضوعات مهم ديگري مانند جلسه رقص در ترکيه - که البته آقاي مشايي آن را تکذيب کرد و هيچ مستندي مبني بر حضور وي در آن جلسه وجود نداشت - و يا جلسه دف زدن در يک همايش سازمان ميراث به هنگام حمل قرآن - که در اين مورد هم آقاي مشايي حضور نداشت و انتقاد جدي اي به وي وارد نبود - وجود داشت که با توجه به هدف طراحان و توليد کنندگان لوح فشرده 90 سياسي براي تخريب دکتر و ايجاد تشکيک در وي قابل استفاده بود ، بويژه که تمام اين در مطبوعات و سايت هاي تخريب کننده دولت انتشار يافته بود و زمينه پذيرش آن وجود داشت. شايد تنها برخي از اطرافيان آقاي مشايي در سازمان ميراث که در گذشته ارتباط نزديکي با شخصيت هاي جبهه رقيب داشته اند و يا توليد کنندگان اين CD که در اين انتخابات در يک جبهه سياسي هم قسم شده بودند ، تنها کساني باشند که بتوانند به اين شبهه پاسخ دهند؟!»
احمدی نژاد در پاسخ به انتقادات احتمالی پیشاپیش در حکم انتصاب رحیم مشایی گفت:« اينجانب جنابعالي را انساني خودساخته و مؤمن، دلباخته حضرت صاحب الزمان (عج) و با تعهدي آگاهانه و عميق به خط نوراني ولايت و مباني جمهوري اسلامي و خدمتگزاري توانمند و صديق به ملت الهي و عزيز ايران ميشناسم و طبق اصل 124 قانون اساسي به سمت معاون اول رئيسجمهور برميگزينم.
اميدوارم همچون گذشته با توسل بر خدا و توسل به حضرت امام عصر(عج) و عشق عميق به ايران با تواني مضاعف به اهداف بلند ايران اسلامي موفق و سربلند باشيد.
رجاء واثق دارم همکاران خوبم در دولت، با هماهنگي و همدلي، شما را در انجام مأموريتها ياري خواهند کرد. »
در جایی دیگر احمد خاتمی خطیب موقت جمعه تهران و عضو ارشد جامعه مدرسين حوزه علميه قم نیز در خصوص این انتصاب با انتقاد شدید گفت:« اين انتصاب را با توجه به حساسيت به جايي كه مراجع تقليد، مجلس خبرگان رهبري و مجلس شوراي اسلامي و تعداد كثيري از فرهيختگان داشتهاند، نوعي دهنكجي به مراجع عظام تقليد و نخبگان ديگر ميداند.
آيتالله سيداحمد خاتمي دهم افزود: حقيقت اين است كه رييسجمهور در انتخاب همكاران خود آزاد هستند؛ البته وزرا بايستي راي اعتماد از مجلس بگيرند، اما معاونان را خود رييسجمهور انتخاب ميكنند؛ ليكن نكته مهم اين است كه رييسجمهور محترم كه با آراي بيش از 24 ميليون انتخاب شده و تعداد فراواني از روحانيون معظم در انتخابات از ايشان حمايت كردهاند، بايستي حساسيتهاي موجود را نيز در نظر بگيرند.
وي ادامه داد: من در گذشته شايعاتي ميشنيدم كه جناب رييسجمهور بنا دارند آقاي مشايي را به عنوان معاون اول خود انتخاب كنند، ولي باور نميكردم با توجه به حساسيتهاي موجود كه شخص رييسجمهور نيز از آن اطلاع دارند اين انتصاب صورت بگيرد؛ اما در كمال ناباوري اين خبر در رسانهها اعلام شد؛ از اين رو ضروريست دو مطلب را خدمت رييسجمهور محترم عرض كنم؛ مطلب اول اين كه افراد بايد صداي نظام باشند نه اين كه نظام خرج افراد شود و با توجه به حساسيتهاي مراجع تقليد، مجلس خبرگان رهبري ، مجلس شوراي اسلامي و تعداد كثيري از فرهيختگان جامعه كه حساسيتشان ارزشي و به انگيزه پاسداري از مقدسات است، به نظر ميرسد اين انتصاب براي دولت محترم چالشزا باشد.
