شهریورماه-11-1388
محمد هادی آیت الهی سال هاست که در سطح اول ورزش استان نقش محوری دارد. او همچنین از سال 79 تاکنون ریاست هیأت فوتبال استان را نیز برعهده دارد اما در تمام این سال ها همواره منتقدینی بوده اند که باور دارند وی مدیری سنتی است.
او پاسخ همه ی منتقدینش را داد. چه آنهایی که او را سنتی می خوانند و چه آنهایی که از چند شغله بودن این مدیرانتقاد می کنند. آیت الهی معتقد است در مدیریت امروز حضور فیزیکی معنایی ندارد، به همین دلیل در طول هفته 7 یا 8 ساعت را به فوتبال اختصاص می دهد و مابقی وقتش را به دیگر حوزه های ورزشی شیرازمی پردازد.
او همچنین گفت در 24 سالگی سرپرست کاروان ورزشی ایران در بازی های آسیایی دهلی نو بوده،اتفاقی که شاید دیگر هرگز تکرار نشود چه اینکه سال ها ست به هیچ جوانی مسئولیت های بسیار کوچکتر هم سپرده نمی شود.
صحبت با آیت الهی البته آنقدر به درازا کشید تا او هم بتواند دفاع محکمی از 2 تیم بزرگ پایتخت کند و هم از رفتارهای مربیانی چون فیروز کریمی و اکبر میثاقیان انتقاد!
آیت الهی همچنین از رابطه اش با سیاست سخن گفت و عنوان کرد که نه تنها از طریق سازگارنژاد وارد تشکیلات فوتبال شده که این سازگارنژاد و عظیمی نمایندگان سابق شیراز در مجلس شورای اسلامی بوده اند که از شخصیت اجتماعی او سود برده اند با این توضیح که سازگارنژاد را مدیری لایق می دانست.
وی همچنین در بخش دیگری از سخنانش مدعی شد حافظیه تنها زمین استاندارد کشور است و در پایان هم هشدار داد که اگر ورزش فارس به همین شکل پیش برود و حمایت نشود دیگر نه از مقاومت سپاسی خبری خواهد بود، نه از تیم بسکتبال لوله آ. اس و نه از قهرمانی کشتی فرنگی.
تصور خیلی ها بر این است که آیت الهی سابقه ورزشی ندارد، عده ای معتقدند شما بدون این سابقه از ابتدا و در واقع با استفاده از لابی و رابطه وارد این حوزه شدید دوست داریم ابتدا سابقه ورزشی خود را بازگو کنید.
- ورود من از سال 1344 درست زمانی که در آستانه یک سالگی بودم، شکل گرفت. از دبستان مهذب شیراز با مدیریت حاج خیرا... کشتکاران که از پیشکسوتان ورزش و بنیانگذاران فوتبال فارس بود. ایشان به دلیل مسئولیتی که داشت نفرات مستعد را جمع آوری و پرورش می داد.
به هر حال زمانی که به فوتبال وارد شدم شخصیت هایی مثل آیت ا... سید محمد مهدی دستغیب تولیت آستان احمدی و محمدی (شاهچراغ (ع) ) به عنوان یکی از چهره های شاخص مجموعه ای بود که کشتکاران در آن کار می کرد و به صورت مداوم هفته ای 3 روز در تمرینات ورود پیدا می کرد.
از سال 46 له مسابقات شهرستان شیراز ورود پیدا کردم و در طول دوران ورزشی خود در تیم های مختلف توپ زدم و فعالیت کردم که از آن جمله می توان به تیم هایی مثل متحد، کاتر پیلار، پیام، پاس، شهربانی، آرشام و شیراز جوان اشاره کرده که در تیم های پیام، شیراز جوان و پاس مربی گری کرده ام.
