دیماه-25-1388
اولین خاطره ای که از نام بهمن جلالی دارم مربوط به سال 72 است زمانی که جشنواره فیلم و عکس سینمای جوان در شیراز برگزار شد.و بهمن جلالی بهمراه خسرو سینایی در نگارخانه وصال در جمع علاقمندان حاضر شده بود تا از تجارب خود در هنرعکاسی سخن بگوید.آنچه که از سخنان او بیاد دارم تاکید او بر تجلی هویت فرهنگی در کارهای هنری بود.حتی مثال زد که یک عکس از یک هنرمند ژاپنی بی آنکه نام او یا کشورش را در حاشیۀ خود داشته باشد می تواند معرف دید فرهنگی و هنری یک ژاپنی باشد.سخنی که جلالی آن روز بیان کرد به نوعی بیانگر هدف و جهان بینی وی و منش حرفه ای او در عکاسی مستند از فرهنگ و وقایع سرزمین مادری اش، ایران بود. جلالي يكي از معدود افرادي است كه فقط عكاس بود و تمامي گونه های این هنر را تجربه کرد و هنگامي كه كارهايش را مرور مي كنيد گویا تاريخ عكاسي را ورق ميزنيد. او رويكردهايي به عكاسي قاجار، عكاسي معماري ، انقلاب و جنگ داشته است.
بهمن جلالي متولد سال 1323 در تهران است او در دانشگاه ملي اقتصاد خواند اما سر از عکاسی درآورد و يكي از بهترين عكاسان ايران شد. جلالي اولین نمایشگاه انفرادي خود را در سال ۱۳۵۰ برپا کرده است. اما برپایي نمایشگاهي در سال ۱۳۵۶ در نگارخانه شهر به عنوان نقطه عطفي در زندگي هنري جلالي قلمداد ميشود.
سال ۱۳۵۷ بهمن جلالي با همکاري همسرش - رعنا جوادي در فاصلۀ زماني 64 روزه تا بيست و دوم بهمن اقدام به عکاسی از روزهاي انقلاب و نابترین لحظات تاریخ معاصر ایران کرد. جلالي بعدها درباره آن روزها مي گوید: « اتفاقي جلوي چشمان مي افتاد که فقط در کتابها در مورد آن خوانده بودیم؛ چیزهایي مثل انقلاب اکتبر (انقلاب روسیه) یا انقلاب کوبا. انقلاب به قدري عجیب و جذاب بود که ميخواستیم هر تکه آن را بخوریم. براي ما که در دوره خود هیچ اتفاقي را ندیده بودیم خیلي تازه بود. عکاسي از این اتفاقات هم لذت داشت.حتي از خطري هم که وجود داشت لذت ميبردیم. دوست داشتیم جلوتر از همه باشیم و همیشه فکر ميکردیم که ممکن است همه افراد تیر بخورند ولي چون ما عکاسي ميکردیم تیر نميخوریم. همه عکاسها این جوري فکر ميکردند."
سال ۵۸ دولت ایران او را به نیکاراگوئه فرستاد تا از انقلاب تازه به پیروزي رسیده این کشور عکاسي کند ولي کمتر کسي عکسهاي جلالي و روایتش را از اوضاع و احوال این کشور و انقلاب آن دیده است.
با آغاز جنگ تحمیلي جلالي راهي خرمشهر ميشود.کتابهای روزهای خون، روزهای آتش (با همکاری کریم امامی)، خرمشهر، کتاب عکاسی سیاه و سفید (با همکاری کریم و گلی امامی)ماحصل این دوران است.
ديگر مجموعه جالب توجه عکس هايش بوشهر است; اين عکس ها به تصاويري از شهر تاريخي بوشهر که زماني بزرگ ترين و مهم ترين بندر جنوب ايران بوده و بافت معماري تحت تاثير هند و زنگبار را دارد، مي پردازد. اين معماري به دليل روابط نزديک و تاريخي بوشهر با اين مناطق پديد آمده است. جلالي در عکس هاي بوشهر خود با يک ماهيگير همسفر شده تا رنج ها و دشواري هاي زندگي روزمره او را بيان کند.
عکس هايش از کوير نيز به ويژگي زيباي خانه هاي کويري ايراني پرداخته است. اين خانه ها سقف هاي گنبدي شکلي دارند و از خشت و گل ساخته شده اند و با معماري اين منطقه نيز سازگار هستند.
سال 86جلالي به احترام 165 سالگي عکاسي در ايران بيست وهفت قطعه عکس از سال هاي دور و نزديک - سال هاي 1348 تا 1386 - مجسمه هاي شهري کرمانشاه، ماهي گيرهاي بوشهر و عکاسخانه چهره نگار، مستندنگاري هايي از شيراز، اصفهان، تهران، کرمانشاه، سيستان و بلوچستان، شوشتر، بندر ترکمن و... را با منطق چيدماني خود بر روي ديوارهاي نمایشگاه راه ابريشم قرار داد.
