دیماه-28-1388
در کشورما کم اند کسانی که حرفی بزنند که واقعا بیان دردهای ما برای دوران های مختلف باشد. یکی ازاین افراد نادر دکتر فرهنگ رجایی است او در کتاب مشکله هویت ایرانیان امروز استدلال می کند که تا زمانی که ما (ایرانیان) به درک مشترکی از هویت نرسیم مداوم بر سر جهان بینی هایمان با هم درگیر خواهیم بود، به جای آن که بر سر آرا و نظراتمان مجادله کنیم که سازنده و اثر بخش است مداوم در حال تهمت زدن به هم وحذف یکدیگریم.
آن چه که در سال های اخیر شاهدش بوده ایم همین است. ما دولت احمدی نژاد را یک سره نادرست می دانسته ایم و ایشان نیز تمام کارشناسان غیر خودی را از دولت حذف کردند. ما صدای استدلال طرف مقابل را نشنیده ایم و ایشان نیز راه را بر درک هر کس که غیر خودی می دانند بسته اند. جالب این که در شب های مناظره در انتخابات طرفداران هر یک از دو طرف خود را برنده دانسته و آن را فتح الفتوح قلمداد کرده اند. این روزها نیز که مناظره های در سطح پایین تری در جریان است ما گوش مان بر استدلال های طرف مقابل بسته است و تنها صدایی که می خواهیم می شنویم. من شما را لباس شخصی، بازجو و ... خطاب می کنم و شما مرا عامل دست اجنبی، خود فروخته و ... به نظر می رسد که باید کمی بالغ شویم و بر مشترکاتمان تاکید کنیم تا منظره ها، گفتگو ها و بحث ها اثر داشته باشند. من به دلیل بی ثمری این مناظره ها آن ها را ندیده ام اما گمان نمی کنم که در جامعه نیز پژواکی داشته باشد یا حتا صدا و سیما نیز در ادامه آن ها ثابت قدم باشد.
این دعواها نتیجه ای برای ما ندارد تنها دشمن خارجی است که خوشحال پای کوبان رسانه اش را در اختیار می گذارد تا در برابر رسانه ملی که غیر ملی عمل می کند تنور داغ دعوا خنک نشود. اما تنها در این تنور نان تندروها را می توان چسباند. چه خارجی و چه داخلی. این روزها همه به میانه روی توصیه می کنند. اما میانه روی واقعا چیست؟ حداقل هایی توسط اشخاص مختلف ارائه شده است و توصیه هایی هم میر حسین موسوی در بیانیه 17 خود کرده است. به نظر من بیانیه اخیر نشان از فراست و شناخت عمیق او از سیاست ایران دارد.
پایان درگیری و تظاهرات خیابانی و سپردن کار به دست نخبگان چیزی است که اکنون می تواند زمینه ساز میانه روی باشد. اما متاسفانه در هر دو سوی ماجرا گروه های تندرو نمی خواهند که ماجرا تمام شود تا زمانی که به خواسته های خود نرسیده باشند. از یک طرف بر ادامه درگیری خیابانی و از طرف دیگر به بازداشت و زندانی کردن و حتا اخیرا مجازات های سنگین تر مخالفان می اندیشند.
بسیاری گفته اند و من هم لازم می دانم که بگویم نقش رهبر انقلاب در آرام کردن فضا و جلوگیری از خشونت ها و تندرویی و اتفاقات بسیار ناگوار، کلیدی و تعیین کننده بوده است و به همین دلیل نیز از ایشان نام نیک در تاریخ معاصر ایران خواهند ماند. هیچ کس نمی تواند بی طرفانه اتفاقات اخیر را بررسی کند و از نقش رهبری ایشان بگذرد.