دوره خاصی هم برای مربی گری گذرانده بودید یا اینکه از راه زمین فوتبال روی نیمکت مربی گری نشستید؟
- در سال 53 به عنوان جوان ترین عضوی که کارت مربی گری را گرفت در کلاس داود نصیری شرکت کردم، سال 56 مربی گری درجه 2 و سال 58 مربی گری فدراسیون را گذراندم به هر حال نه تنها در ورزش فوتبال سابقه زیادی دارم که در دوچرخه سواری هم کارت مربی گری و داوری را دارم و سال ها در این رشته فعالیت کردم.
همه این صحبت ها مؤید این نکته بود که شما سابقه ورزشی دارید بحث بعدی می تواند این باشد که آیت الهی با این سابقه ورزشی سابقه مدیریت در حوزه ورزش و به خصوص فوتبال را هم داشته یا اینکه بدون هیچ پیش زمینه ای رئیس هیأت فوتبال و تربیت بدنی شیراز شده است؟
- در سال 1359 به عنوان رئیس شورای فوتبال استان فارس انتخاب شدم. در مجمعی که بعد از انتخاب نوآموز به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال صورت گرفت. آن زمان هنرپرداز مدیر کل تربیت بدنی دقت نظرش بر این بود که شورایی را با نام شورای فوتبال استان تشکیل دهد و در نهایت من به عنوان ریاست این شورا انتخاب شدم. آن زمان همکاران من اکبر کیا و مهدی آصف بودند و می شود گفت اولین مسئولیت را پس از انقلاب من در هیأت فوتبال استان داشتم و مسابقات فوتبال استان را آن زمان ساماندهی کردم کاری که الآن هم دارم انجام می دهم، به هر حال این مسئولیت ادامه داشت تا اردیبهشت ماه 63 که به عنوان مدیر کل تربیت بدنی کهگیلویه و بویراحمد انتخاب شدم. البته یادآوری می کنم که در آن موقع محل خدمت من سپاه بود و ورزش سپاه را در همان سال های اولیه نیز ساماندهی کردم. (سپاه منطقه 9)
گفته می شود چون شما از یک خانواده روحانی بودید و رابطه خوبی نیز با خانواده آیت ا... شیرازی داشتید همواره نگاه ویژه به شما شده است و گرنه دیگرانی هم بودند که سابقه ورزشی داشته باشند اما مسئولیت ها را فقط به شما می دادند!
- معتقدم اگر عاشق نباشی نمی توانی به خواسته هایت برسی در هر کاری که ورود کردم دلیل آن سابقه ورزشی و توانمندی خودم بوده است. همه ی مسئولیت های من هم ورزشی نیست مسئولیت های اجتماعی هم دارم. بله من از یک خانواده روحانی هستم که جایگاه خاص خودش را دارد اما از خانواده روحانی خود سوء استفاده نکردم.
من در 24 سالگی سرپرست بزرگترین کاروان ورزشی کشور را در بازی های آسیایی دهلی بر عهده داشتم. این در حالی بود که حدود 4 سال در هیچ مسابقه ای خارج از کشور شرکت نکرده بودم. علاوه بر آن در اوج جوانی به عنوان مدیر کل مجموعه آزادی کار کردم و هنگامی که در سال 60 از بازی های آسیایی دهلی برگشتیم یک سال بعد یکی سال 61 و در سن 25 سالگی به عنوان معاون تربیت بدنی فارس منصوب شدم و در سال 63 هم به عنوان مدیر کل تربیت بدنی کهگیلویه و بویراحمد منصوب شدم.
در سال 64 نیز به عنوان سرپرست تیم های کشتی آزاد و فرنگی به ژاپن رفتم و در هر 2رشته با کسب 14 مدال طلا قهرمان شدیم. در سال 69 به عنوان مشاور و مسئول جهاد ورزشی استان فارس مشغول به فعالیت شدم و در سال 70 به عنوان نماینده ورزش استان با اعتباری که استاندار وقت (دانش منفرد) در اختیار گذاشت 2 سال پیاپی به عنوان نماینده استان و نیز نماینده آموزش و پرورش به چین سفر کردم و خریدهای ورزشی برای استان و نهاد آموزش و پرورش انجام دادم. در سال 73 به عنوان مسئول اداره امور ورزش استان و نیز مسئول اداره نظارت تربیت بدنی منصوب و تا سال 81 در این پست مشغول به این کار شدم. در سال 81 مسئولیت تربیت بدنی شیراز را به عهده گرفتم که تا الان دراین سمت مشغول به کار هستم. البته لازم به توضیح می دانم که در دهه 70 علاوه بر مسئولیت هایی که داشتم مسئول هیأت دوچرخه سواری استان هم بودم و مسئولیت هیأت ناشنوایان فارس را هم داشتم!
