اسفندماه-15-1387
پویش مردمی حمایت از میر حسین موسوی "انتخاب 10" به آدرس www.entekhab10.netیکی از سایتهای مردمی حامی میرحسین در انتخابات دهم ریاست جمهوری است .سایت انتخاب 10 ارگانی مستقل و پویشی مردمیست که جهت حمایت و دعوت از کاندیداتوری نخست وزیر پیشین ایران شکل گرفته است .
این سایت شامل بخشهایی از جمله :"یادداشت،گفتار ،گزارش ،آخرین عناوین و بخش ویژه"است که اخبارو گزارشها در خصوص کاندیداتوری موسوی و دیدگاهای گوناگون دراین باره منتشر می کند.
در صفحه نخست این سایت مطلبی با نام "نخست وزیر محبوب" آورده شده است:
ما باید نگاه واقع گرایانه نسبت به جهان داشته باشیم. در دید واقع گرایانه، ما دچار توهم نمی شویم، حد آرمان ها را می شناسیم و در حدی که می توان آنها را به کار گرفت، منافع ملی و حیاتی خودمان را تعریف می کنیم. آن چیزی که امروز واقعا نیازمندیم این است که با تکیه بر اصولی که از قانون اساسی و خط امام(ره) بر می آید نگاه واقع گرایانه نسبت به جهان داشته باشیم و بر اساس آن مسائل خودمان را پیش ببریم نه اینکه آرزو ها را به جای واقعیت های بیرونی بگذاریم. گرچه این آرزو در جای خود می تواند به ما انگیزه حرکت دهد.
همچنین بخشهای "فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی " این سایت به انتشار گزارش و اخبار در این حوزه ها می پردازد.
بخش ویژه سایت"انتخاب 10" به بیان مطلبی با عنوان "موسوی ،موسوی است" پرداخته است:
موسوی هیچگاه مصلحتاندیشی شخصی را بر منافع انقلابی و میهنی ترجیح نداده است.
این روزها شنیده می شود که چرا میر حسین موسوی، فرصتی استثنایی را از خویش و از کشور گرفت و کاندیداتوری خود را آنقدر به تاخیر انداخت که معادله کنونی پیش آمد. گاهی نیز گفته میشود موسوی بیش از اینکه به مصالح عمومی کشور بیاندیشد به فکر حفظ و پاسداری از اصول و موازین شخصی است. حتی عدهای میگویند بهتراست او مصالح و اصول شخصی خود را در مقابل مصالح و ضرورت اصول ملی نادیده انگارد. از موسوی انتظار میرفت و انتظار میرود در شرایط خاصي همچون امروز که جامعه و کشور به او نیاز مبرم دارد حضوری جدیتر و تاثیرگذارتر داشته باشد و دوستداران فکريش را چنین تنها نگذارد.
اما در این خصوص با توجه به مقدار شناختی که از موسوی وجود دارد باید گفت: همانند برخی از بزرگان انقلاب اسلامی ایران، آنها که جان دادند یا جان سپردند یا آنها که امروز مهمترین سرمایهي انقلاب محسوب میشوند، موسوی هیچگاه مصلحتاندیشی شخصی را بر منافع انقلابی و میهنی ترجیح نداده بلکه هرگز میان این دو تفاوت و فاصلهای ندیده است. کسی که در گفتمان انقلابی ذوب شدهباشد، دیگر برش یا مرزی میان خود و جامعه، خود و اسلام و یا خود و منافع ملی نمیشناسد. دقیقا به همین دلیل است که موسوی با بسیاری ديگر متفاوتاست. زیرا اصولی را پذيرفته که عدول از آن اصول را به هيچ بهانهاي جايز نميداند. اصولي همچون توسعهي عدالتمحور، باورداشتن به سرمایهي انسانی، به ویژه جوانان، جامعهای فرهنگمدار برای شکوفایی استعدادهای نهفتهي هزارانساله این مرزوبوم، آزادی و فعالشدن نهادهای اجتماعی، گسترش تعامل و مشارکت حداکثری، و خود یا جریان خود را قیم انحصاری انقلاب ندانستن، احترام و تجلیل از سرمایههای علمی و مدیریتی جامعه، توجه مبنایي به معضلات فرهنگی. اين اصول موجب بروز منش و رفتاری خاص نزد وی شدهاست. کسانی که انتظار دارند او خود را با معیارهای آنها و یا معیارهای رایج وفقدهد، وی را همچون مجموعهای از نگرشها، بینشها، رفتارها و واکنشها درک نکردهاند. موسوی موسوی است تا هنگامیکه این اصول وکردارها را پیشهي خویش قرار دادهباشد. بنابراین نمی توان انتظارداشت وی از قواعدی که به آنها اعتقاددارد و خود در شکلگیری آنها سهم بزرگی داشتهاست، به هر دلیلی حتی حضور در عالیترین سطح اجرایی کشور عدولکند.
