مردادماه-26-1388
هفت خوان مصدق
هر ایرانی با شنیدن نام هفت خوان ،به یاد دلاوری های رستم دستان می افتد،ولی صحبت از هفت خوان دیگری است.اگر رستم با رشادت ودلیری،از هفت خوان گذشت،و گذراز این هفت خوان،مرحله ب
ه مرحله ویکی پس از دیگری بود ورویاریویی با آنها همزمان نبود ،امااینجا صحبت از کسی است که با هفت خوان همزمان مواجه شد ودر یک زمان مجبور بود از هفت دشمن،در راه ایمان وعشق به وطنش عبور نماید، صحبت از مرد وطن،آری سخن از مصدق است.
هفت خوانی که مصدق باید از آنها می گذشت عبار بودند از:
خوان اول:شاه وخاندان پهلوی، خوان دوم:استعمارگر پیر بریتانیای کبیر،خوان سوم:کشور کمونیست شوروی،خوان چهارم:کشور آمریکا،خوان پنجم:روشنفکران طالب قدرت،خوان ششم:اراذل واوباش وحزب توده،خوان هفتم:افراد مقدس مآب.
اما برای آن که بتوانیم به علل شکست ویا موفقیت یک حرکت اجتماعی دسترسی پیدا کنیم،بهتر است ابتدا با اندیشه ی رهبران آن جنبش آشنا شویم.این آشنایی هم حاصل نخواهد شد مگر آن که گفته ها ونوشته های آن رهبران را از سر صدق وصفا مورد مطالعه ومداقه قرار دهیم.
در آن صورت امکان آن را خواهیم یافت که از علل موفقیت ها وشکست های آنان آگاه شویم،چون به طور کلی انسان در مواقع مختلف با توجه به شرایطی که او را احاطه کرده است،در مقابل حوادث عکس العمل نشان می دهد،به همین دلیل هم گفته می شودبسیاری از مردم در این طرف میز ودر آن طرف میز تغییر شخصیت می دهند!
اهمیت پارلمان از نظر دکتر مصدق در سال1324
ابتدا برای آشنایی با افکار دکتر محمد مصدق لازم است به این نکته درباره ی اهمیت پارلمان توجه کنیم:
در ماه های پایانی سال1324شمسی،قوام السلطنه در مسکو مشغول "چانه زدن"با استالین ومولوتف وزیر خارجه ی او بود ودر تهران همه ی گروه ها منتظر نتیجه ی این مذاکرات بودند و این مهم در ایامی می گذشت که بیش از چند روز بیش از چند روز از عمرمجلس دوره ی چهاردهم باقی نمانده بود.به این صورت که روز21اسفند ماه1324،روز اختتام دوره ی چهاردهم بود.در روز هفتم اسفند ماه دکتر مصدق در مجلس گفت:بنده داخل در این مساله نمی شوم که دوره ی چهاردهم چه کرده است یا نکرده!...بنده از فترت خیلی می ترسم،از فترت چیزهای بدی دیده ام ،هر خطری متوجه این مملکت شده است،در فترت شده...اگر قرداد بسته شده در موقع فترت بسته شده،اگر کودتا شده،در فترت شده،مجلس را نبندید،
را باز بگذارید."
این مطلب چکیده ی سخنان مصدق،یعنی«نحوه ی نگاه او به بودن یا نبودن مجلس»بود،خلاصه اینکه عقیده دارد وبه روشنی می گوید:فترت خطرناک است!
استعفای نمایندگان مجلس دوره ی هفدهم
ولی آیا در مورد تعطیلی مجلس در دوره ی هفدهم که در اردیبهشت ماه سال1331افتتاح شده بود و هنوز در نیمه ی عمر خود بود،دلیلی وجود داشت که با نظر مافق دکتر مصدق اعضای فراکسیون نهضت ملی استعفا بدهند و عملا مجلس را تعطیل کنند و فترت آغاز شود؟...به این نامه مورخ 24تیر1332که صورت اعلامیه دارد توجه بفرمایید:
«ریاست معظم مجلس شورای ملی،چون با کمال تاسف که سابقا هم اعلام شد،وضع کنونی مجلس شورای ملی مساعد برای ادامه ی وظیفه ی نمایندگی نیست،ما امضا کنندگان ذیل،اعضای فراکسیون نهضت ملی،بدین وسیله استعفای خود را از نمایندگی هفدهم مجلس شورای ملی تقدیم می داریم.»