پس سابقه چند شغله بودن شما مربوط به الآن نیست این قصه گویا ریشه در گذشته دارد؟!
- آنها که می گویند آیت الهی چند شغله است، باید بگویم این ها افتخار است، شغل نیست من همانطور که قبلاً هم گفتم مسئولیت های اجتماعی دیگری دارم که اگر به اینها اضافه شود شاید به 20 مسئولیت برسد! این مسئولیت ها را یا به دلیل اعتقادات و یا شایستگی به من سپرده اند، من با مردم زندگی می کنم و برای آنها از جان مایه می گذارم.
اما به هر حال قبول کنید که اگر نیروی توانمندی هستید وقتی تمام توانایی خود را معطوف به یک مسأله کنید نتایجه بهتری خواهید گرفت، الآن حضور توأمان شما در هیأت فوتبال استان و تربیت بدنی شیراز حواس شما را درگیر چند مسأله می کند.
- قرار نیست آیت الهی حضور فیزیکی در فوتبال داشته باشد شاید در هفته 7 یا 8 ساعت بیشتر صرف فوتبال نکنم، مسئولیت ها را ریز کردیم و یک کار نظارتی در فوتبال انجام می دهیم به هر حال شغل من تربیت بدنی است و فوتبال یکی از کارهای من است.
شاید به همین دلیل است که منتقدان شما معتقدند آیت الهی یک آدم سنتی است، امروزی ها این نوع نگاه را یک نگاه سنتی به مسئولیت ها می دانند!
- شما بروید کارهایی را که ما در حیطه ورزش سامان دادیم بررسی کنید، فارس و اصفهان را در یک چارچوب تشکیلاتی بررسی کنید فارس را با خوزستان هم مقایسه کنید. برای این بررسی هم یک معیار و سنجش منطقی داشته باشید. آیا بودن با مردم و سپردن کار به خود مردم یک تصمیم سنتی است؟! اگر سنتی است من افتخار می کنم سنتی هستم.
آیت الهی در حالی که زمین چمن مصنوعی روبروی اتاقش را از پنجره نشان می دهد و می گوید: در این زمین چمن مسابقات فوتبال زیر 11 -12 و 13 سال را برگزار می کنیم. اینجا یک مرکز است. برای بچه ای که در طول سال 36 بازی گذاشته می شود این یک غنیمت است. بحث آموزش نخبگان این رشته است. این ها سرمایه هایی هستند که 5 سال دیگر در فوتبال مملکت جواب خواهند داد و آن وقت شما به این کار می گویید سنتی!
من نمی گویم منتقدان شما می گویند، آنها حتی معتقدند آیت الهی تحصیلاتش حوزوی است او را چه به کار آکادمیک؟!
- کلاس هایی که من گذرانده ام هیچ کدام از آقایان مدعی نگذرانده اند. کلاس هایی را که با مدیران ارشد ورزش کشور گذرانده ام مدیرانی مثل امیرحسین رضوی، علی کفاشیان، علیرضا رحیمی (رئیس فدراسیون هندبال) و احمد درگاهی رئیس سازمان ورزش.