معیارها و رفتارهای رایج و متعارف درمورد انتخاباتی همچون انتخابات ریاستجمهوری متاسفانه در کشور روز به روز در ابعاد گوناگون خود به کشورهای غربی شبیه وشبیهتر میشود. اعلامهای زودرس کاندیداتوری برای کشوری که هر روز و هر ماه باید در تلاش و اندیشهي پیشرفت باشد یا شروع برخوردهای سطحی، شخصی و نازل از سوی برخی شخصیتها که باید الگوی رفتاری جامعه باشند از مواردی هستند که در کشورهای غربی به هنجارهای پذیرفته شدهای تبدیل شدهاند. اما این برخوردها به ویژه در جوامع شرقی گاهی چنان بغضآلود می شود که مقام ریاستجمهوری به فرصتی برای انتقامگیری و عزل هزاران مدیر با تجربه که از مهمترین سرمایههای کشور هستند تبدیل میشود و این آن چیزی نیست که موسوی به دنبالش میگردد حتی اگر نامش را سیاست گذارده و چنین برخوردهایی را قواعد الزامی بازی آن فرض کرده باشند. زیرا، برای موسوی مهم، آمدن یا نیامدن نیست، مهم، چگونه آمدن است و برای آنهاییکه او را درک کردهاند، مهم ایناست که موسوی، موسوی بماند، چه بیاید و چه نیاید.
در بخش گفتار این سایت در مطلبی از محمد آقا زاده آورده شده است:
سکوت "میر حسین موسوی" در فردای نخست وزیریش فریاد خاموشی بود که بخشی از پدیدار شناسی روح ایرانی را نمایندگی می کرد که در آن پا برهنه ها و فرودستان جایگاه برجسته یی دارند و عدالت اسم مستعاری نیست که تنها در بده و بستانهای سیاسی بکار برده شود.انقلاب سال پنجاه و هفت فرصتی به این فرو دستان داد تا به میدان بیایند و یک نظام متصلب دیر پا را به زیر افکندند و در یک جنگ هشت ساله از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع کنند.زمانی که آنها بعد از اتمام جنگ و انقلاب به خانه بازگشتند دوباره به جهان فراموشی تبعید شدند و هیچکس در برابر امواج سرکش نئولیبرالیسم و تعدیل اقتصادی نتوانست مقاومت کند و روز به روز ارتش فرادستان همه میدانهای فکری و عملی را از آن خود کردند و در این شرایط اگر کسی از فرودستان سخن می گفت خود را در برابر تحقیری می یافت که با محاصره جهان کامیابانه ذهن ها را فتح کرده بود.
میر حسین موسوی سکوت کرد چرا که گفتمان فرادستان هیچ روزنه ای را باز نمی گذاشت تا کسی از آن به زاغه نشین ها و حلبی آباد ها نگاه بیاندازد و اگر کسی بر آن بود نیم نگاهی به این مناطق بیاندازد به این قصد بود که آنها را ویران کند تا بجای آن بوستانهای چشم نواز بسازد و چهره نازیبای شهرها را بزک کند.در چنین شرایطی آنکه می خواست صدای فرودستان باشد چاره یی نداشت جز آنکه سکوت کند و شاهد باشد که با خود اتکایی بیمارستانها٬ندارها حتی از مداوای بیماری خود عاجز باشند و برای یافتن سر پناه از کانون شهرها فاصله بیشتری بگیرند.موسوی چه می توانست بگوید جز آنکه در خفا به آنچه رفته است بیاندیشد و در عمل شاهد باشد به جای اقتصاد دولتی اقتصاد رانتی هم بنیان زندگی فرودستان را برباد داد و هم حلقوم اقتصاد تولیدی را آنچنان سفت فشرد که بجای آن دلالان به ثروت های بادآورده دست یافتند و تنها صدای طبقات نوخاسته از همه جا به گوش رسید.
برای همکاری با پویش مردمی حمایت از میر حسین میر حسین موسوی می توانید به "تماس با ما" در سایت انتخاب 10 مراجعه کنید.