این اعلامیه،26امضا داشت وروز بعد عده ای دیگر هم استعفا کردند که جمعا52نفر استعفا می دهند ودر نتیجه عملا مجلس شورای ملی تعطیل می شود.یعنی آغاز فترت...چرا؟
در تاریخ ششم مرداد1332،آیت الله کاشانی اعلامیه ای منتشر می کند که نکته ی اساسی آن این است:
«آقای دکتر مصدق،که مجلس را خودش انتخاب کرده وبیش از صد بار گفته که صدی هشتاد آن ملی است،قبول ندارد وبرای فرار از استیضاح،مجلس را با وارد ساختن نوکران خود،به استعفا،تعطیل وبرای انحلال آن رفراندوم می کند!این مجلس وقتی به دکتر مصدق اختیارات غیر قانونی می دهد،ملی،و وقتی او را استیضاح می کند،عامل اجنبی است.»
در این جا لازم است به این نکته اشاره کنم:نویسنده خود از اقبال،نماینده ی کرمانشاه در دوره ی هفدهم،که مردی آزاده ومعلمی شایسته بود،شنیدم که می گفت:
«ما زیر فشار قرار گرفتیم تا استعفا بدهیم ومن شخصا رازی به این عمل نبودم.»
دلایل سقوط مصدق
سوال در این است :چرا دکتر مصدق که می دانست در ایام فترت کودتا می شود و قرار داد بسته می شود ،با این اقدام موافقت کرد؟
به واقع مصدق مردی بود که تا ایران باقی است ،هیچ گاه نام او به نام یک مرد وطن خواه و ایران دوست ،به فراموشی سپرده نخواهد شد.اما چراهای بسیاری در جواب این سوال که چرا مصدق سقوط کرد وجود دارد که این چراها باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد .
مصدق وحزب توده
به نظر می رسد که مصدق با حزب توده،یعنی با اعضای آن حزب،در روز های نخستین نخست وزیری،نظر مخالفی نداشت،چون می گفت:«این حزب از دو گروه تشکیل شده:توده ی نفتی،ومردمی که بی اطلاع از نیت رهبران،در فعالیت های حزب توده شرکت می کنند»واین روش را ادامه داد ودر روز های پایانی عصر دولت خود،افراد حزب توده برای او متکایی شده بودند!چون او به درستی می دانست که احزاب ملی توان مقابله با هیچ حرکتی را ندارند.
می توان گفت که در اکثر احزاب ملی آن روزگار،پرچم وپلاکارد،گاه بیش تر از افراد شرکت کننده بود!
بن بست دولت وملت
از طرفی،مردم از تظاهرات خسته شده بود وبه مفهوم اکثریت خاموش دیگر آمادگی نداشتند که باز هم با شعار وطومارجمع شوند،زیرا اختلافات درون جبهه ی ملی هر روز دامنه ی بیشتری پیدا می کرد که در نتیجه،همان اکثریت خاموش جبهه ی مبارزه را ترک کرده بودند.
مساله ی ملی شدن صنعت نفت،که اساس قیام ونهضت مردم را نشان می داد،از شکل یک حرکت اجتماعی به صورت یک معما در آمده بود وهیچ کس نمی دانست که پایان کار چه خواهد شد؟خصوصا با شکاف عمیقی که دو رهبر اصلی جریان نهضت،ایت الله کاشانی و دکتر مصدق،به شکل یک جنگ نا برابر درآمده بود.از یک طرف،رهبران حزب ایران که اکثرا مردمان صادقی بودند،گرد دکتر مصدق از سوس دیگر،دکتر بقایی،مکی،حایری نژادو...آتش بیار معرکه شده بودند.خوب به یاد دارم روزنامه ی پرخاش به مدیرت احمد انواری،از طرفداران حزب ایران،در یک کاریکاتور ساختمان مجلس شورا را با دو ستون ترسیم کرده بود که یک ستون آن آیت الله کاشانی وستون دیگر مصدق وریسمانی برگردن ایت الله بسته بود که سر آن در دست«ایدن»(نخست وزیر انگلستان)وبا کشیدن ریسمان ساختمان در حال فرو ریختن.