من اولین کلاس مدیریت ورزش را که زیرنظر کمیته بین المللی المپیک تشکیل شد شرکت کردم. در اغلب کلاس های مدیریت ورزشی در این 3 دهه شرکت کردم. اگر تحصیلات آکادمیک از برگزاری یک کلاس مدارس فوتبال عاجر هستند پس بگذارید من که یک آدم سنتی و به قول شما با تحصیلات حوزوی هستم این کار را انجام دهم! وقتی می گویم قرار نیست آیت الهی حضور فیزیکی در فوتبال داشته باشد این نوع نگاه سنتی نیست این اتفاقاً بحث روز و همان بحث من با کسانی است که مرا سنتی می خوانند. با همین نگاه است که الآن طرح ویژن فوتبال فارس در آسیا برترین است و دبیر کل کنفدراسیون آسیا عنوان می کند ویژن فارس سوپر ویژن آسیا است بحثی که مجمع کنفدراسیون فوتبال آسیا هم آن را تأیید کرد. پس اگر ما سوپر ویژن فوتبال آسیا می شویم دلیل بر آن نیست که همه وقت خود را برای فوتبال گذاشته ایم، مدیریت امروز دنیا یک مدیریت نظارتی است.
با این توصیف برخلاف تصور رایج شما باید مشاوران خوبی داشته باشید؟
- مطمئناً این گونه است، تربیت بدنی شیراز حوزه اجرایی تربیت بدنی استان است. با توجه به اینکه ما بیشترین تعداد ورزشکار استان را در درون خود داریم پس کلان اجرایی کار استان مربوط به شیراز است. اما همه کارها را با همفکری و هم اندیشی در راستای سیاست های اداره کل تربیت بدنی جلو می بریم. ممکن است ضعف هایی هم باشد اما تأثیرگذار نیست. بالاخره در ورزش استان تنها یار بازمانده از دوران انقلاب بنده هستم، ممکن است این چهر دیگر برای خیلی ها خسته کننده باشد.
اتفاقاً همین طور است! برخی می گویند آیت الهی هرچه داشته رو کرده است.
- پس چرا ویژن برتر آسیا شدیم؟! اینکه ما الان معین استان هایی چون مازندران، خوزستان و کرمان با آن همه توانمندی که در این استان ها وجود دارد، هستیم نشان می دهد که هنوز نو و خلاق هستیم. اینکه ما به عنوان نماینده ویژن آسیا باید استان های دیگر را آموزش بدهیم نشان از پویایی ما است.
بگذارید بحث را کمی عوض کنیم، شخصیت شما تا چه اندازه سیاسی است؟عده ای می گویند آیت الهی به همان اندازه که با اصلاح طلبی چون جلیل سازگارنژاد تیلیت می خورد به همان اندازه با اصولگرایی چون ابراهیم عزیزی فرماندار فعلی شیراز صبحانه می خورد!
- در رابطه با ورزش همیشه به یک اصل توجه دارم و آن سلامت جامعه است. در واقع مسئولیت من به عنوان متولی ورزش تربیت و سلامت جامعه است. من باید دلمشغولی های قشر جوان و انرژی انباشته شده در او را از بین ببرم. ممکن است نظرات سیاسی هم داشته باشم اما در کارم هیچ وقت آن را دخیل نمی دهم. هر مسئولی در نظام جمهوری اسلامی ایران در هر زمان و مکان که تحت لوای نظام مسئولیت بپذیرد و ولایت مدار باشد، با علم به اینکه تنفیذ حکم او به دست ولی فقیه بوده باید وی را همراهی کرد.
شما از سال 79 مسئولیت هیأت فوتبال استان را برعهده دارید، قبل از آن و در زمان مدیریت تربیت بدنی فارس توسط سازگارنژاد با ایشان همکاری داشتید بعد در جریان انتخابات مجلس ششم نیز با ستاد انتخاباتی وی همکاری داشتید، گفته می شود مسئولیت هیأت فوتبال استان را با حمایت سازگارنژاد برعهده گرفتید؟
- در سئوال قبلی شما هم گفتم در ورزش اعتقادی ندارم که سیاسی رفتار کنم. سابقه من در ورزش در این پست بود، شاید نمایندگانی که شما اسم بردید از من بیشتر بهره برداری کردند تا من از آنها. از موقعیت اجتماعی من بیشتر بهره برداری شد تا اینکه من از آنها بهره برداری کنم.