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
بسمه تعالی
دوست نادان و دشمن نادان
وَلاکِنّی أرَئکُم قَومًا تَجهَلوُن
بی شک رأی شما مطعلق به شماست وهیچ کس به غیر از شما از انگیزه و هدف آن آگاه نیست هیچ کس حق ندارد بگوید رأی شما مشتی است به دهان آمریکا؛یا رأی است به قانون اساسی ؛ یا تأییدست بر نظام؛ ویا هر چیز دیگری؛ چنین تعبیراتی از رأی شما در حقیقت ، دوستی و دشمنی از روی نادانی است و در حقیقت دشمنی است؛ هیچ کس غیر از شما از انگیزه و هدف شما آگاه نیست به جز اینکه به سئوالی که از شما شده پاسخ می دهید چه بسا شما به یک نفر رأی می دهید از بیم آنکه نفر دیگر رأی بیاورد و در حقیقت رأی شما نخواستن نفر دیگر است نه قبول کسی که به آن رأی می دهید و هزاران دلیل دیگر که شما می دانید و خدایتان«الله أعلمُ بما في أنفسهِم» اینگونه تحریکات از سوی دشمنان نادان شما به نیت ایجاد شکاف بین شما و دولتمردانتان است تا به نیات شومشان دست یابند ودر حقیقت دشمنی با خودشان است؛ نادانی به نفع هیچکس نیست. و عده ای با این تعابیر میخواهند مردمی را که با آنان همفکر نیستند از رفتن به پای صندوق رأی باز دارند تا هر کس را که خودشان برای مردم صالح میدانند رأی بیاورد که این کار دوستی از روی نادانی است ودر حقیقت دشمنی با خودشان وملتشان است همانند کسی که شاخه زیر پایش را می برید؛ شما زیر پای خودتان را خالی می کنید؛ نگذارید بین شما و ملتتان شکاف ایجاد شود اگر ملتتان با شما باشند همه چیز دارید واگر با شما نباشند شما ضعیف و شکست پذیر خواهید شد «حکومت کوتاه حضرت علی سلام الله علیه به خاطر این نبود که رأی مردم را می پذیرفت بلکه به خاطر آن بود که دنیای آن زمان ظرف بزرگی همچون او نبود.(آن حضرت از زمان خود بزرگتر بود) »من نه می خواهم به دهان آمریکا مشت بزنم و نه قانون اساسی و نظام حاکم را تمام و کمال قبول دارم چرا من را با این تعبیرات از رأی دادن باز می دارید بی شک این تعبیرات از سوی دوست و دشمن ، دشمنی است.چرا رأی مرا برای مقاصد خودتان تعبیر و تفسیر می کنید چنین تعابیری از سوی دوست ودشمن مسخره وبی اساس است؛ اگر می خواهید نظر من را در مورد قانون اساسی و یا نظام حاکم ویا دشمنی با آمریکا بدانید ویا هر نگرش دیگر انتخاباتی با آن نام برگزار کنید من در آن شرکت خواهم کرد و رأی خود را به داخل صندوق خواهم انداخت.«إن أُریدُ إلّاالإصلَاحَ مااستطعتُ وما تَوفیقی إلّا بِاللهِ علیه توکلتُ و إلیهِ أُنیبُ»
آیا دوست می دارید مردم شما به پای صندوق رأی بروند در حالی که بر پیشانی بندشان نوشته« برداشت سیاسی ممنوع»
هموطنانم رأی شما فقط پاسخ به سئوالی است که از شما شده است ونه هیچ تفسیر دیگر واینگونه تفاسیر دشمنی آشکار است و به وقت خود جوابشان را خواهند گرفت تحت تاثیر دوستان و دشمنان نادان قرار مگیرید و با شرکت در انتخابات رأی خود را به داخل صندوق بیندازید که حضور شما در سرنوشتتان به نفع همه است. و عدم حضور شما بر خلاف آنچه دوستان و دشمنان نادان شما می اندیشند حتی به نفع آنها هم نیست.«وما أمرُ فرعونَ برَشیدٍ»
دشمن نادان ودوست نادان دشمن شماست و دوست دانا و دشمن دانا دوست شماست. دشمن دانا دشمن نادانی شماست ودر حقیقت دشمن دشمن شماست و به نادانی شما حمله می کند تا شما هم مثل او دانا شوید و به دوستانش بپیوندید و دوست نادان با نادانی های شما دوست است ودر حقیقت دوست دشمن شماست.جهل و نادانی شما را ذلیل و گمراه خواهد کرد همانگونه که علم و دانای شما را به سعادت خواهد رساند
دشمن دانا بلندت می کند بر زمینت می زند نادان دوست
اگر دشمنانی دانا دارید ، نادانید. همانگونه که اگر دوستانی نادان دارید ؛ نادانید. دشمنان دانا کم هستند همانگونه که دوستان نادان زیادند شناخت دوست و دشمن از اهمیت خاصی برخوردار است به خصوص هر وقت بحث سرنوشت شما در میان باشد.اگر خودم را معرفی نمی کنم فقط به خاطرآن است که خودم را در مقابل شما قابل نمی دانم آرزو می کنم همیشه سربلند باشید.
یک هموطن هوادار میرحسین موسوی