خاتمي ادامه داد: نكته ديگر اين است كه اين دوره از نظر قانوني آخرين دوره پياپي آقاي احمدينژاد براي رياستجمهوري است؛ ولي قطعا آخرين دوره اصولگرايي نيست و نبايد به گونهاي باشد كه اصولگرايي را دچار چالش كند. »
اما انتقادها علیه این انتصاب همچنان ادامه دارد تا جایی که « احمد قدیری» یک وبلاگنویس حامی احمدی نژاد در وبلاگ اندیشه و قلم خود به آدرس (http://ahmadghadiri.blogfa.com/( در انتقاد از این انتصاب نامه ای سر گشاده به احمدینژاد نوشته و با مطرح کردن چند سوال اعتراض خود را نسبت به این انتصاب اعلام میکند.
این وبلاگ نویس نوشته است:« جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور 25 میلیونی ایران اسلامی با سلام
خبر معاونت اولی اسفندیار رحیم مشایی در کابینه ی آتی شما را همچون سایر هموطنان شنیده و از آن متعجب و متأثر شدم. انتظار داشتم وی یکی از مصادیق وعده ی تغییرات گسترده در کابینه ی آینده ی شما باشد. البته در این مورد هم تغییر بوجود آمد اما چه تغییری! از نوع اوبامایی آن! نه تنها وی کنار گذاشته نشد و تنزل مقام پیدا نکرد بلکه نفر دوم دولتتان نیز شد. خدا عمرتان دهد اما حتماً می دانید که طبق اصل 131 قانون اساسی، در صورت فوت، عزل، استعفا، غيبت و يا بيماری رئیس جمهور، معاون اول وی _هر چند موقت اما_ عهده دار امور کشور شده یا به تعبیر دیگر رئیس جمهور می شود. بنابراین اگر خدایی نکرده هر کدام از موارد مذکور برای جنابعالی رخ دهد آیا رئیس "جمهور" ما مشایی خواهد شد؟!
من نه می گویم چرا وی از دوستی با مردم اسرائیل گفت و نه تنها عذر خواهی نکرد که بر آن اصرار هزار باره نمود؛ و نه از سایر انتقادات وارده می نالم؛ که فقط به پرسش چند سؤال اکتفا می کنم بی آنکه انتظار پاسخ داشته باشم:
1- این همه اعتماد و نزدیکی میان شما از کجا آمده و اصولاً چطور این فرد توانست ابتدا معاون گردشگری شما شود و سپس قوم و خویشتان و اکنون هم معاون اولتان؟
2- اگر آقای مشایی خیرخواه شما است چرا با وجود علم به هزینه هایی که حضورش برای شما داشته و دارد، حاضر به "ایثار" نبوده و از مسئولیت هایش کناره گیری نمی کند؟ شاید بگویید تا کنون چندین بار مسئله ی استعفایش را مطرح کرده اما من نپذیرفتم که پاسخ می دهم سخن از "تعارف زدن" نیست که "استعفا دادن" است.
3- با توجه به اینکه احتمالاً دلیل اعتماد شما به ایشان، برخی دروغ های بچه گانه ی رسانه های مخالف دولت علیه وی می باشد؛ آیا این احتمال وجود دارد که این به ظاهر تخریب ها، "خود زنی" خود و یا جریان وی بوده باشد؟ خود زنی ای که با تکذیبیه هایی از جانب وی آن هم معمولاً با سر آغاز "خسن و خسین سه دختر معاویه" تاکنون تماماً به نفع او تمام شده است؟
4- شاید از عمده ترین دلایل رأی ناچیز آقای کروبی _که حتی از مجموع آراء باطله هم کمتر بود_ بتوان به معرفی شهردار بدسابقه ی تهران، کرباسچی، به عنوان معاون اول خویش اشاره نمود. با این وصف فکر می کنید اگر شما هم مانند مهدی کروبی، در ایام انتخابات مشایی را معاون اول خود معرفی می نمودید؛ آیا این چنین رکورد می زدید؟
5- آیا دولت شما اولین دولت کشور بوده و یا آخرین آن خواهد بود؟ اگر چنین نیست که نیست؛ فکر نمی کنید که هر دولتی برای خود مشی و "مشایی" دارد و حضرتعالی با این بدعت خطرناک که حقیقتاً بوی لجاجت می دهد راه چرخش و نرمش را بر روی دول آینده در برابر خواسته های مردم انتقلابی و مراجع عظام می بندید؟ قطعاً قیاس جنابعالی با خاتمی، و مشایی با مهاجرانی مع الفارق است اما مگر این جناب خاتمی نبود که به خاطر افکار عمومی، بعضی ها را جا به جا نمود؟
6- آیا همین عموم انقلابی نبودند که شما را برگزیدند؟ با این جود چه جوابی به امثال من دارید وقتی به شما بگوییم ظاهراً آقای خاتمی در این مورد خاص، تره ی بیشتری برایمان خورد نمود تا شمای احمدی نژاد.»