پس با این تفاصیل می شود گفت به توصیه شما بوده که سازگارنژاد در آن سال ها عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال شد؟
- نه ایشان از سال 67 تا 70 مدیر کل تربیت بدنی استان بود و اتفاقاً مدیر کل نمونه معرفی شد اگر هم به هیأت رئیسه رفته به دلیل توانائی ها و ارتباطات خودش بوده است.
بگذریم، شما در مقطعی از افشین قطبی به علت اینکه برای هوادارانش در حافظیه دست تکان داد شکایت کردید، این شکایت برای خیلی ها عجیب بود تا جایی که برخی اعتقاد داشتند آیت الهی خواست با این کار سر زبان ها بیفتد!
- اصلاً شکایتی از قطبی نبود. سال دوم مربی گری قطبی در پرسپولیس، بعد از گلی که تیمش خورد در 15 دقیقه پایانی بازی عکس العمل های ایشان نسبت به داور و برگشت وی به سمت تماشاچیان باعث اعتراض های متعدد شد که باعث گشت اشیاء زیادی در جریان بازی به وسیله تماشاگران به پیست پرتاب شود، با این وجود من شکایتی نکردم.
اما ایشان به کمیته انضباطی احضار شد و چون شما به عنوان شاکی در کمیته حضور پیدا نکرد قطبی تبرئه شد.
نه من خودم خواستم ایشان تبرئه شوند!
اما قطبی از این قضیه بعدها که از ایران رفت با دلخوری یاد کرد.
- من چنین استنباطی ندارم. شما توجه کنید که افشین قطبی خود یک فرهنگ و ادبیات خاصی را به فوتبال ایران آورد و یک تحولی را در درون مجموعه خود شکل داد، او اگر در دور دوم مربی گری خود تا آخر با پرسپولیس می ماند آن ادبیات فراموش می شد، در واقع نهایتاً و ناچاراً به این سمت کشیده می شد!
با این توصیف یک جای فوتبال ما ضعف دارد.
- بله اسم فوتبال ماه حرفه ای است اما رفتارهای مربیان آن که باید برای بازیکنان الگو باشند کاملاً غیر اخلاقی و غیرحرفه ای است. شما کجای دنیا دیدید که مربی بیاید انتقادهای آن چنانی کند آن هم با ادبیاتی غیرقابل قبول. مربیانی مثل فیروز کریمی و میثاقیان لحن و نوع ادبیاتشان متناسب با فوتبال حرفه ای نیست. به شخص حقیقی این ها کار ندارم بلکه شخصیت حقوقی آنها کار دارم، اگر قرار است حرفه ای باشیم باید از رأس حرم تفکر حرفه ای را حاکم کنیم.
اما قبول کنید که نورافکن های حافظیه مشکل داشت کاری به جمله معروف کریمی ندارم که عنوان کرد « در حافظیه دنبال چراغ قوه بودم » اما مشکل نور واقعاً وجود داشت.
- ممکن است نورافکن های حافظیه در آن مقطع ضعف داشت اما در شرایط فعلی از وضعیت خوبی برخورداریم. اما یک نکته را فراموش نکنید تا زمانی که باشگاه های ما صاحب امکانات اختصاصی نباشند این کار عملیاتی نمی شود، با امکانات دولتی نمی شود اولدترافورد یا نیوکمپ و یا حتی ورزشگاه های حوزه خلیج فارس ساخت. در حال حاضر نگین ورزشگاه های ما آزادی است اما آیا شرایط ورود و خروج تماشاگران، رختکن، سرویس بهداشتی و... شرایط خوبی است؟ نه. حتی مجموعه های جدید صبای قم، کرمان و یا همدان هم دارای ضعف هایی است که با هیچ کدام با شرایط حرفه ای سازگار نیست.