از سوی دیگر،نشریات طرفدار آیت الله هم،از درج هیچ مطلبی علیه رییس دولت خودداری نمی کردند.آیا به واقع در آن شرایط می شد یک نهضت را به راه صواب راهبر شد؟
از طرفی،مخالفت چند یار نزدیک به دکتر مصدق-از جمله مهندس حسیبی ودکتر شایگان-هم موجب شده بود که با هر پیشنهادی که برای حل مساله ی نفت از طرف بانک «جهانی»ویا انگلستان وآمریکا مطرح می شد،مخالفت شود.حزب توده هم که به ضاهر نقش طرفداری از دولت را بازی می کرد،ازهیچ اقدامی که به زیان نهضت مردم ایران بود،خودداری نمی کرد ودر نتیجه،جریان حوادث از اوایل مرداد1332به جای حرکت به سوی ایده آل،به سراشیبی سقوط در جریان بود.در چنین شرایطی ،رهبران در حال جنگ وستیز،مردم خسته ودرمانده،عوامل در حال نقشه کشی،واستعمار بی رحم درمنتظر فرصت،تا دوران فترت،اقدام لازم را به انجام برساند.ودر چنین شرایطی بود که نقشه ی عزل دکتر مصدق و فرمان نخست وزیری زهدی صادر می شودوبقیه ی قضایای کودتای28مرداد!
شعری در کودتای 28 مرداد از نیما یوشیج
ول کنید اسب مرا
راه توشه سفرم را و نمد زینم را
و مرا در هرزه درا،
که خیالی سر کش
به در خانه کشانده است مرا
رسم از خطه ی دوری ، نه دلی شاد در آن.
سرزمین های دور
جای آشوبگران
کارشان کشتن و کشتار که از هر طرف و
گوشه آن
می نشانید بهارش گل با زخم جسدهای کسان.
*******
فکر می کردم در ره چه عبث
که از این جای بیابان هلاک
می تواند گذرش باشد هر راهگذار
باشد او را دل فولاد اگر
وبرد سهل نظر
دربد و خوب که هست
و بگیرد مشکل ها آسان.
و جهان را داند
جای کین و کشتار
و خراب و خذلان.
*****
ولی اکنون به همان جای بیابان هلاک
بازگشت من می باید ،با زیرکی من که به
کار،
خواب پر هول و تکانی که ره آورد من از
این سفرم هست و هنوز
چشم بیدارم و هر لحظه بر آن می دوزد،
هستیم را همه در آتش برپا شده اش
می سوزد.
از برای من ویران سفر گشته مجالی دمی
استادن نیست
منم از هر که در این ساعت غارت زده تر
همه چیز از کف من رفته به در
دل فولادم با من نیست
همه چیزم دل من بود و کنون می بینم
دل فولادم مانده در راه.
دل فولادم را بی شکی انداخته است
دست آن قوم بد اندیش در آغوش بهاری
که گلش گفتم از خون و زخم.
وین زمان فکرم این است که در خون
برادرهایم
-ناروا در خون پیچان
بی گنه غلتان در خون -
دل فولادم را زنگ کند دیگرگون.
28 مرداد 1332
منابع:
1-ماهنامه حافظ ،شماره پنجم سال 1383
2-خاطرات و سخنرانی مهندس لطف اله میثمی
ديدگاه خود را ارسال کنيد!
دکترمصدق مردبزرگی بود
همچنان مرد بزرگی هست و خواهد بود.
در زمان شاه حداقل یک خیابان مهم هر هر به اسم مصدق بود اما حالا چه؟ ما که با رجال مملکتمتن چنین می کنیم انتظار داریم آیندگان چه قضاوتی در مورد ما داشته باشند؟
با لوک موافقم.داریم بد تیشه به ریشه خودمان می زنیم. الان یکی از مهم ترین خیابان های شیرازبه اسم مصدق است که از زمان شاه مانده و گرنه الان اهمیتی برای این بزرگان قایل نیستند.
تازه شاه مصدق را دشمن خودش می دانست اما...!
مصدق مرد شریف و پاک نهادی بود. یادش همیشه گرامی ست.
درود بر دکتر مصدق
دعای مردم ایران همیشه پشت سر مصد خواهد بود. او یک وطن پرست واقعی بود. خدا او را بیامزرد.
مصدق به همراه امیرکبیر پاک ترین و بزرگ ترین مردان و رجال سیاسی تاریخ ایران زمینند.
درود بر مصدق همیشه جاوید
درود بر دکتر مصدق
مگه میشه یک ایرانی وطن پرست و باوجدان مرد بزرگی مثل مصدق رو دوست نداشته باشه؟ درود بر مصدق
مصدق نماد آزادگی و ناسیونالیسم ایران است زنده باد مصدق یاران و رهروانش..