جامعه اسلامی دانشجویان نیز با صدور بیانیه ای از رحیم مشایی خواستند تا با استعفای خود از ریشه دار شدن اختلافات رئیس جمهور با مردم جلوگیری کند.
قسمتی از این بیانیه اینگونه نوشته شده است:« مصلحت امروز جریان اصولگرایی و خط تحقق آرمانهای امام راحل را در استعفای هرچه زودتر شما از سمت معاونت اولی ریاست جمهوری میدانیم.»
کیهان نیز میدان را خالی نگذاشته و با انتشار سر مقاله ای تحت عنوان دور از انتظار بود! نوشته است:«مشایی بیشتر به درد کارهای کم اهمیت میخورد نه معاون اولی!!»
این اعتراضات و انتقادات اصولگرایان به انتخاب رحیم مشایی همچنان قوت گرفته و حامیان دولت به تدریج وارد معترضان میشوند و بر این باورند که این انتصاب کج دهنی به مراجع بوده و بسیاری از حامیان احمدی نژاد را آزرده خاطر کرده است.
البته در این میان سوالی مطرح میشود که چرا انتصاب رحیم مشایی به عنوان معاون اول؟؟ که پاسخ هایی متعددی میتوان به این سوال داد همچون اینکه رحیم مشایی حتما باید جایگاهی در دولت داشت و از آنجا که احتمال رای آوردن او از مجلس برای تصدی هر وزارت بسیار پایین بود بهترین راه برای ورود او به کابینه و ترفیع سمتش انتصاب به معاون اولی بود و دیگر اینکه شاید رحیم مشایی نظراتش بیش از همه به احمدی نژاد نزدیک باشد.
اصولگرایان امیدوارند که احمدی نژاد به انتقاداتشان احترام بگذارد اما این فرضیه از آنجا که در طول دولت و انتقادات شدید و حملاتی که به خاطر رحیم مشایی علیه دولت نهم صورت گرفت و احمدی نژاد عکس العملی نشان نداد قدری دور از ذهن است.
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
راستش علی جان من در طول این 4 سال اینقدر عوام فریبی دیدم که دیگر به همه اقدامات این دولت مشکوکم به این انتصاب هم همانند یک سناریو نگاه می کنم سناریویی که احمدی و دوستان آن را نوشته و طراحی کرده اند/اظهارات نزدیکان احمدی نژاد نیز بخشی از این سناریو است به هوش باش
سلام
خیلی خوب تونسته اید در این یادداشت مطالب سایتها و وب لاگهای مختلف رو جمع آوری و تبدیل به یک گزارش غیر تحلیلی کنید!!!!ممنون
من هم فرزاد موافقم. این هم میتونه یک سناریو جهت انحراف افکار عمومی از قضیه تلخ انتخابات طراحی شده باشه. حتی اینقدر بدبین شدم که سقوط توپولوف رو در همین راستا می دونم.
شنیده شد که رحیم مشایی استعفا داده.ولی گویا شایعه بوده؟؟؟؟
این احمدی نژاد خیلی صله ارحام رو در نظر داره ها!رحیم مشایی ،ثمره هاشمی، داداش داوودش ....