فکر می کنید بهتر نیست به جای ساختن مجموعه های جدید ورزش همان ها را که داشتیم تکمیل و بازسازی می کردیم؟
- چرا اما ردیف اعتباری ندارد، باید حتماً یک اتفاقی مثل آن بارندگی های بازی های باشگاه های آسیا در زمان صفایی فراهانی بیفتد تا اعتبار اختصاص بدهیم.
برای نوسازی حافظیه چقدر اعتبار نیاز دارید؟
- 3 میلیارد تومان نیاز دارید تا حافظیه را استاندارد کنیم.
این استاندارد شامل زمین حافظیه هم می شود؟ منظورم طول و عرض زمین است که همواره مربیان فوتبال به ویژه غلامحسین پیروانی از آن ایراد می گیرند؟
- من اصلاً این حرف را قبول ندارم. تنها زمینی که در سطح استاندارد فیفا است حافظیه است یعنی 105 در 68. این آخرین استانداردی است که فیفا ابلاغ کرده و تنها زمین استاندارد کشور را نیز حافظیه دارد.
اما چمن ورزشگاه حافظیه را قبول کنید که در فصل بارندگی مشکل زیاد دارد.
- چمن حافظیه به نوعی است که در اواخر فصل پائیز رنگ آن بر می گردد. این چمن نوعی چمن آفریقایی است که سرما رنگ آن را بر می گرداند، اگر تیم ها از ما تمرین نخواهند با گرم نگه داشتن آن می توانیم رنگ آن را ثابت نگه داریم.
اما فقط بحث رنگ چمن نیست، بارندگی واقعاً شرایط آن را نامطلوب می کند.
- باور کنید فشاری که روی چمن حافظیه است بیشتر از آزادی است. در سال گذشته تیم های فوتبال برق، مقاومت بسیج، مقاومت سپاسی و پیام مخابرات هم در حافظیه بازی داشتند و هم تمرین، با این شرایط زنده نگه داشتن این چمن شاهکار بوده است.
چه اصراری دارید که همه بازی های در حافظیه باشد؟
اتفاقاً این سئوال ما از همین باشگاه ها است، اگر بگوییم نه بروید یک مجموعه پیدا کنید بلافاصله جریانات فشار را بر ما حاکم خواهند کرده اتفاقاً من معتقدم اگر پیام از لیگ 2 به لیگ یک صعود کرد این بود که درزمین خوب سعادت شهر بازی می کرد و تماشاچی خاص خود را پیدا کرد. لذا من از اینکه همه ی تیم های استان در لیگ یک و برتر در حافظیه بازی داشته باشند خوشحال نیستم.
یکی دیگر از مشکلات ورزشگاه حافظیه سرویس های بهداشتی این مجموعه است خیالی برای افزایش کمی و بهبود کیفیت آن ندارد؟
- مشکل ما در این خصوص مشکل ردیف اعتباری بود. خوشبختانه در دولت نهم آن قدر فضاهای ورزشی گسترش پیدا کرده که فرصتی برای ترمیم ورزشگاه حافظیه به وجود نیامد. مگر در سفر دوم ریاست جمهوری که از مصوبات این سفر اعتبارات خوبی برای تعمیر و تجهیز ورزشگاه ها در نظر گرفته شده که البته از سال 89 اعتبارات آن پرداخت می شود که ضعف های حافظیه را تا حد قابل توجهی جبران می کند. البته درهمین سال جاری هم که هنوز اعتباراتش ابلاغ نشده پیش بینی شده که در قسمت جنوب شرقی استادیوم سرویس های بهداشتی ساخته شود چون در شمال غربی و جنوب غربی و قسمت مرکزی استادیوم سرویس بهداشتی داریم. پیش بینی می کنم در 3 یا 4 ماه آینده این کار عملیاتی می شود و به بهره برداری می رسد.
زمانی عادل فردوسی پور در یک برنامه ای اعلام کرد ورزشگاه چلسی بیش از 2 هزار سرویس بهداشتی دارد!
