• بایگانی نویسنده
  • بایگانی سیاوشون
  • نویسندگان سیاوشون
  • » سیامک عباسپور
    » سردبیر
    » میهمان
    » خاطره آقائیان
    » تورج آقائیان
    » شهرزاد آريانا
    » لادن آرمند
    » آرمان اسدی
    » محمد اسداللهی
    » محمد حسین داوود
    » احسان نیک آئین
    » طاهره اسلامی
    » محمد رضا اسلامی
    » فریبا قربانی
    » سید مهدی حجتی
    » غلامحسین جهانگیر
    » وحید جهانمیری نژاد
    » پيمان جوادي
    » مریم جوادی
    » سارا جوادی
    » سیروس جوکار
    » مجید کریمی
    » امیر حسین کاظمی
    » سولماز کرامتی
    » راضیه خضری
    » کیوان میری
    » پوپه میثاقی
    » محمد علی مختاری
    » رضا متقی
    » احمد نامی
    » سعید نظری
    » علی نظام الملکی
    » مهدی عمرانی
    » سپورا پاک نیت
    » آرش پردانی
    » علی پشوتن
    » رضا رحیم خانلی
    » حسام الدین رهنما
    » حمید روشان
    » حمید روستا
    » فرزاد صدری
    » فاطمه صالحی
    » سید بها الدین شیرازی
    » سید مهدی طاهری
    » رضا طاهری نیا
    » علی تارخ
    » شراره تهرانی
    » سارا ترابي
    » زهرا وهبی
    » مهروش ذاکری
    » فاطمه زارع مهذبیه
    » بابک ضیایی
  • یادداشت ها
  • بدها...خوبها...؟!

    24 بهمنماه 1388

    همه چیز از وقتی شروع می شود که می خواهیم خود را ثابت کنیم. خودمان را به همدیگر، به بالا دستی، به کوچکترها، بزرگترها، افراد، جامعه، خانواده،... آنقدر در باید و نباید ها و ارزش ها غلطانده شده ایم که نتوانیم بدون دیگری همیشه ی خدا حاضر دست به ارزیابی خودمان بزنیم. جامعه ی ما، جامعه ی ارزش هاست. همه...

    اینجا هر کس نظر خود را می دهد!

    05 بهمنماه 1388

    "به نظر من..." ، "از دیدگاه من"و... این عبارات حتما برایتان آشناست، عباراتی که روزانه در ابتدای خیلی از اظهارنظرها و صحبت ها می شنویم و حتی  می توان گفت راغب به شنیدنشان هستیم.اینکه گوینده برای مابقی افراد احترام قائل شده و تعمیم ناپذیری حرف هایش را پذیرفته باشد. اما اگر وجود نسبی این عادت زبانی را تا حدی بپذیریم...

    مهاجرت بعنوان راه حلی برای برون رفت فرهنگی!

    26 دیماه 1388

    همه ی ماجرا اینجاست: می بندیم و می گذاریم  و می رویم! مسئله فقط مربوط به یک نفر، دونفر نیست.خیلی ها که جدی دنبالش کرده اند و در آرزو و بعضاً تدارکش اند.بقیه هم حداقل به ذهنشان رسیده!هر چند شده باشد یکبار و شاید آن هم غیر جدی. درست است، رفتن را می گویم.اینکه از همه دار و ندارت بگذری...