ارديبهشت ماه 88 نمايشگاه عکس « با خاک» را از مجموعۀ عکاسي معماري خاکي و گلي کوير ايران در تهران عرضه کرد.اين هنرمند عکاس از سال 56 تا 71 مجموعه عکاسي را با موضوع «معماري خاکي و گلي کوير ايران»و همنشینی خشت و گل در شهرهای کاشان، نایین، کرمان، یزد و ... آغاز کرد که مجموعه کامل آن براي نخستين بار، 10 سال پيش در دانشگاه هامبورگ رونمايي شد. وی 14 قطعه از اين عکس ها را که جست وجويي در معماري کويري ايران بود و به گفته خودش «ديگر کمتر مي توان نمونه آنها را پيدا کرد»، به نمايش گذاشت.
وي پس از يك دوره عكاسي مستند به عكاسي ترکیبی- تدوینی روي آورد. جلالی در این خصوص می گفت "هنگامي كه عكاسي مستند انجام ميدادم، عكسهايم نه ميتوانستند در روزنامه باشند و نه كتاب شوند. براي مثال كتاب انقلاب، پس از 2 بار چاپ توقيف شد.من دوست دارم راههاي تازه را تجربه كنم. "
بهمن جلالي طي این سالها گردآوري و اصلاح نگاتیوهاي شیشهاي گنجینه کاخ گلستان را برعهده گرفت. جلالي با نگاهي متفاوت این عکسهاي قاجاري را تغییر داده و در نمایشگاههایي در خارج و داخل کشور به نمایش درآورده است. بسياري از عکس هاي وي به تعبيري، "عمق حافظه تصويري" به شمار مي روند که او از آنچه ديده و ثبت کرده، ساخته است.
مجموعه هاي "تصوير خيال: سياه و سفيد"، "تصوير خيال: قرمز" نيز از مجموعه عکس هاي تدوین شده جلالي از نگاتيوهاي دوره قاجار هستند.بهمن جلالي در پیشگفتار کتاب «گنج پیدا» (که در واقع کتاب چاپ شده از همان نگاتیوهاي مکشوفه و نگاتیوهاي آلبوم خانه است) دوره عکاسي که از حدود سال هاي ۱۲۶۰ هجري قمري در ایام سلطنت ناصرالدین شاه شروع و تا دوران کوتاه سلطنت احمدشاه ادامه داشت را «دوران طلایي» عکاسي ایران مينامد.عکسهاي آن دوران اطلاعات بسیار مهمي را در خود حفظ کردهاند: لباس ها، معماري، مراسم، چهرهها، نوع خانهها، شوخيها و بسیاري اطلاعات دیگر. جدا از ارزشهاي مستند، عکسهاي دوره قاجار دیدي ناب، خلاق و هنرمندانه را نشان ميدهند که بدون هیچ "پشتوانه تصویري" از قبل به وجود آمدهاند. برشهاي کناره عکسها، ترکیببندي تصویرها، حالتها و استفاده از وسایل زندگي مثل صندلي، میز و گلدانهاي شمعداني و همچنین پس زمینههایي را که زاییده خلاقیت عکاسان آن دوره بوده است ميتوان در این زمره به شمار آورد.
مستند 62 دقيقه اي با نام «عكس ناتمام، بهمن جلالي» ساخته مشترك تورج رباني و عميد راشد نیز وجود دارد که به زندگي و آثار بهمن جلالي و جستجويي در تاريخ عكاسي ايران ميپردازد. همچنین اسپانيايي ها چند سال قبل کتابي با عنوان "مجموعه آثار بهمن جلالي" در کشورشان منتشر کردند که روايت کاملي از حدود چهار دهه عکاسي از انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي و مستندنگاري هايي از سراسر کشور ايران است.
برگزاري بیش از ۵۰ نمایشگاه عکس در ایران، فرانسه، آلمان، مجارستان، چکسلواکي سابق، فنلاند، اسپانيا و ...، تدریس و تحقیق در دانشگاههاي تهران ، هنر و دانشگاه آزاد و مرکز تحقیقات و مطالعات ارشاد، تأسیس عکسخانه ایران، سردبیر فصلنامه "عکسنامه" از ديگر فعاليتهاي اين استاد عكاسي است.
بهمن جلالی جمعه 25 دي 1388 بر اثر سرطان درگذشت. روحش شاد و یادش گرامی باد.
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
با سلام
خدا رحمتشان کند.فکر کنم جشنواره سینمای جوان در سال 71 در شیراز برگزار شد.
جالب اینجاست که آثار کامل عکاسی ایشان هنوز در ایران چاپ نشده است و در اسپانیا این کار انجام شده است.
خدا رحمتش کند.کاش عکسهای بیشتری از ایشان را کار می کردید.