- می خواهم به فردوسی پور بگویم ببخشید شما که بچه کرمان هستید و در کرمان زاده شدید استادیوم های کرمان را با مجموعه های ورزشی دیگر کشور بسنجید نه اینکه معیار را روی ورزشگاه های نیوکمپ یا ورزشگاه اختصاصی چلسی بگذارید. زمانی که برای بازی های جام جهانی در آلمان بودم برای رفتن به دستشویی های آنجا باید یک یورو پرداخت می کردیم البته در قبال آن یک یورو خدمات در اختیار شما می گذاشتند.
آقای فردوسی پور هم نباید معیار سنجش خود را چلسی و استقلال و منچستر و پرسپولیس بگذارد آنها در بورس هستند اما پرسپولیس و استقلال چه؟ تماشاگران این تیم ها در بیرون از باشگاه برای شال گردنی و یا کلاه آرم دار باشگاه یک یورو می پردازند وقتی هم به باشگاه می روند برای کمک به باشگاه وقتی می خواهند محصولی خرید کنند 7 برابر قیمت آن را می پردازند. اما باشگاهی مثل پرسپولیس برای برگزاری یک اردوی یک روزه اش در تهران هر هفته از این هتل به آن هتل می رود!
جالب است که یک شهرستانی بالاخره برای این دو تیم دل می سوزاند. معمولاً شهرستانی ها می خواهند سر به تن استقلال و پرسپولیس نباشد!
- اعتقاد دارم این 2 باشگاه اگر بزرگ بمانند و به عنوان یک بزرگ به آنها نگاه شود فوتبال ما پیشرفت خواهد کرد. در آلمان بایرن مونیخ اگر آخر هم بشود بایرن مونیخ است. همین طور در ایتالیا میلان و اینتر و یوونتوس و یا در اسپانیا رئال و بارسلونا، در انگلیس هم منچستر، لیورپول، چلسی و آرسنال حتی در برزیل هنوز که هنوز است سانتوزرا به عنوان یک مجموعه ای می شناسند که روزی مروارید سیاه را در پیشانی حمله خود داشت. لذا زمانی می توانیم بگوییم فوتبال خوبی داریم که باشگاهی مثل پرسپولیس و استقلال در آسیا آقایی می کنند البته باشگاه های بزرگ دیگری هم مثل سپاهان و ذوب آهن و یا مقاومت شهید سپاسی هستند که نباید از کنار آن ها بگذریم همان طور که از تیم های ریشه دار دیگر شهرستان ها.
در نهایت معتقدم اگر کسی بخواهد 2 تیم بزرگ پایتخت را کوچک جلوه بدهد به هیچ وجه کوچک نمی شود چرا که سکوها شاهد بر این مسأله هستند البته باید نسبت به تیم های شهر خود هم حس ناسیونالیستی داشته باشیم و در کنار تیم های معروف پایتخت بزرگی کنیم اما باید قبول کرد که بدون قرمز و آبی بزرگ نخواهیم بود. متأسفانه این تفکر در دهه اول انقلاب شکل گرفت و هنوز که هنوز است در برخی افراد این تفکر وجود دارد.
اشاره به حسن ناسیونالیستی تماشاگران داشتید، اخیراً و در جریان دیدار تیم های تراکتورسازی تبریز و ذوهب آهن اصفهان 60 هزار تماشاگر متعصب تبریزی از این بازی دیدن کردند اتفاقی که هرگز در فوتبال فارس نخواهد افتاد.
- اتفاقی که در تبریز افتاد به دلیل 9 سال دوری تیم های تبریزی در لیگ برتر بود. آذربایجان یکی از قطب های فوتبال این مملکت بوده و هنوز که هنوز است از نتایج آن داریم بهره می بریم به طوری که باقری و خطیبی هنوز در میادین فوتبال حضور دارند و چهره هستند. به هر حال بعد از افت 2 باشگاه معروف تراکتورسازی و ماشین سازی تبریز هزینه های میلیاردی صورت گرفت تا تیم به جایگاه اصلی خود برگردد، حالا که برگشته مردم مشتاق هستند که تیم بماند، اما مطمئن باشید اگر تراکتورسازی نتیجه نگرفت مردم خانه نشین می شوند.