اما ما برای میانه روی چه کردیم؟ کوچک یا بزرگ؟ نمی دانم. اما می توانم نمونه هایی را نام ببرم. آیت اله دستغیب پس از حمله به مسجد قبا واقعا از خود آرامش نشان دادند و میانه روی ایشان در این دوران به آرام شدن فضای شیراز انجامید. این بردباری ایشان نیز نباید دست کم گرفته شود. در حالی که توهین به روحانیت شیعه دل آدم را بدرد می آورد. همیشه گفته شده است که نقد باید توسط خبرگان صورت گیرد. ایشان که خبرگان ملت ایران هستند و برای عده ای حکم مرجعیت دارند. همین جاست که تندروی ها انسان را نا امید می کند. معتقدان به اسلام خود در مسجد می بندند و هتک حرمت روحانیت می کنند. در هر صورت دستور به آرامش توسط آیت اله دستغیب به دوستدارانش یک میانه روی سرنوشت ساز در شیراز بود که اثرات خیر آن به مرور ظاهر می شود.
به نظر می رسد دورانی از زندگی سیاسی ایرانیان کم کم به پایان خود می رسد و شروع دوران جدیدی آغاز می شود. در این دوران جدید ما باید به شعور جدیدی مسلح شویم و آن هم اعتدال است در کنار جدی گرفتن دیگران. ما باید از جنگ جهان بینی ها خارج شویم به تضارب آرا بپردازیم. به دنبال حذف یکدیگر نباشیم و به حرف های یکدیگر احترام بگذاریم. در غیر این صورت بازهم تاریخ تکرار خواهد شد و ما به سمت ضعیف شدن خواهیم رفت و همین عاملی برای ورود دشمن خارجی خواهد بود. نمی دانم می توانیم از این دوره بگذریم یا نه؟
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
من هم فکر می کنم که در مناظره های تلوزیونی اخیر ،دو طرف فقط به فکر ضایع کردن هم و بحث ها و تصفیه حساب های شخصی بوده اند و تا به حال هیج یک از کسانی که در این برنامه شرکت داشتند به ارائه یک راه حل منطقی و درست برای برون رفت از وضعیت فعلی نپرداختند. البته از طرفی هم معتقدم که این مناظره ها یک سوپاپ اطمینان برای دولت و نظام است.تا به نحوی نشان دهند که ظاهرا خصومتی با اصلاح طلبان ندارند .و این را در مصاحبه های مردمی هم که اخیرا از تلوزیون ایران پخش شده است شاهد بودیم ؛ اخبار بیست و سی گزارشی را پخش می کند که در آن مردم حساب اطلاح طلبان و معترضان را از اغتشاشگران جدا می دانند ؛تلوزیونی که تا قبل از این فقط به مخدوش کردن چهره های اصلاح طلبان و منتقدان پرداخته بود.
آخی، طفلکی احسان نیک آیین. می بینم همیشه اون وسطا گیر کرده. آخی. دلم کباب شد برات. آخی.
در ایران هر کسی سنگ منیت خودش را بر سینه می زند.هر جریان و گروهی تنها به دنبال منافع خویش و خذف جریان مخالف است. اگر اینها واقعا از جنس مردم بودند تنها به به دنبال حذف هم نبودندو برای حل مشکلات موجود و به خاطر مردم،چاره ای می اندیشیدند.
رفتار و کردار ما فاصله زیادی با دموکراسی دارد.
درود و صد درود
آفرين به شما پيشقراولان فهم و بيان مدارا
آفرين به شما كه يكطرفه پيش قاضي نمي رويد و به طرف مقابلتان هم حق اظهار نظر را مي دهيد
البته شما ، آقاي نيك آئيني هستيد كه بهتر از ما روند رو به رشد فهم عمومي مردم كشورمان را از مسائل اجتماعي و رشد انديشه هاي سازنده ي جامعه مي شناسيد و مي دانيد كه كم كم آدمهاي خشونت طلب و جنگ طلب در ميان دل مردم ما جايشان را از دست مي دهند و همه ي اينها جاي خوشوقتي و خوشحالي است. نبايد عجله كرد و بايد كمي هم صبور بود و شما بهتر از ما مي دانيد كه اين صبوري ها سازنده است و قطعا نسلهاي پس از ما به صبوري ما نمره ي مثبتي را خواهند داد و به خشونت طلبي هاي ما نمره ي منفي .پس ما هم دوباره سخن حضرت حافظ را مي شنويم كه :
آسايش دو گيتي ، تفسير اين دو حرف است // با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا
درود بر شما
سلام
أقاي نيك آئين چرا جرات چاپ برخي مسائل كه خيلي هم محترمانه است را از دست داده ايد