اما این اتفاق در آبادان هم صورت می گیرد و یا حتی در انزلی و اخیراً در اصفهان.
- فوتبال آبادان همیشه به فوتبال ملی ما کمک کرده، در دهه 40 بود که پورجانکی، برمکی و دهداری ظهور کردند و در عرصه ملی کار کردند، آبادانی که زمانی صادرکننده بازیکن بود حالا وارد کننده است.
آبادانی که برزگری، سالیا و فیروزی را داشت پس از جنگ فقط با خاطراتش زندگی کرد؟ چرا باید سالیا با این همه تربیت بازیکن پشت ماشین خود سکته کند؟ الان جمشید مجد و جمشید بشاگردی کجا هستند؟ می خواهم بگویم که عوامل متعددی در جذب تماشاگر تأثیر دارد که باید بر روی آن کار شود اگر گذشته فوتبالی یک شهر پر افتخار است باید آن را حفظ کرد. در خصوص شیراز نیز باید بگویم اگر سکوهای ما خالی است دلیلش این است که تیم را برای حداقل ماندن می بندیم نه برای یک ارتقاء نسبی. این مدیر از روز اول که تیم را به او دادیم فقط می تواند تیم را برای ماندن ببندد، اگر شما می گویید تماشاگر اصفهانی زیاد شده، دلیلش این است که تیمی مثل سپاهان که پشتوانه صنعتی دارد. الان یک تیم ملی است. رقم 4 بازیکن سپاهان به اندازه پولی است که سپاه هزینه مجموعه سپاسی می کند. این مسائل نمی تواند در خالی بودن سکوها بی تأثیر باشد.
پس فقر صنعت در فارس را بی تأثیردر رشد فوتبال استان نمی بینید؟
- صد در صد استانی هستیم که تکیه آن بر روی کشاورزی است که با یک خشکسالی مشکلات اقتصادی گریبان همه را می گیرد. استانی هستیم که در جذب سرمایه ملی در ردیف آخر قرار داریم. لذا برعهده مسئولین استان است. که برای فرار از این گردابی که ورزش در آن گیر افتاده تلاش کنند تا تیم های لیگی ما در سطوح مختلف منتفع شوند. می شود با استفاده از معادن و تشکیل تعاونی ورزش سرمایه هایی را که هزینه می شود به ورزش تزریق کرد، در غیر این صورت همیشه در حالت کما باقی خواهیم ماند و سرمایه های ما در تیم های دیگر آقایی می کنند و اگر به این وضعیت رسیدگی نشود متأسف هستم که بگویم تا الان برادران ما جذب تیم های دیگر می شدند اما الان زمزمه هایی مبنی بر پیوستن خواهران قهرمان ما به تیم های شهرهای دیگر است و این برای ورزش فارس یک فاجعه است لذا تا وقتی مسئولین به عنوان یک ضرورت به ورزش نگاه نکنند ما در این حوزه به بن بست خواهیم خورد.در حال حاضر 200 هزار ورزشکار سازمان یافته و 400 هزار ورزشکار سازمان نیافته داریم که این خود بالاتر از 15 درصد جمعیت استان را در خود جمع کرده است که اگر فکر اساسی برای این مسأله نشود در سال های آتی نه خبری از فجر و یا مقاومت شهید سپاسی هست، نه از لوله آ. اس و نه از قهرمانی تیم کشتی فرنگی ما در سطح کشور این در حالی است که در اداره کل تربیت بدنی برای اولین بار برنامه راهبردی را در ورزش مملکت پیاده می کنند و تازه هیأت های ما یاد گرفته اند که برنامه راهبردی و هدف گذاری چیست، علمی کردن ورزش چیست اما با دست های خالی نمی شود به مقابله این همه برنامه رفت.
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
برای این یادداشت 0 دیدگاه ثبت شده است.